گنجور

حاشیه‌ها

امیر در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۲۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷ - نالهٔ ناکامی:

1. چند سالی است خارج از ایران زندگی میکنم و برای کاری به ایران آمده ام. از وجود ترانه های خوب در این حد بی خبر بودم. دیروز تو تاکسی ترانه زیبای آقای چاوشی را شنیدم. قبلا فقط قطعه سنتوری را از ایشان شنیده بودم. بلافاصله پیاده شدم و سی دی اش را خریدم. بسیار زیباست.
2. دیوان شهریار پر است از اشعار عاشقانه که برای موسیقی هم مناسب است. هنرمندان کشورمان میتوانند از این گنجینه استفاده بیشتری ببرند.
3. دست کسی یا سازمانی که این سایت را راه انداخته درد نکنه. سایت بسیار مفیدی است.

فرشید در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۱۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۱۹۹:

معشر
گروه . (مهذب الاسماء) (ترجمان القرآن ). گروه مردم . ج ، معاشر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). جماعت .
گروه خویشان و گروه دوستان . (ناظم الاطباء). صیغه اسم مکان است از عشرت که به رفق زندگانی کردن است از این جهت گروه دوستان و خویشان را معشر گویند. (غیاث ) (آنندراج ).

مجتبی در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴۵:

با عرض عذر خواهی اشتباها یمین و یسار جابجا می باشند أخرت یمین و دنیا یسار میباشد که اشتباها درج شده اند

مجتبی در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴۵:

با عرض سلام خدمت دوستان و اساتید محترم کلیه نظرات برای این جانب جالب و محترم میباشد ، ولیکن نظر کلی بنده با مطالعات بسیار و ارادتی که شخصا به جناب اقای مطلق دارم فکر میکنم تا انجایی که سرورمان مولانا در بلخ به دنیا امدن نمیتوانم قبول کنم که ایشان به زبانی غیر زبان مادری خود این أشعار را سروده باشند ، به دلیل اینکه کسی نمی تواند اشعاری به این موزون را غیر زبان مادری خود بسراید دوم داستان معراج را نمی توان فقط با یک کلمه به این شعر وصل کرد، در هرحال این حقیر تفسیر شعر بالا را در توصیه حضرت به اعتدال در هر حالتی تعبیر میکنم از انجا که دنیا را به قدم سمت یمین و اخرت را به قدم سمت یسار در بیت میکشدم دل به راست میکشدم می به ..... میتوان تعبیر کرد و زیبایی زندکی و راه راست را به التزام از استفاده دو سمت قدم یعنی جفت باها برای حرکت به سمت جلو تعبیر میتوان کرد . در هر حال امیدوارم جسارت بنده را بخشیده و از فرصتی که به اینجانب داده شد کمال امتنان و قدردانی را مینمایم.

جواد در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۳۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳ - تو بمان و دگران:

روحت شاد شهریار شهر سخن

ابوطالب رحیمی در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰:

درود بر روان حافظ با این اشعار زیبا. در اشعار حافظ اصطلاحات نجومی بسیار به چشم می خوره و این نشون می ده که حافظ در زمینه نجومی هم اطلاعات بسیار خوبی داشته. در بیت سوم این غزل:
شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو // ابرو نمود و جلوه گری کر د و رو ببست
اشاره ای بسیار زیبا به موضوع رصد هلال های ماه شده. به نظرم عظمت این بیت و تشبیه بسیار زیبای اون (تشبیه ابروی یار به ماه نو) رو منجمانی که تجربه رصد هلال های جوان ماه - در ابتدا یا انتهای ماه های قمری- دارند خیلی بهتر درک می کنند.

مسرور در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۳ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۸:

مرا یاد شعری از یک شاعر معاصر گیلانی با تخلص صدقی انداخت..
بوالهوسانه صدقیا چند به قید این و آن
قید ز جمله وارهان،جوی ز بی نشان،نشان...

