آرش در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:
اضاف بر صحبتهای دوستان عزیز اقایان بیژن و یاس باید عرض کنم دکران نام مرغی است که با صوت زیبا باعث جمع شدن دیگر مرغان در اطرافش میشود که با گوش دادن به صدای او به خواب یا خلسه میروند و در این زمان شکار او میشوند، نام دیگر آین مرغ، موسیقار است.
امین کیخا در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:
دشگوار را هم کنار خوشگوار داریم با معنای وارون
امین کیخا در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:
درود به مرتضی مولوی بزرگوار
چنانکه شما می دانید و در نوشته تان آشکار است سخن شاخه شاخه آوردن و از موضوع داستان بیرون رفتن و باز گشتن را در عربی افتنان یا استطراد می گویند که یک زیبایی در هنر بدیع است . برای نمونه نوشته های عربی که افتنان یا استطراد دارد باید از جاحظ نام برد که نویسنده ی پر کار بسره ای است ( بصره -بسره ) که نوشتارش آموده و مزین به این هنر بدیعی است .
برای اینکه از پارسی هم چیزی گفته باشم .به پارسی شاخه چند واژه دارد که به شما هدیه می دهم یکی ازگ و آزغ و نیز لاغ که دو واژه دور از ذهن ولی نژاده هستند .
رحمت ا..نجفقلی از آمل در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۳:
به می پرستی ازآن نقش خود برآب زدم
که تاخراب کنم نقش خود پرستیدن
به نظرم اشاره حافظ دراین بیت به آیه 43 سوره مبارکه فرقان است که درآن خداوند می فرماید ارایت من التخذ الهه هوی ...(آیا دیده ای آن کس را که هوای نفسش را خدای خود قرارداده...)
حافظ دراین بیت می گوید باخداپرستی نقش خودپرستی راخراب نمودم
میرزاده در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۳ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۰۷ - از یکی اکابر رنجیده بود حسب حال خود و نکوهش او گوید:
بیت سوم از آخر بین ما و در نباید فاصله باشد.
چه جای ِ این همه مادر غری و کشخانیست
رحمت ا..نجفقلی از آمل در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۳:
به می پرستی ازآن نقش خود برآب زدم
که تاخراب کنم نقش خود پرستیدن
به نظرم اشاره حافظ دراین بیت به آیه 43سوره مبارکه فرقان میباشد که درآن خداوند می فرماید ارایت من التخذ الهه هوی... (ایادیده ای کسی را که هوای نفس خود را می پرستد)
حافظ دراین بیت میگوید من باخداپرستی نقش خود پرستی را خراب نمودم
باران در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸:
این غزل رو با صدای همایون شجریان باید شنید و زمزمه کرد...
مرتضی مولوی در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:
...در بین غزلیات حافظ این غزل از معدود غزلهایی است که میشه گفت علاوه بر وحدتی که نهان و درون فرم غزل در بین تمامی ابیات جای گرفته یک وحدت رو و به قول معروف وحدت موضوعی وجود داره...
شفیع کدکنی جایی میخوندم که گفته بود اینکه ابیات یک غزل با همدیگر مرتبط نیست در دیوان حافظ، عیب نیست و حتی یک شاعر امریکایی با کشف این فرم ، این فرم رو مهم تلقی کرده و اساس کارش قرار داده...
در این شعر هم با شروع عیب جویی حافظ از زاهدی که با لباس زهد و گفته های خشک اندرزگونهاش دست به عیب جویی از مردمان میزنه، و گویی این غزل توضیح شماتت بار حافظ به یک کودک(حافظ به طور رندانه ای زاهد رو به سان کودکی که از دایره خود تخطی و تجاوز کرده شماتت میکنه) نادانه که تنها در خلوتی که خودش برگزیده دست به نظریه پردازی و به قول معروف فتوا صادر کردن میزنه...
اشعار شاهکار حافظ غامض و سخت اند و این به اعتقاد من از جمله شاهکار های حافظه که از قضا مضمونی ساده و اشکار داره و نمیدونم چرا دست به توضیحی چنین بیهوده بر این غزل شیرین زدم...
مجید در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۲۸:
اشاره به وجود انسان است که انسان از جنش پادشاه یا همان خدا است اگر چه خود را در محبس افکار ذهن خود زندان کرده
امین کیخا در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۴۶ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:
نیش یا نیچ ( اوستایی ) / نیر ( سانسکریت ) / احتمالا near به انگلیسی
در انگلیسی معنایش وارون شده است . درست مثل soft .
امین کیخا در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۴۴ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:
نیش افزون بر این معنای امروزی به معنای دور بوده است یعنی نیش یا نیچ اوستایی است همین لغت در سانسکریت نیر شده است جالب اینکه این لغت با لغت near انگلیسی به معنای وارون تبدیل شده است( احتمالا از کتاب علی نورایی ) .
امین کیخا در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:
نعل از فارسی به عربی رفته است و نال بوده است .
امین کیخا در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۳۶ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:
بیختن بیزیدن را باید با پیختن به معنای ریختن چیزی که گلوله گلوله است جابجا نگیریم . پیختن درهم و سکه و پیختن پشگل نمونه های آن هستند .
امین کیخا در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۳۲ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:
کوکبه / در پیش روی خرامیدن شهسواران و بزرگان میله ای می برده اند که رویش یک ستاره یا ماه بوده است به همین دلیل کوکبه یا ستاره به معنای گروه همراهان بزرگان نام گرفته است .
امین کیخا در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۴:
وحید جان خاک راهت هستم
سیروس در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۱:
این شعر در آلبوم ناشکیبای همایون شجریان به صورت زیبایی اجرا گردیده است.
وحید.ج در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۴:
اول یه قدردانی و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار آقای امین کیخا که با حاشیه نویسی های با ارزششون جای جای دفتر گنجور رو رنگین تر و پربارتر کردند...
و درود به روان پادشاه مُلک سخن سعدی علیه الرحمه که به این کیفیت روح و روان رو متلاطم می کنه...
در کوی تو معروفم و از روی تو محروم
گرگ دهن آلوده یوسف ندریده
رضا در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۲:
درود
گفتنی است که مرحوم ایرج بسطامی نیز این غزل را در آلبوم بداهه خوانی به زیبایی تام به نحوی بسیار شنیدنی اجرا کرده اند.
سخن در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۷:
اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز
پیاله ای بدهش گو دماغ را تر کن
ایهامی لطیف در عبارت پایانی مصراع دوم هست. قدما در مورد دیوانگان، کنایه ای بکار می برده اند، به این مضمون: " خشک دماغ". چه طعنه ی لطیفی به فقیه می زند و می گوید اگر می خواهی عاقل باشی، شراب بنوش.
من و انکار شراب؟ این چه حکایت باشد
غالبا" انقدرم عقل و کفایت باشد
البته این مضمون منافاتی با مفهوم زودفهم بیت، یعنی پیاله ای شراب بنوش تا حالت تر و تازه شود، ندارد.
نکته ی دیگر بیت، تکرار جنگ عشق با فلسفه و دین است. عشق حافظی با دین در اینجا و با فلسفه در جایی دیگر منافات دارد. مثال جدال فلسفه و عشق:
عاقلان نقطه ی پرگار وجودند ولی
عشق داند که درین دایره سرگردانند
بهرام شاهی در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۰۰ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۸: