امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۴۵ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:
رطل فارسی است از لتر به معنی آوند می سازی !
امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:
می شود .
امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:
نشانه تیر به فارسی مس شود تموک !
امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۴۱ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:
سپردن به معنی تحویل دادن را نباید با سپردن با فتحه روی دوم یعنی separdan اشتباه کرد این لغت دوم به معنی طی کردن است و شگفت اینکه سپر از همین واژه ریشه لغت فارسی سفر است که به عربی داده شده است و مسافر و بقیه از روی آن درست شده اند .
امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۹ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:
برای شگفتیدن و تعجب کردن یک لغت دری دیگر هم هست و آن افدیدن است . افدستا یعنی ستایشی که به شگفتی باشد و ویژه جهاندار است این ستایش .
امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۶ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:
شگفتی دارد که بی نوا را همه بکار می بریم ولی با نوا کمتر بکار می رود !
امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۴ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:
روزی به پهلوی روچیک بوده است
امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۴ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:
دنیا به عربی یعنی پست و به فارسی در برخی از کتاب های کهن بجای کیهان لغت کهان آمده است که آشکارا یعنی زبونان و پست ها ! البته بیشتر به نظر می رسد اتفاقی باشد این مانستگی و شباهت .
امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۱ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:
بوسه شاید از بسودن به معنی لمس کردن باشد ولی بوش فرانسه به معنی دهان هم همریشه اش است
امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۰ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:
دوا به فارسی می شود دارو و چنانچه آشکار است در آن دار دیده می شود که معنی درخت می دهد و نیز درمان هم دار دارد و این یعنی ایرانیان گمان می برده اند که درمانگری به درخت و دار و گیاه انجام می شود . drug ,و نیز دغو به فرانسه همه با همین واژه همستاک هستند .
علیرضا پیشگو در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۳۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » دیباچه:
با سلام.قسمتی از دیباچه ی سعدی به خط استاد مجتبی ملک زاده رو براتون آپلود کردم لذت ببریدhttp://up6.ir/3Ysw
همیرضا در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۱۲ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰:
«چگل» آن طور که من در یادداشتهای علامه قزوینی دیدهام نام یکی از قبایل ترک است که زنان آن به زیبارویی شهره بودهاند.
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۰۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۲:
در مصرع دوم از بیت اول گر چه لیلی نوشته اند لیلا بایدش خواند.
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲:
بیت پنجم ، مصرع دوم بدین صورت خوشتر می نماید ، و ای بسا به همین گونه بوده است
هر که پیوست بدو، عمر خوشش کابین داد.
سایه در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰:
سلام دوستان ... آیا استفاده از شیر و پیر در بیت آخر نمیتونه به این معنی باشه که : آیا شور عشق سعدی انچنان والا بود که حتی با پیر شدن هم هنوز آتشین باقی مونده؟ یعنی شیر را به معنی والا و آتشین... بکار بریم همونجور که میگیم شیر اگر یر است شیر است :))))))))))
علی در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۵۲ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰:
به نظر می رسه نوشتار مصرع اول بدین گونه صحیح تر باشد:
نی قصه آن شمع چو گل بتوان گفت
مهرداد در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۰۸ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶:
باز آمدن از ایشان پیداست آن من کو
یعنی چی؟
فرزین در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۰:
اصولاً موقعی آدم استخاره میکنه که نمیدونه کاری که میخواهد انجام بدهد بد است یا خوب اما همینطور که میدانیم توبه یک کار پسندیده است و لذا زمانی که انسان اشتباه یا خطایی میکند توبه میکند و بدیهست برای توبه کردن اصلاً نیازی به استخاره نیست بنابراین لغت استخاره در این بیت آدم را به تفکر وا میدارد گویی شاعر قلباً دوست ندارد توبه کند اما برای خود فریبی میحواهد استخاره کند شاید که استخاره ای که میزند جوابش طبق میل او باشد
علیرضا پیشگو در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در ستایش حضرت رسول (ص):
قافله ی دلم ره از طرف حجاز میکند/از سر وصل مصطفی باز نماز میکند
جان ببرم چگونه در چون که زیاره شد به سر/زان که مه مدینه را باز نیاز میکند
یوسف من صهیب را یک نگهی تو خرج کن/دان که صهیب زین نگه نذر و نیاز میکند
ناز زمین به جسم تو ناز فلک به روح تو/آز من از فروغ تو سر به فراز میکند
خاک نشین کوی تو طایر گلشن قدس/نیست گدای درگهی تا به تو راز میکند
توبه شکسته گشت باز از می ناب دیده ات/بار خدای توبه را باز نیاز میکند؟
نیست هوای دیگرم جز طلب زیارتش /اشتر عازم مرا اوست جحاز میکند
بیش مگوی پیشگو سرح محمد نکو/زان که ز گفتگوی او سینه گداز میکند
امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۴۷ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳: