گنجور

حاشیه‌ها

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳:

نظر حضرت عالی در مورد شکر لب هم در ست است یعنی شکردن و شکار معنی دریدن می دهد هنوز در خوزستان شیک یعنی چاکی که چاقو می دهد .

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳:

با درود بر شرح سرخ بر حافظ . درست می فرمایید من کمی کلان نویسی و کلی نویسی کردم . راستش را اگر بخواهید cleft lip یک نقص تکاملی در ناحیه دهان و لب است که جز اختلالات mid line defect s است که گروهی نا بسامانی را در بر میگیرد از نبودن کرپوسکلزوم در مغز تا نبود ساکروم و خاج در لگن و بیماریهای سپتوم دهلیز و شکمچه قلبی را هم شامل می شود . من کلی گویی کردم چون می ترسیدم دانشفروشی کرده باشم یا اینکه در این انجمن نرمدل و مهربان سخن نا پیوسته به بحث و جستاری نوشته باشم .

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴۵:

مهدی جان همه نیکان و سروران یک سخن فرموده اند و آن راستی یا حق است که همان هستی بیدریغ و بخشاینده پیدا و نا پیداست و جناب نبی اکرم استوار کننده همه پیامبران پیش از خودش است . برادر همه نیکی یکی است . و همه بدی از دوری گزیدن از این یک نیکی .

سجاد در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶:

درود.
گمان میکنم در بیت اول کلمه "آزار" باید با کلمه "آزاد" جایگزین شود. در منابع دیگر این چنین خوانده ام. سپاس بابت زحماتتان

مهدی در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴۵:

گیرم که این شعر درباره معراج باشد یا نباشد اما شما اگر جای مولوی بودید زردشت را انتخاب می کردید یا پیامبر اکرم را

نایب تیاری در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۱۰ - حکایت در معنی عزت نفس مردان:

در بیت آخر فکر کنم * سگان را طبیعت بود بدرگی ** ولیکن ز مردم نیاید سگی

MOHANDES در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:

این آلبوم را در 21 دیماه سال 1389 در ایرلند گوش دادم و الان پس از 4 سال بطور اتفاقی دوباره البوم را پیدا کردم و گوش دادم حس و حال عجبیی دارد این آلبوم و سعی کردم برای چندین تن از دوستانم بفرستم.

زنیکس در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۳ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:

در جواب نریمان باید گفت که به مصرع دوم بیت چهارم دقت کنید که آمده است:"در آفتابه کن"
نماز را که نمی شود در آفتابه کرد!
لذا همان شراب صحیح است.

ارغوان در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۲۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴ - نی محزون:

حواشی نوشته شده بسیار زیبا بود ممنون از همه دوستان
یه عزیزی نوشته بود که (شکوه ز هجران غم شیرینی درست هست) ولی اینطور نیست شکوه ز هجران لب شیرینی درست هست اولا بین لب و شیرین و نی مراعات نظیر وجود داره یعنی یه جورایی به هم مربوط هستن آدم وقتی میخواد نی بزنه اونو رو لباش میذاره دیگه و اینکه شیرین ایهام تناسب داره یعنی هم لب شیرین رو تداعی میکنه و هم اینکه بین شیرین و فرهاد تناسب هست علاوه بر همه اینا شاعر گفته (که کند شکوه ز هجران لب شیرینی) یعنی از هجر و دوری لب شیرین شکوه میکنه نه از دوری غم شیرین
موفق باشین

احمد محمدزاده در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳۲:

" در " دل ره برده‌اند ایشان به دلبر ...
کلمه "در" ، وزن را کمی ناهمگون نموده و "سکته" بر "دل" ایجاد می‌نماید !!!
به نظر "ز" و یا "به" مناسب‌تر است. یعنی:
ز دل ره برده‌اند ایشان به دلبر
یا
به دل ره برده‌اند ایشان به دلبر
الامر الی الارومی ...!

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۳:

سلام دوست گرامی،
کلمه "نی" در مصرع دوم همانطوری که آقای عبداالهی تأیید کردند به معنی "نخیر یا نه" استفاده شده است.
اما در مورد اینکه آیا درج درست آن "نه" است خواستم توضیح دهم که اشعار مولانا به زبان دری افغانستان سروده شده است که با زبان فارسی ایرانی تفاوتهای اندکی دارد. در زبان دری برای جواب منفی ما به جای "نه" از کلمه "نی" استفاده میکنیم. از انجایی که مولانا به زبان مادری اش یعنی دری شعر سروده، استفاده کلمه "نی" برای جواب منفی کاملا درست و خالی از اشتباه میباشد. با تشکر و احترام

شرح سرخی بر حافظ در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴:

درود بر دوستان عزیز :
این که دوستی این غزل را به حضرت مهدی ( عج ) نسبت دادند برداشت ایشان است . ولی این که حافظ شیعه نبوده و سندی نداریم صحیح نیست اسنادی هست هر چند ضعیف مثلا در حمله ی شاه منصور به شیراز که در تصرف تیمور بود آخرین روز های عمر حافظ 790 تقریبا حافظ نسروده است :
کجاست آن دجال چشم ملحد کیش
بگو که مهدی صاحب زمان آمد ...
پس داریم و چند تا هم داریم اما هیچ کدام دلیل شیعه گری حافظ جبری نیست .
اما این غزل داستان دیگری دارد و آن حمله ی شاه شجاع به شیراز جهت تصرف شیراز از برادرش شاه محمود است به سال 767
این تطاول که کشید از غم هجران بلبل
تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد
بلبل خود حافظ است که از دست محمود به فغان آمده است و در بیت مقطع حافظ به شاه شجاع می فرماید
حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود
قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد
یعنی اگر زودتر نیایی و شیراز را تصرف نکنی حفظ از غصه خواهد مرد و ...
غزل اصلا عرفانی نیست بیان جنگ شیراز به سال 767 است که به پیروزی شاه شجاع و شکست شاه محمود انحامید

خسرو در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۱۲ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳:

استاد شجریان این شعر فوق العاده رو در آلبوم همایون مثنوی با همراهی سنتور منصور صارمی می خواند....

فرهاد در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۵۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۰:

خیام بسیار مدرن فکر میکرده است ... هزار سال جلوتر از زمان خود!

فرهاد در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۷:

زیبا گفتی محمد.
با این ترتیب رباعی اینگونه معنی میدهد:
چون ما در این زمانه/دنیا همیشگی نیستیم، بی می و معشوق بودن نادرست است.
تا کی امیدم به خدا باشد یا از قرآن بیم داشته باشم، آنگاه که از درگذرم محدث یا قدیم بودن جهان اهمیتی ندارد.

فرهاد در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۲۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۹:

مصرع دوم بیت نخست: مشکلات "گیتی" درست است. مشکلات کلی آشکارا نادرست است و بی معنی! خواهشمند است درستش کنید.

فرهاد در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۶:

خیام هزار سال پیش از این بسیار مدرن فکر میکرد ... هزارسال جلوتر از زمان خودش!

فرهاد در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۰۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۶:

منظور از "عقل هر روزه" گرفتاری روزمره است. عقل در اینجا به معنی نیروی درک و فهم نیست. عقل = بستن دست و پا، بندی که با آن زانوی شتر میبندند.

فرهاد در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۴۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۸:

ناشناس، این رباعی خیام اشاره ای به آیه مذکور دارد. به این دلیل که خیام خود ستاره شناس و تقویم نویس است و اطلاعات زیادی در باره چگونگی وضع خورشید و ماه زمین دارد، و بعید نیست از خواندن آن آیه در قرآن که مبتنی بر افسانه های قدیمی است آشفته شده باشد و چنین رباعی نغزی گفته باشد که: من مانند قرآن نمیتوانم خورشید را زیر گل پنهان کنم!
در پاسخ به نکته های شما:
یکم و دوم: نادرست است. شما هرچه به سمت غرب بروید منظره غروب خورشید هیچ تغییری نمیکند که ذولقرنین توانسته باشد خورشید را ببیند که در دریاچه ای فرو میرود! این آیه ها باز نویسی ناشیانه ای از یک افسانه قدیمی یونانی است.
سوم: کسی نمیداند موجود افسانه ای ذولقرنین چه میدانسته یا نمیدانسته، و بحث هم بر سر این نیست.
چهارم: نادرست است. آیه 17 سوره الرحمن میگوید: رب المشرقین و المغربین (خدای دو مشرق و دو مغرب). آیه 9 سوره مزمل میگوید: رب المشرق و المغرب (خدای یک مغرب و یک مشرق)! موضع قرآن در باره مشرق و مغرب سرشار از تناقض است! و در کل "مشارق و مغارب" یا "مشرقین و مغربین" نادرست هستند زیرا تنها یک مغرب و یک مشرق وجود دارد و به همین دلیل در جهت یابی از آنها استفاده میشود. شما (یا قرآن) مشرق و مغرب را با چپ و راست که نسبی هستند اشتباه گرفته اید!
پنجم: گزارش خداوند نادرست و مبتنی بر افسانه است، و سفسطه ای در اینجا نبست، مگر اینکه از سوی شما باشد. هیچکس، از جمله ذوالقرنین نمیتوانسته خورشید را ببیند که در دریاچه ای فرو میرود!
ششم: ما انتظاری نداریم در کتابهای عهد عتیق حقایق علمی بیابیم. این شمایید که چنین ادعایی میکنید. ما تنها نادرستی این ادعاهای را روشن میکنیم. قرآن حتا در جایی که فرصتی میابد که حقیقتی علمی را آشکار کند، به بیراهه میرود. آیه 189 سوره بقره نمونه بارز آن است: یسئلونک عن الاهله ... "از تو درباره هلالهای ماه میپرسند. بگو برای نگاه داشتن زمان است و حج"!
نه تنها در باره هلالهای ماه توضیحی نمیدهد، بلکه آشکارا نادرست تیز میگوید. چون آنچه به کار نگاه داشتن زمان میخورد خورشید است و نه ماه :)

داتیس در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۱:

لطفأ اصلاح فرمایید در بیت یکی مانده به آخر طبله است، نه کلبه!
مردم همه دانند که در نامه سعدی/ مُشکیست که در طبله عطار نباشد

۱
۴۸۴۵
۴۸۴۶
۴۸۴۷
۴۸۴۸
۴۸۴۹
۵۷۰۵