میهمان در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۴:

اتفاقا در مصرع آخر هم لف و نشر را رعایت کرده هم قافیه تکراری نیست

نوری در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۹:

در بیت پیش از آخر پارسیان به نظر درستر از پارسایان می نماید چرا که به قرینه تازیان آمده است

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

دوستان حضرت مولانا کسی نبوده که در مورد مذهب تعصب داشته باشه از اونجایی که با شمس هم مذهب نیست.. بجای اینکه به مقام و افکارش پی ببریم داریم باز یکی از عادات خیلی بدمون رو به مولانا نسبت میدیم و مطلب دوم اینکه این افکار باید پاک بشه من سنی هستم و امام علی رو بالاتر از هر کس میبینم و واقعا میپرستمش. نمیدونم این تفکر از کجا اومده که ما حضرت علی رو دوس نداریم

محمد جم در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:

به نظر من این بیت از خواجه عبدالله انصاری خیلی به این بیت از خواجه حافظ شیرازی مزبوطه
شرط است که چون مرد ره درد شوی خاکی تر و ناچیزتر از گرد شوی
هر کاو ز مراد کم شود مرد شود بفکن الف مراد تا مرد شوی
چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند
بدین درگاه حافظ را چو می‌خوانند می‌رانند

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۹:

سلام به همه دوستان
درمصرع اول ، أتت صحیح می باشد که فعل ماضی للغائبة می باشد به معنی جاءتْ : آمد
اولین صیغه آن « أتی » بروزن «عطا» می باشد
آیه اول سوره انسان:
هَلْ أَتَی عَلَی الإنْسَانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئًا مَذْکُورًا
وقتی « أتی » للغائبه نوشته شود در آن اعلال به حذف صورت می گیرد و الف از آخر آن حذف می شود
« أتی : أتَیَتْ : أتَاتْ :أتَتْ
متشکرم از صبروحوصله شما

محمد.ک در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » ابیات پراکندهٔ نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » تکه ۲۹:

چرا اصلاحش نمیکنید ؟ جناب گنجور

شهریار۷۰ در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲:

با سلام
پیرامون بیت تخلص غزل و مصرع دوم :
خوانش صحیح آن از نظر من و با استناد به سخنان حسین آهی در مجموعه برنامه‌های تماشاگه راز ، این چنین است :
تیــغ سزاست هرکه را درد ، سخن نمی‌کند
یعنی از درد ، سخن نمی‌گوید و هیچ نیازی به تاویل واژه‌ها و آوردن دلایل خاص و توضیحات اضافه و بی‌ربط نیست.
با سپاس

محمد.ک در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲:

فوق العادهست ...آخه یعنی چی آدم دیوونه میشه ... خدا رو شکر این شعر رو اتفاقی دیدم و خوندم

abbas raee در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:

با سلام
این شعر سعدی نیز مناسبت دارد که:
دیده را فایده این است که دلبر بیند
گر نبیند چه بود فایده بینایی را

رامین در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۴:

شعر دوم مندرج در تحشیه حسن متعلق به فائز دشستانی است.
گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
همچنان چشم گشاد از کرمش می‌دارم
به طرب حمل مکن سرخی رویم که چو جام
خون دل عکس برون می‌دهد از رخسارم
پرده مطربم از دست برون خواهد برد
آه اگر زان که در این پرده نباشد بارم
پاسبان حرم دل شده‌ام شب همه شب
تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم
منم آن شاعر ساحر که به افسون سخن
از نی کلک همه قند و شکر می‌بارم
دیده بخت به افسانه او شد در خواب
کو نسیمی ز عنایت که کند بیدارم
چون تو را در گذر ای یار نمی‌یارم دید
با که گویم که بگوید سخنی با یارم
دوش می‌گفت که حافظ همه روی است و ریا
بجز از خاک درش با که بود بازارم

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۶ دربارهٔ اقبال لاهوری » اسرار خودی » بخش ۱۹ - الوقت سیف:

دهر به فارسی یک لغت زیبای دیگر دارد و آن دیرند است . از مصطفی ص بازگو شده است که به دهر دشنام ندهید . در میان بینشوران و رازدانان گویا دهر جلوه ی ذات مبارک الهی است .

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۳ دربارهٔ اقبال لاهوری » اسرار خودی » بخش ۱۹ - الوقت سیف:

کسی را به چشم کم دیدن بسیار زیبا به کار رفته است

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ اقبال لاهوری » اسرار خودی » بخش ۱۹ - الوقت سیف:

علامه می فرماید وقت را همچون خطی پنداشتی . نماره ( اشاره ) دارد به non- liner بودن و نا خطی بودن زمان که شگفت باوریست . درود بر این مرد غورکاو .

۱
۴۸۵۲
۴۸۵۳
۴۸۵۴
۴۸۵۵
۴۸۵۶
۵۷۲۵