حمید رضا رعنا در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
سلام دوستان
161 حاشیه نویسی برای یک غزل؟
عالی بود
غزلهای حافظ هم ندیدم 161 حاشیه نویسی داشته باشه نظرات دوستان متفاوت بود و جالب خیلی از دوستان وضعیت خود را به حالت استاد مشابه میدیدند و مشخص بود که توانسته اند با این شعر ارتباط خوبی برقرار کنند
برخی از دوستان گلم هم گفتند که (استاد دانشگاه و معلمانشان) نظر داده اند که استاد از حافظ تقلید کرده است من خودم شخصا در جایگاهی نیستم که این نظر رو بدم یا به این نظرات پاسخی بدم ولی دوستان گلم را دعوت میکنم به خواندن دیوان غزلیات فخرالدین عراقی ، آنجاست که اگه انصاف داشته باشیم متوجه میشیم حافظ از عراقی تقلید کرده است.
یا بهتره بگوییم حافظ از عراقی الهام گرفته و شهریار از حافظ
با تشکر
امیر نقوی نیا در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۵۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۷۴ - فضیلت حسرت خوردن آن مخلص بر فوت نماز جماعت:
فکر کنم اشتباه قرار داده اید برخی کلمات را و نیز یک بیت را لحاظ نکرده اید :
آن یکی میرفت در مسجد درون
مردم از مسجد همی آمد برون
گفت پرسان که جماعت را چه بود ؟
که ز مسجد می برون آیند زود
آن یکی گفتش که پیغمبر نماز
با جماعت کرد و فارغ شد ز راز
تو کجا در میروی ای مرد خام
چونکه پیغمبر بدادست السلام
گفت آه و دود از آن آمد برون
آه او میداد از دل بوی خون
آن یکی از جمع گفت، این آه را
تو به من ده، آن نماز من تو را
گفت دادم آه و پذرفتم نماز
او ستد آن آه را با صد نیاز
با نیاز و با تضرع بازگشت
باز بود و در پی شهباز گشت
شب بخواب اندر بگفتش هاتفی
که خریدی آب حیوان و شفی
حرمت این اختیار و این دخول
شد نماز جمله ی خلقان قبول
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳:
در بیت دوم ، با توجه به روی و صاحب نظران
در مصرع نخست،
راز گیسو درست تر مینماید و هم اگر سر بخوانیم فعل میبایست داشتن و نه بودن میبود.
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۷:
و البته بجویی که به سهو بخوبی نوشته شذ
سحر در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۴۵ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیببندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:
خدا رحمتش کنه که چه شعری گفته...اجرش با امام حسین علیه السلام.
مسعود حسینی در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:
کاین شاهد بازاری وان پرده نشین (پرده ی قبله گاه مسلمانان) باشد.
هر ساله پرده ی کعبه را با گلاب آن هم گلاب قمصر شستشو میدهند.
و اینگونه تفاوت مقام گل و گلاب مشخص میشود.
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۷:
بیت دوم را بدین صورت دیده ام:
گر بخواهی که بخویی دلم، امروز بجوی
ورنه، بسیار بجویی و نیابی بازم
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۴:
هر دو مورد کاملا درست مینمایند جناب س.ص
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۱:
بیت نخست بدین گونه نیز دیده شده است:
به تو ام نظر حرامست و بسی گناه دارم....
وعهده......
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶:
مصرع دوم از بیت سوم: مجو! کاندر وفاداری نخواهی یافت مانندم
ستاره در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱:
بعضی از این کامنت ها چقدر تاسف انگیز است ...
امین کیخا در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » بخش ۱:
برای رعایت امانت داری در پزوهش های دانشیک باید بیافزایم که برابر یابی های بالا از دکتر ملایری هستند .
امین کیخا در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » بخش ۱:
در انگلیسی چند لغت برای تحریک دارند to instigate /provoke/ excite/ stimulate در پارسی هم چندین لغت هست که برابر یابی دقیقی ندارند و همه را متاسفانه تحریک کردن میگوییم بهتر است که برابر یابی اینگونه باشد .
to instigate/ آغالیدن
to excite / برانگیختن یا درانگیختن
to provoke / فراوَچیدن
to stimulate / گوازیدن
امین کیخا در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۰۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » بخش ۱:
آورد به معنای جنگ با war همریشه است .
Bamdad در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴:
درود بر دوستان
آقای محسن نامجو هم این شعر رو بسیار زیبا خوندن ..
ناشناس در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵ - روان شدن خواجه به سوی ده:
سلام بر دوستان
همانطور که قبلا ذکر شد، روستا پدیده ای متعلق به دوره ی سنت است که باید با همان معیارها مورد قضاوت قرار گیرد اما انسان مدرن برای شناخت آن دست به دامان علوم امروزی که ذاتا علومی جرء نگر هستند شده و از این رو شناخت پدیده های دوره ی سنت برای انسان مدرن به صورت کلی میسر نیست. با این مقدمه عرض می کنم که امروزه در رشته های برنامه ریزی، جامعه شناسی و معماری به روستا پرداخته می شود؛ بنده از منظر دروس معماری روستایی با شما صحبت می کنم که در دانشکده های معماری سراسر کشور تدریس می شود. در این درس که در دو ترم و 6 واحد ارائه می شود، ابتدا تعاریف مختلف صاحبظران از روستا بررسی می شود و وجوه مختلفی که ایشان در تعاریف خود از روستا به آنها اشاره کرده اند مورد واکاوی قرار می گیرد؛ مانند وسعت، جمعیت، نوع معیشت، روابط اجتماعی و ... در ادامه سیر تاریخی روستا نشینی مورد مطالعه قرار می گیرد و تطورات این پدیده در طول تاریخ بررسی می شود با تاکید بر دوره ی معاصر و سیاستهای دولتها قبل و بعد انقلاب در مورد روستاها؛ در ادامه دانشجویان سفر چند روزه ای به روستاهای اتنخاب شده در طول ترم خواهند داشت و طبق چک لیست مفصلی که در اختیار دارند برداشتهایی از روستا خواهند داشت و تعدادی قابل توجهی از نقشه خانه های روستا را برداشت خواهند نمود پس از برگشت تا انتهای ترم مشغول تدوین و ارائه اطلاعات برداشت شده به صورت سمینار و آلبوم به کلاس خواهند بود. در ترم بعد تمام انرژی کلاس صرف معاصر سازی داشته های اصیل معماری روستایی بر اساس تئوری های توسعه خواهد شد که هم ما به روز شویم و هم ارزشهای معماری مان از دست نرود؛ کاری که کشورهای توسعه یافته انجام داده اند؛ روستاهای آنان نه نماد عقب ماندگی هستند و نه از حالت روستایی خود خارج شده و به شهر تبدیل شده اند.
متاسفانه روستائیان ما درآمد مناسبی ندارند و از طرفی مدام از طریق رسانه ها زرق و برق زندگی شهری به آنها تزریق شده و برای آنان یک زندگی رویایی در شهر ترسیم میشود و از آن طرف هم امکانات امروزی به او داده نمی شود؛ مانند معتادی که معتادش کنی و مواد به او نرسانی؛ طبیعی است که او یا مهاجرت می کند به شهر و یا اگر نکند انواعی از عقده ها دارد که بر سر شهر نشینانی که به زعم او از امکانات بهره بیشتری برده و برای خوشگذرانی به روستاها آمده و بعضا ویلا می خرند، خالی می کند و اینگونه بی اخلاق می شود.
این مختصری بود از درس روستا در دانشکده های معماری
در مورد دوستانی هم که راجع به قریه در قرآن صحبت کرده اند ارجاعشان می دهم به تفاسیر مختلف و مقالات متعدد راجع به این موضوع؛ قریه در لسان قرآنی مفهومی عام دارد و هر نوع شهر و روستا و آبادی دیگری را شامل می شود.
مزدک در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲۴:
دربیت اول مصرع دوم بصورت زیر درست است
"سر مست گفته باشم"
چرا که مقصود آنست که اگر خبری از جمال و حسن یار گفته ام، از بی خودی و مستی بوده؛
لطفن اصلاح شود؛
با تشکر،
abbas در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۴۰:
منو یاد شعر زنده یاد فریدون مشیری انداخت که می گوید: مسوز این چنین گرم در خود مسوز / مپیچ اینچنین تلخ بر خود مپیچ / که دست بیداد تقدیر کور / تو را می دواند بدنبال باد / مرا میدواند بدنبال هیچ
و نیز باید خلیل بود به یار اعتماد کرد / گاهی بهشت در دل اتش میسر است
و باز مولانا می سراید:
آدمی خاک است و از اتش نگو / شمس این گوید تو هم آنرا بگو / غافلان با وهم در سازند و سوز / عاقلان در سوز و سازند این بگو
abbas raee در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۵۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۹۳:
ظاهرا به جای مآل که به معنای محل رجوع و یا به معنی عاقبت و سرانجام است به اشتباه مل تایپ شده و صحیح آن این است:
مآل خنده بود گریه پشیمانی
گلاب تلخ زگل یادگار می ماند
امین کیخا در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۰۵ دربارهٔ باباطاهر » غزل: