گنجور

حاشیه‌ها

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۵۰ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۸۰ - رفتن گرشاسب به درگاه شاه روم و کمان کشیدن:

بیواره غریب ، کواژه طعنه و شوخی

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۳۳ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۷۸ - رفتن گرشاسب به شام:

صحنه گور سیخ زدن در شاهنامه هنگام برخورد بهمن با رستم دیده می شود

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۲۹ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۷۷ - در صفت سفر:

به خوان کسان کدخدایی نکن عادت زیبنده ای است می گوید مهم أنی مردم می روی صاحب خانه را از غذای خودش تعارف نکن

علیرضا در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۵۹ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۷۸ - رفتن گرشاسب به شام:

نژند هم به معنی مهیب به کار میرود و هم خشمگین مانند دژم،باطنت دژم و ظاهرت نژند....

علیرضا در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۴۲ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۷۷ - در صفت سفر:

پالهنگ به معنر افسار و لگام

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۳۶ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۷۶ - داستان شاه روم و دخترش:

موی دو رنگ موی جو گندمی

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۲۸ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۷۵ - بازگشت گرشاسب از هند به ایران:

برخلاف انچه به عنوان زیبایی امروزی می ببینیم موی سیاه ستوده بزرگان و نیاکان ماست

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۷۵ - بازگشت گرشاسب از هند به ایران:

ستاغ اسب نزاییده و به فرا فکنی هر ماده نزاییده را گویند

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۱۴ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۷۵ - بازگشت گرشاسب از هند به ایران:

کهبد صراف و خازن شاه

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۰۹ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۷۴ - بازگشت گرشاسب و صفت خواسته:

بلالک را که نوعی تبغ است سهروردی هم به کار برده است اما او بلارک اورده که خوشخوانتر است

فروتن در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۵۹ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » مثنویات پراکنده » شمارهٔ ۵:

الهی، به حق نقی، شاه عسکر
کلمه حق افتاده است

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۷۲ - شگفتی دیگر بتخانه ها:

اهمند غمگین و بیمار

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۵۳ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۷۲ - شگفتی دیگر بتخانه ها:

بر گاه بر یعنی بر تخت

امیرحسین مقتدائی در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷۴:

این شعر وقتی شاهکاره که همایون بخوندش

امیرحسین مقتدائی در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۲۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷۴:

شعر وقتی شاهکاره که همایون بخوندش

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۱۷ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۶۴ - شگفتی جزیره قالون و جنگ گرشاسب با سگسار:

بی هال در بیت 37 اصلا غلط نمی باشد و نباید به صورت امروزی غلط بی حال نوشته شود چون هال با health انگلیسی همریشه است و در اساس فارسی است پس بنویسم هال شما چطور است ؟ برای اینکه دو نیکی کرده باشم باید غلط را هم غلت نوشت

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۰۹ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۶۳ - شگفتی جزیره درخت واق واق:

شد در ناپدید یعنی غیب شد و ناپدید بجای غیب بکار رفته مثلا غیب و شهاده یعنی پد ید و نا پد ید

علیرضا در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۶۱ - شگفتی جزیره ای که استرنگ داشت:

آکند به معنی آکنده میباشد

علیرضا در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۰۴ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۶۱ - شگفتی جزیره ای که استرنگ داشت:

کان به معنی معدن میباشد و محل استخراج فلزات

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۰۲ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۶۱ - شگفتی جزیره ای که استرنگ داشت:

کژاکند لغت دیگری برای زره یعنی اکده از کژ و زرهی بوده لابد پر از ابریشم کم بها به عنوان ضربه گیر زیر حلقه هایش

۱
۵۲۵۶
۵۲۵۷
۵۲۵۸
۵۲۵۹
۵۲۶۰
۵۷۳۱