امیرحسین در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲:
تو سریال وضعیت سفید از این شعر بصورت استادانه استفاده شده...
عالییییییییییییه
مرتضی در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:
من دلستانم داره برای همیشه از پیشم میره و وقتی این شعر رو میخونم نزدیکه که قلبم وایسه اگر جوون نبودم وقلبم کمی مشکل داشت حتما وای میساد
محسن بورعطا در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۱۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸ - در راه زندگانی:
زندگی اجبار است لاجرم باید زیست
امین کیخا در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:
ایران بانو شما عارف رادر برابر عامی می دانید حال اینکه گروهی خردمند و سواد دار را برابر و ضد عامی می دانند . رویهمرفته بیشتر بزرگان سراغ آن کار دیگر رفته اند ولی از نوشتن آن سر باز زده اند . از پیامبر و شیوه مبارک ازدواج کردنش بگیر تا ابن عربی و مولانا . قرار نیست انسان از دنیا سراسر روی بگرداند بلکه باید خودش را نیالاید و آگاهی به دست بیاورد . سعدی البته عارف یا بینشور نیست ولی عامی خواندن سعدی درست نیست . آیا من میتوانم بروم در انگلستان زبان انگلیسی درس بدهم ؟ یا در عراق عربی ؟ سعدی دست کم در دمشق عربی درس می داده است و دست کم کتابی از نویسنده ای فرانسوی دیده ام من که نامش این بود
les effects de sadi sur la literature francaise !
یعنی کارسازی و اثر سعدی بر ادبیات فرانسه ! و ادبسار فرانسه ادبی سست و بیمایه نیست اگر همدل باشید .
مصی در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۰۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷ - این قصیدهٔ را منطق الطیر گویند مطلع اول در وصف صبح و مدح کعبه و مطلع ثانی در وصف بهار و مدح پیامبر بزرگوار:
سلام
خواستم بدونم که مصراع اول با چه قرینه ای ، اشعه های خورشید گرفته شده . صبح که نقاب رنگین داره چه ربطی به اشعه های خورشید داره ، این ربطشو هر کی فهمیده براما توضیح بده .ممنون
دکتر ترابی در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸:
بیت سوم آیا بدین صورت درست است؟
یک شب که دوست، فتنهی خفته است زینهار!
یا به گمانم :
یک شب که چشم فتنه به خواب است، زینهار!که آهنگین تراست ودرست تر می نمایدو سر انجام پایان غزل که سعدی دل از یار برنمی کند:
لب از لب چو چشم خروس، ابلهی بود ....
باید وقت را تا بانگ اذان و غریو کوس سرای اتابک غنیمت شمرد. واما قصیدهی : آسمان را حق بود گر خون ببارد بر زمین در زوال ملک مستعصم امیر المومنین را باید با در آن سالی که مارا وقت خوش بود زهجرت ششصد و پنجاه و شش بود
در کنار هم بنهیم و به یاد بداریم که حملهی مغولان خانمان برانداز تر از یورش تازیان بود. و یک داغ دل قبیله مان را بس بود.
امین کیخا در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۲۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۳:
با درود به دکتر ترابی بزرگوار . کوچک نوازی میکنید .راستش را بخواهید من چدال را از شما یاد میگیرم ولی واژه زاولانه کردن را برای بستن ساعد اسب به ساقش می دانم که باعث می شود اسب یا شتر روی زمین بنشیند . زاولانه را در لری به ریخت کوتهیده تنها زالنه می خوانیم .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸:
با درود به سعید جان البته من بی پوشیده گویی و پنهان کاری می گویم انچه که سعدی بهشت خانه او باد فرموده خود ادب می باشد .انچه از نوشتارها با پس زمینه جنسی هم در گفتار و نوشتار اوست هم سد البته از نامکامی و ریای استفراغ آور و زشت امروز مان بهتر است . سعدی البته روان نهاد و خوش گزین است و در پاره ای از موضوعات خرده هایی در سوگیری های اخلاقی دارد و رفتارش رفتار یک مرد دانا خردمند و نیز کمی عارف گونه است . یعنی به اشکاری در کشته شدن خلیفه عباسی بدست مغول ها ابراز نا خرسندی کرده است در حالیکه مردم لهیده ایران از زیر بار یک ستمگر درآمده بودند هر چند ستمی دیگر بر آنها روا شده بودولی باز جای شادی بود . نیز در پاره ای از جا ها از نا همکیشان به بزرگواری یک عارف سخن نگفته است. ولی رویهمرفته سعدی در دمشق فارسی و عربی درس میداده است همین یک فزایستگی و فضیلت برای برتر بودن این مرد بس است . انچه که از همه بزرگان ما مانده است در روانی از نوشتار سعدی کم می آورد .
رضا در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۴ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۱ - بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی:
باسلام به نظر حقیر دست کاری در شاهکار ها کاردرستی نیست ومعمولا شاعر بزرگی چون رودکی واژه ی بو را از سر تفنن به کار نبرده بلکه شاید بتوان گفت که استاد به آرایه ی حسامیزی نظر داشته.
مسعود در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:
با سلام
صد البته بنده حقیر در برابر اساتید گران مایه حاضر در این بحث به سختی حق ابراز عقیده به خود را می دهم به نظر این حقیر مطلب بیان شده در این غزلانقدر ها هم که دوستان بر ان بحث کرده اند پیچیده نیست .حضرت مولانا در این غزل با ظرافت استادانه به بیان قضا و قدر الاهی پرداخته است که اگر در این زمینه تفکری کنیم چون بحریست که در ان چون کشتی به سرگردان در این امواج خواهیم بود.
و من الله توفیق
مهدی در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » خان ننه:
روحش شاد هر روز میخونمش این غزل را برام حس خوبی ایجاد میکنه
سعید در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸:
ایران عزیز
سعدی را بی ادب خواندن خلاف ادب است. سعدی دردانه درخشان ادب و فرهنگ ماست و منتهای زیبایی زبان مادری ما تا این لحظه در اثار او نمایان شده. هنر ظریف بی ادبی نیست.
پس با فخرالدین اسعد گرگانی چه میکنی، از همه بدتر با مولوی چه خواهی کرد!!؟؟
کاش آقای کیخا هم نظر بدهند.
محمد حسن در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:
بی نظیر
مخصوصا ؛سرشک گوشه گیران را دریابند در یابند
فرهاد در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:
در پاسخ به علی: تصور من این است که اگر مذهب شما با مذهب خواجه حافظ تفاوت داشته باشد، آنگاه در این صورت در معنای بیت مشکلی وجود نخواهد داشت.
فضل الله شهیدی در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۴۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۵۰:
مو آن رندم که نامم بیقلندر
نه خان دیرم نه مان دیرم نه لنگر
چو روج آیو بگردم گرد گیتی
چو شو آیو به خشتی وانهم سر
مصرع سوم دوبیتی را اینطور دیده بودم
چو روز آید بگردم گرد کویت..
محسن در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۳۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱:
معنای بیت(چو موی از بر گوی و ما در میان)چیست؟
محسن در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱:
معنای مصراع.چو موی از بر گوی و ما در میان
محسن در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۱۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱:
معنای مصراع(چو موی از بر گوی و ما در میان) چیست؟
علی در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۱۷ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۵۶ - در وصف جشن مهرگان و مدح ابوحرب بختیار:
من توی یک دیوان که چاپ1320بود نگاه کردم بیت دوم به جای اقحوان،ارغوان بود.
آرش در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۶۷: