گنجور

حاشیه‌ها

aydinsaheli در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۲۵ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۰۰:

ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﯾﮏ ﭼﻨﺪ ﺍﺯ ﺗﻘﻮﺍ ﻭ ﺩﯾﻦ ﺭﺍﻧﺪﻧﺪ ﮐﺎﺭ
زﯾﻦ ﺩﻭ ﭼﻮﻥ ﺑﮕﺬﺷﺖ ﺑﺎﺯ ﺁﺯﺭﻡ ﻭ ﺩﯾﻦ ﺁﻣﺪ ﺷﻌﺎﺭ
ﺑﺎﺯ ﯾﮏ ﭼﻨﺪﯼ ﺑﻪ ﺭﻏﺒﺖ ﺑﻮﺩ ﻭ منت ﺑﻮﺩ ﮐﺎﺭ
ﺯﯾﻦ ﭘﺲ ﺍﻧﺪﺭ عصر ﻣﺎ ﻧﻪ ﭘﻮﺩ می ﻣﺎﻧﺪ ﻧﻪ ﺗﺎﺭ
ﮔﺮ ﻣﻨﺎﺯﻉ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺍﯼ ﻣﻬﺪﯼ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﯼ ﺍﺯ ﺣﺼﺎﺭ
ﻭﺭ ﻣﺘﺎﺑﻊ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺍﯼ ﺩﺟﺎﻝ گمرﻩ ﺳﺮ ﺑﺮ ﺁﺭ
(دیوان حکیم سنایی غزنوی، به اهتمام مدرس رضوی، انتشارات سنایی تهران، ص 148-150)

سودابه مهیجی در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۱۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:

در بیت سوم مصرع دوم بجای واژه زبان ٫ زیان باید باشد

aydinsaheli در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۱۲ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۹ - در تغییر احوال مردم و دگرگونی روزگار:

ﻏﺎﺯﯾﺎﻥ ﻧﺎﺑﻮﺩﻩ ﺩﺭ "ﻏﺰ" ﻭ ﻏﺰﺍﯼ ﺭﻭﻡ ﻭ ﻫﻨﺪ
صحیح: غزو

سودابه مهیجی در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۱۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱:

در مصرع دوم بیت اول واژه ی مشعل اشتباه تایپ شده."مشکل "درست است.

aydinsaheli در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۷ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۹ - در تغییر احوال مردم و دگرگونی روزگار:

سلام
اشتباه نوشتاری :
ﺩﺭ ﺳﻤﺎﻉ ﻭ ﭘﻨﺪ "ﺍﻧﺪﺭ ﺩین" ﺁﯾﺎﺕ ﺣﻖ
صحیح:
ﺩﺭ ﺳﻤﺎﻉ ﻭ ﭘﻨﺪ "ﻭ ﺍﻧﺪﺭ ﺩﯾﺪﻥ" ﺁﯾﺎﺕ ﺣﻖ

محمد در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸:

این رباعیش منو دیوونه کرده ... از وقتی خوندمش همین جوری وِرد زبونم شده.

هادی در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۴ - هفتاد سالگی:

سیاوش خان شاعر ترکی،نه پارسی!!!

نیما در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۴۹ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲:

شعر مشابهی (که آن هم زیبایی بسیار دارد ) توسط دکترشفیعی، استاد دانشگاه شریف ، سروده شده. پیشنهاد میکنم بخونید
پیوند به وبگاه بیرونی/

بهار در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۸:

بیت اول مصرع دوم باید باشه: برقع «برافکن» تا بهشت...

باران در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۵:

همایون شجریان هم این غزل را به غایت زیبا خوانده. با ساز و آهنگ سهراب پورناظری

سعید قبله مرکید در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۳۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۲ - مرداس تازی و فرزند ناخلفش ضحاک:

کلمه بیوراسپ بصورت سرهم لقب ضحاک است.

چنگیز گهرویی در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۹:

در جالی که میان بزرگان ادب بر سر بی اهمیتهایی چون چنین و چنان در همین غزل که تاثیر و تفا وتی بر اصل شعر نخواهد داشت و هر دو نیز صحیح میباشند این همه مانور میشود نمدانم مواردی چون مورد بالا که ذکر شده و در اصل شعر تغییرات زیاد ایجاد مینماید از دید و قلم افتاده اند ./. ارام وخواب خلق جهان را سبب تویی . زان شد( میان) دیده و دل تکیه گاه تو.

چنگیز گهرویی در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۹:

در بیت ارام و خواب خلق جهان را سبب تویی.زان شد (کنار) دیده و دل تکیه گاه تو ./.صورت امده در تمام دیوانها به همین شکل میباشد اما به نظر .همان طور که میدانید کنار و گوشه و کنج جا و مکانی را به کسی که تمام ارام و خواب خلق جهان را باعث شده است اختصاص دادن به جا و درست نمی نماید چه بسا که شاعر حافظ باشد به نظر .بیت مذکو به صورت ذیل صحیح تر از صورت فوق میباشد . ارام و خواب خلق جهان را سبب تویی. زان شد( میان)دیده و دل تکیه گاه تو ./. انچه معلوم است تخم چشم یا مردمک چشم یا همان میان و وسط چشم و دل و جان بهترین جای چشم و دل میباشد که متعلق به بهترین محبوب میباشد ./. دقت نمایید در این بیت . شاه نشین چشم من تکیه گه خیال توست . جی دعاست شاه من بی تو مباد جای تو . میبینید که شاه نشین که همان بهترین جا و تخم چشم میباشد تکیگه محبوب شده .از طرفغی مبان و جهان در مصرع قبلی نیز مناسب ترند .به نظر میان صحیح تر از کنار میباشد .لطفا توجه و نظر

مهران در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۲۱ دربارهٔ اقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۱۴۰ - موسیقی:

معنی بیت
معنی آن باشد که بستاند ترا
بی نیاز از نقش گرداند ترا
معنی آن نبود که کور و کر کند
مرد را بر نقش عاشق تر کند
چیست؟ لطفا راهنمایی کند.

سهیلی در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۸ دربارهٔ اقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۱۱۸ - چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما:

در برخی روایات شروع نهضت حضرت مهدی در خراسان در نظر گرفته شده و در کتب اهل سنت هم از این موارد بسیار هست. بنی عباس هم که از خراسان برآمده بودند خود را مهدی امت می دانستند.
شهر طالقان در افغانستان در اندیشه ی مهدویت نقشی کلیدی دارد.
این افرادی هم که می گویند در اهل سنت مهدی وجود ندارد صرفاً اعتقاد خودشان را بیان می کنند و نباید به نمایندگی از همه ی اهل سنت قدیم و جدید حرف بزنند.
ضمناً برخی اقبال لاهوری را معتزلی می دانند.

ع. اردکانی در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۳۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:

وزن غزل:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

ع. اردکانی در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۳۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶:

وزن غزل:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

حاتم در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۲۱ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۳۲ - ای مشارالسلطنه:

بیت ششم، مصرع دوم به جای «هذه شینی عجابست» باید قرار داد: «هذه شیءٌ عجابست»

هروی کرمانشاهی در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۴۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵ - نقش حقایق:

شهریار با شعر علی ای همای رحمتش معروف بود. اما برخی حسودان ادیب نما می خواستند بگویند شهریار در غزل گویی توانا نیست. شهریار غزل "نقش حقایق" را سرود و دهان همه حسودان بسته شد. تازه مضمون این غزل یک مضمون عرفانی و معنوی است و این مضمون چندان با غزل رایج سر و کار ندارد. اگر می خواست در رابطه با عشق زمینی یا همان عرفان رایج ولی در با الفاظ عشث زمینی می سرود چیز دیگری می شد.

Nazanin در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

در پاسخ به دوستانی که حافظ را عارف میدانند و دوستان دیگری که نمیدانند، باید عرض کرد که حافظ شاعری کثیرالاضلاع بوده .
“ شاملو” او را یک شاعر یک لاقبای کفر‌گوی جسورمی‌داند .
مطهری و الهی قمشه‌ای او را نمونه کامل یک عارف مسلمان معرفی می‌کنند.
دکتر عبدالحسین زرین کوب و بهاء الدین خرمشاهی معتقدند کـه حافظ هم اهل عرفان و می معـرفت بـوده و هم گوشه چشمی به می انگوری و زیبارویان زمینی داشته است .
عده‌ای زندگی شاعـر را به دوران جوانی و پیری تقسیم می‌کنند و می‌گویند حافظ در جوانی به لهـو و لعب و خوشگذرانی مشغول بوده و پس از آن به عرفان گرویده است .
جماعتی تظا هر شاعر به فسق را،به مشرب ملامتی‌گری او منتسب می‌کنند .
بسیاری بیشترین وجه مشترک را بین حافظ وخیام می‌بینند و او را شاعری لا‌ادری و سرگردان تلقی می‌کنند .
و هستند کسانی که مشرب حافظ را احیای“ میترائیسم” ایران باستان می‌دانند.
همه این حافظ پژوهان در دیوان او ابیات بسیاری را له خود می‌یابند. در واقع حافظ دست رد بر سینه احدی نمی‌زند.

۱
۴۸۱۱
۴۸۱۲
۴۸۱۳
۴۸۱۴
۴۸۱۵
۵۷۰۶