گنجور

حاشیه‌ها

---- در ‫۱۲ سال قبل، جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۲:

کیست که متوجه نشود لسان غیب درباره چه کسی سخن گفته است

مهدی در ‫۱۲ سال قبل، جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۳:

وزن مصراع اول بیت دوم درست نیست. شاید اصل آن این گونه باشد: روزی دو سه پنج در جهان خواهی بود

حامد در ‫۱۲ سال قبل، جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۴۸ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:

در بیت 14 مصرع 2 کلمه "چوکنده" معنا نداره
"کوچنده" درسته یعنی وقتی که سفر می کنند.

شهاب امامی در ‫۱۲ سال قبل، جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب نهم در توبه و راه صواب » بخش ۶ - حکایت:

بنده هم با نظر فیز موافقم اگر بگوییم
"قضا زنده ای رگ جان برید"
این طور برداشت میشود که شخصی رگ خود را زده و خودکشی کرده درحالیکه ابیات بعدی چنین چیزی را نمیرساند و
"قضا زنده ای را رگ جان برید
صحیح باشد
با تشکر بی پایان

شهاب امامی در ‫۱۲ سال قبل، جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۲۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب نهم در توبه و راه صواب » بخش ۵ - حکایت در معنی ادراک پیش از فوت:

اخ سعدی سعدی سعدی
دیگر کجا میتوان کسی چون تو پیدا کرد؟
سعدی کاش در روزگار ما هم مردانی چون تو بود.
خوش بحال من که فارسی زبانم و میتوانم اشعار تورا بخوانم.
مکن عمر ضایع به افسوس حیف...

سیدلطف الله فاطمی در ‫۱۲ سال قبل، جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۱۶ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۳۲ - بی پدر:

سلام گنجوربسیارارزنده است.موفق باشید.درعجبم ازاینکه شاعرازیک خانواده مرفه بوده ولی شعرهایش به نفع فقراست...

بابک در ‫۱۲ سال قبل، جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۵۸ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:

با عذر فراوان
مصراع دوم بیت اول

بابک در ‫۱۲ سال قبل، جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۵۶ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:

مصراع اول بیت دوم باید با ”کز” آغاز شود که به اشتباه ”کر” درج شده

سعید در ‫۱۲ سال قبل، جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹:

با درودها بشما گرامیان
بنظرم بهتره که « و از آن » در ابتدای مصرع دوم بیت چهارم رو « وز آن » بنویسیم

رسول کریمی بابا احمدی در ‫۱۲ سال قبل، جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۱ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۶۰ - آلفته:

بهار یکی از قطب های ادبیات معاصر است.-خدایش بیامرزد- لکن خوب بود این ضرب المثل را در مورد یک خان فرضی توسعه می داد و اینگونه لر و بختیاری را که آغاز گر نهضت مشروطیت به رهبری سردار اسعد بختیاری بود به مضحکه نگیرد. همان مشروطیتی که خود از هواخواهان آن بود و بارها به خاطرش به زندان و تبعید رفت.

حنظله در ‫۱۲ سال قبل، جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۵:

فدای حسن خداداد او شوم که سراپا / چه شعر حافظ شیراز انتخاب ندارد ( عاشق این غزل حافظم مخصوصا وقتی که این غزل رو از زبان حاج آقا بیات راوی طلاییه می شنوم .

میثم نصیری در ‫۱۲ سال قبل، جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۰۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳ - تو بمان و دگران:

وصف نشدنی است استاد شهریار

مریم جاهد در ‫۱۲ سال قبل، جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۱ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۱ - بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی:

با درود به همه دوستان. در باب «بوی جوی» و این که بو دارد یا ندارد زیاد بحث شد اما گمان می کنم مطلب اصلی گفته نشد. کلمه «مولیان» به معنی بندگان است. جوی مولیان ف جویی است که در محله مخصوص بندگان بوده است و گویا بوی خوشی هم نداشته است مثل جوهای پایین شهری امروزی که بوی خوشی ندارند. اما چرا شاعر از آن یاد می کند؟ به همان دلیل که از درشتی های رود آموی یاد می کند و آنرا چونان پرنیان می پندارد؟ چرا ؟ به دلیل دوری طولانی از آن محل و آرزومندی نسبت به آن، خاطرات بد گذشته هم گاهی به نظر زیبا هستند. نابراین بوی بد جوی مولبیان همف مانند درشتی های رود آموی، خاطره انگیز می شود.

امیدی در ‫۱۲ سال قبل، جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

توضیح اشکال خانم سیما.م. تیاقت (تیاقة ) لفظی است عربی به معنای شوق دیدار. یعنی بی خوابی حاصل از شوق دیدار تو، ما را کشت.

علی مهدوی فر در ‫۱۲ سال قبل، جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۳۳ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:

سلام
به نظر من بزرگترین عیب این سایت، تراز نکردن شعر هاست. واقعا شعر های تراز نکرده ظاهر زشتی دارد. لطفا شعر ها را تراز کنید.

فرهاد در ‫۱۲ سال قبل، جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

به به! چه شهر شامی است اینجا ... دستمریزاد حافظ، چه کرده ای با این غزلت که دوستداران سینه چاکت با کلام خود به جان یکدیگر افتاده اند!
حاشیه نوبسان بایستی بسیار شجاع باشد که بخواهد اینجا حاشیه ای بگذارند، چون به گفته برخی در زمره بیسوادان قرار میگیرد :) اگر اجازه بفرمایید، من هم بیسوادی خود را به رخ بکشم.
نخست خدمت حسن آقا عرض کنم، کمال کم لطفی است که زیبایی شعر حافظ را در اثر درک حضور شاه نعمت الله بدانید! حافظ آن دو سه بیت معروف را در تمسخر غزل پر مدعای شاه نعمت الله سرود که گفته بود ما خاک راه را به نظر کیمیا کنیم، صد درد دل به گوشه چشمی دوا کنیم ... و حافظ او را طبیب مدعی خواند: دردم نهفته به ز طبیبان مدعی! در هر صورت اگر دیوان شاه را مطالعه بفرمایید، خواهید مطالب عمده اش یا در باره ادعای کرامات فوق العاده خود شاه نعمت الله است، یا درخواست از مردم به گرویدن به ایشان، یا در ستایش پیامبر و اهل بیت. و شعر حافظ هیچگونه سنخیتی با سروده های ایشان ندارد و بنابراین حافظ نمیتوانسته از مریدان ایشان باشد. حافظ تنها در یک مورد خودستایی میکند و انهم در نظم است، و الحق که به تمام و کمال شایسته این خود ستایی است، که از خداوندان سخن است!
اگر بحث کرامات هم باشد، کرامت واقعی را حافظ دارد، که بی هیچ ادعایی، شهرتش جهانی ست و قرنها پس از مرگش شعرش تازه و زنده و الهام بخش است.

ناشناس در ‫۱۲ سال قبل، جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲:

در سریال شهریار از این بیت از اسلم شیطانی شد نفس تو ربانی
ابلیس مسلمان شد تا باد چنین بادا در مشاعره با ملک و الشعرا استفاده شد

مهرزاد شایان در ‫۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۰:

بیت ششم
دستار ربود از سر مستان به گروگان
دستار برو گوشه دستار مرا یافت
جهت جلوگیری از خوانش اشتباه، بهتر است که در مصرع دوم، بین «بر» و «و» فاصله باشد.
دستار ربود از سر مستان به گروگان
دستار بَر و گوشه دستار مرا یافت
مطابق با: انسانم آرزوست (برگزیده و شرح غزلیات مولانا/شمس) / گزینش، توضیحات، مقدمه و فهرست‌ها از بهاالدین خرمشاهی/ انتشارت نگاه، چاپ اول 1386/ غزل شماره 117، صفحه 196

مهرزاد شایان در ‫۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۰:

بیت چهارم
گفتم که در انبوهی شهرم کی بیابد
آن کس که در انبوهی اسرار مرا یافت
«کی» نادرست است. مطابق با نسخه تصحیح شده استاد بدیع‌الزمان فروزانفر، «که» صحیح است.
(کلیات شمس تبریزی/ مولانا جلال‌الدین محمد مولوی/ نشر پیمان، چاپ چهارم 1381/ صفحه 131، غزل 330)
گفتم که: «در انبوهی شهرم که بیابد؟»
ـ آن‌کس که در انبوهی اسرار مرا یافت

حمزه حاجی زاده در ‫۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:

به سوی تو، به شوق روی تو، به طرف کوی تو
سپیده‌دم آیم، مگر تو را جویم، بگو کجایی؟
نشان تو، گه از زمین گاهی، ز آسمان جویم
ببین چه بی‌پروا، ره تو می‌پویم، بگو کجایی؟
گر تو را جویم، حدیث دل گویم، بگو کجایی؟
به دست تو دادم، دل پریشانم، دگر چه خواهی؟
فتاده‌ام از پا، بگو که از جانم، دگر چه خواهی؟

۱
۴۸۴۷
۴۸۴۸
۴۸۴۹
۴۸۵۰
۴۸۵۱
۵۷۳۱