تنگ طه در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۳ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۱۴ - کعبهٔ دل:
متاسفانه ما انسانها به جای توجه نمودن به خالق خود به مخلوقاتش توجه می کنیم و در توجه به مخلوقات خدا نیز به جای آنکه به یاد قدرت آفریننده آن بیفتیم به زیبایی ظاهری آن توجه می کنیم .
مرجان در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۶:
با سلام و تشکر از سایت خوبتون.
اگر در نوشتن اشعار نشانه گذاری رعایت می شد خیلی بهتر بود هم در شیوه خواندن هم در درک معانی.
بازم ممنون
فاطمی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۴۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۴۸ - جولای خدا:
سلام.عالی بود.بسیارآموزنده بود.خانم اعتصمامی می خواهدبگویدکه آدمی باهمت وکوشش وامیدآدم است ،نه باحرف وشعار.
درست است که بسیاری ازمشگلات دست خوددانسان نیست ولی باهمت وپشتکارمی توان به حل آنهاامیدواربود.خلاصه اینکه نبایددربرابرمشگلات سرتعظیم فرودآورد. مشگل رابایدحل کرد.البته می بخشید.
حمیدرضا در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۳۲ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » کنز الحقایق » بخش ۶ - در تحقیق نماز:
سلام،
در مصرع: برو جان پد بشنو ز محمود
به نظر میاید که باید "پدر" باشد، و "ر" تایپ نشده است. از لحاظه آهنگین هم باید پدر باشد و الا مصرع از وزن میافتد.
با تشکر
چنگیز گهرویی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲:
معنی بیت دوم بسیا ساده و روشن میباشد .سرم در مقابل دنیا و اخرت سر فرو نمی اورد سرکشی و نا فرمانی و سر پیچی میکند و در مصرع بعدی این سرکشی و نا فر مانی در برابر دنیا را تحسین میکند .احسن به این نا فرمانی و فتنهای که در سر و اندیشه ما است.
اورنگ وثوقی نیری در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:
سلام دوستان
شاید بهتر است که حتی جام می و ساغر را هم در معنی یکی نگیریم چرا که ساغر به معنی پیاله است ولی گنجایش " جام" از "ساغر" بیشتر می تواند باشد یعنی به نظر می رسد که دقت بیشتری برای معنی کردن این واژه ها ( بویژه برای یک شعر عارفانه) نیاز است مثلا شاید ساغر یک بخش کوچکی از یک سوره ی قرآن حکیم باشد ولی جام می بخش بزرگتری از آن. در باره "نرگس ساقی" هم شاید شخص خلیفةالله مراد است که برگزیده ترین انسان روی زمین است و در بیت آخر این شعر به مدح او پرداخته شده است.
علی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » بلالی باش:
در بیت نهم کلمه قیزی باید به قیزیم به معنی دخترم تغییر یابد.
ترنم در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۶ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:
از اینهمه نا آگاهی علاقه مندان به شعر وادب پارسی متعجبم
البته که معشوق در این شعر مذکر هست و البته که وحشی این شعر را از زبان زلیخا و در وصف عشق یوسف گفته، ابتدای شعر هم می نویسد که "یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت"
بخصوص افرادی که ادعا دارند هرجا سخن از معشوق یا حتی معشوقه هست ربط به عرفان و خدا و این اراجیف داره، خوتون رو گول میزنید چون بقیه که میدونن داستای چیست!
سرمد تهرانی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۷:
من فکر میکنم که این شعر در جوانی و یا زمانی که حافظ به پختگی در شعر خودش نرسیده بود سروده شده
سعید در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹:
با سلام..
وزن شعر مستفعل مستفعل مستفعل فعلن است...اگر چیزی هست که من نمیدانم لطفا راهنمایی کنید
ناشناس در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷:
زشعر دلکش حافظ کسی بود آگاه
که لطف طبع و سخن گفتن دری داند
با استناد به این بیت حافظ و ابیات مشابه شعرای دگر بسیاری از دانشمندان زبان پژوه شرق بر این نظرند که هنوز در زمان شاعر شهیر فارسی گوی حافظ فارسی دری که خاستگاه اولیهاش خراسان است،کاملاً در شیراز شیوع نشده بود و عدهی کثیری نیز به زبان اصلی آن منطقه یعنی فارسی پهلوی تکلم می کرده اند.
عبی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۶ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸:
منم فکر می کردم این شعر دو بیت بیشتر نداره ولی اصلا فکرشم نمیکردم از عراقی باشه
بسیار زیباست
خصوصا اینجا که میگه: عراقی را چرا بدنام کردند!
کافر در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷:
خانم ملیحه رجایی:
چرا بدون هیچ منبعی به توضیح میپردازید!
بهتر آنست که آنکس که نمیداند بی جهت خواننده گرامی را گمراه نسازد. در دو جا شما یک کلمه را دو معنی متفاوت و کاملا اشتباه نگاشته اید:
در لغت نامه دهخدا:
کلمه دیر مغان= که معنای صد در صدی نمیتوان برایش داشت ولی بنا به مراجع لغت نامه بر میآید :
دیر: خانه ای که راهبان در آن عبادت کنند و غالباً از شهرهای بزرگ بدور است و در بیابانها و قله های کوهها برپا گرد...(لغت نامه دهخدا) و مغان: مغان در اصل قبیله ای از قوم ماد بودند که مقام روحانیت منحصراً به آنان تعلق داشت . آنگاه که آیین زرتشت بر نواحی غرب و جنوب ایران یعنی ماد و پارس مستولی شد مغان پیشوایان دیانت جدید شدند. در کتاب اوستا نام طبقه ٔ روحانی را به همان عنوان قدیمی که داشته اند یعنی آترون می بینیم اما در عهد اشکانیان و ساسانیان معمولاً این طایفه رامغان می خوانده اند. مغ: مردروحانی, زرتشتی, پیشوای مذهبی زرتشتی, مغان جمع, گود, ژرف, عمیق , به معنی رودخانه هم گفته شده
از این معنای بر می آید معنی این واژه بیشتر نزدیک آتشکده زرتشتیان است.
حال آنچه شما در اینجا معنی کرده اید:
دیر مغان= کلیسای مغان
همچنین در این صفحه:
حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲/
دیر مغان = محفل عارفان
خواهش میکنم تا وقتی مطمئن نیستید در مورد چیزی به هیچ عنوان اظهار نظر نکنید تا خواننده محترم در جان کلام حضرت حافظ به گمراهی کشید نشود.
پیروز باشید
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۴۰ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
بیت پنجم :
این سراییست که البته خلل خواهد یافت و بیت هشتم :
گوسپندی برد این گرگ مزور همه روز.. و بیت دهم :
عاقبت خاک شد و خلق براو می گذرند و بیت یازدهم :
تا دمی را که در آنند، غنیمت شمرند . والله اعلم.
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۰۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۶ - در آفرینشِ ماه:
پدید آید آنگاه باریک و زرد
چو پشت کسی کو غم عشق خورد.
همانگونه که سخن ، سخن با صدای پیش خوانده میشده است
خورد را نیز خورد با صدای زبر می خوانده اند
و هم امروز در روستاهای یزد خورد و خوش
هردو با صدای زبر تلفظ میشوند.
صادق در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۳:
از بیت آخر برمی اید که این غزل در وصف حسام الدین چلبی همنشین مولانا و عامل سرودن مثنوی باشد کسی که مولانا بودن او را منشا به وجود امدن مثنوی می داند
عنی ابیات از بیت دوازدهم به بعد در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱ - آغاز سخن:
خداوند از ابتدا تا پایان وجود و صفات نیکش دز وی وجود داردو او میتواند موجودات و کاینات را ببرد و یا آنها را نگه دارد.
بیت سیزدهم:بزرگی و عظمت او برای این دوعالم (دنیا و آخرت )کم است .و تدبیر او برای جهان های نامحدود است.و او دو عالم را زیر نظر دارددر حالی که ما اول و آخر می میریم و بو و نبودمان به یک دم است.
بیت چهاردهم:چه کسی در این دنیای دیرپای و بی ارزشس و زود گذر می تواند ادعای مالکیت کند جز ذخداوند
بیت پانزدهم:آنچه هست و نیست و آنچه بزرگ است و کوچک است ممکن است باشند ممکن است نباشد اما خداوند همیشه هست
بیت شانزدهم:پیامبران و عرفا و اولیا در ابتدا این مشکل را حل نکردند
بیت هفدهم:که علم خداوندی چه دریای بی کرانی است و ملک و پادشاهی او چقدر بزرگ و است انتهای آن پیدا نیست
بیت هجدهم:خداوند از ابتدا بوده و ازلی است و تا انتها بوده و ابدی است
بیت نوزدهم:ای انسان اوست که جسم تو را مانند باغی زیبا آفریده و نور و بینایی چشم تو از اوست
بیت بیستم:هر کسی درگیر زندگی و پادشاهی می کند و مردم را اداره میکند پیش خداوند بنده ای بیش نیست
بیت بیست و یکم:هر چیزی جز او بقا ندارد و او مقدس است و فنایی در او نیست و راه ندارد
بیت بیست دوم:خداوند هزار دست و هزار آستین که انعام و نعمت هایش را در کمر کوه و کلاه زمین قرار داد(کلاه زمین :اسمان)باران
بیت بیست و سوم:هخنگامی که خداوند
معنی ابیات از بیت سوم در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۰۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱ - آغاز سخن:
بیت سوم:خداوند واجب الوجود بوده و هست و او پیش از همه بوده است
بیت چهارم:خواوند سابق بر ازلیت و اوست که گلوی قلم را با کلمه و کلام زینت داده است
بیت پنجم:خداوند پرده و حجابی را که بر این فلک زده شده را می تواند باز کند و باز کرده و خداوندی که از نظ ر عرفا و پیامبران در پرده است.
بیت ششم:او مبدع هر چشمه ایست که عطا می کندو مخترع هر چه که وجود دارد می باشد
بیت هفتم:خداوند کمر خورشید با لعل (نور)زینت داده و اوست که خاک را با کیاهان و گل ها زیبا کرده و با سنگ ریزه ها نقوشی در اب ایجاد کرده و زیبامی کند
بیت هشتم:خداوند عرفا =پیامبران و اولیا را تربیت کرده و روز را برای بدست آوردن روزی آفریده است
بیت نهم:خداوند خداوند گوهر عقل را کنار هم قرار داده و در وجود انسان قرار داده و اوست که روشنی دهنده عقل است(با عقل میتوان خوب و بد را تشخیص داد)
بیت دهم:خداوند داغ بندگی رابر پیشانی بندگان نهاده و انسان بر دیگر موجودات بزگ کردانیده
بیت یازدهم:هنگامی که مردم می ترسند و غوغا میکنند او نگهبان است و چشمه ای و منبعی است برای تدبیر داران و تدبیر شناسان
بیت دوازدهم:
بیت دوم در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱ - آغاز سخن:
شروع هر اندیشه و پایان سخن با نام خداوند است تو نیز اندیشه و سخنت را با نام او پایان ببر
محمدمهدی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۲۳ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴: