ناشناس در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۵۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵ - در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم:
چقدر ممنونم از شما که امکان این را یافتم تا در آن سر دنیا اشعار عرفانی وزیبای نظامی را بخوانم
الهام در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷۰:
من یه نسخه داشتم(اگر اشتباه نکنم دیوان کبیر به تصحیح استاد فروزانفر بود) که بجای بی رقیبش دادمی... نوشته بود بر لبانش دادمی...
ضمن اینکه بیت اخر رو هم نداشت.
بهروز behrouz_m۸۷@yahoo.com در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۳۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶ - متابعت نصاری وزیر را:
ای کاش حالی که در خواب داریم در بیداری داشته باشیم البته از لحاظ اگاهی .
حیدری در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵ - روان شدن خواجه به سوی ده:
با اینکه پدربزرگ بنده هم حتی در شهر به دنیا آمده اند ولی اصالتی روستایی دارم و به همین علت مناطق روستایی زیاد رفتم، با رفتار و اخلاق و شخصیت روستاییان آشنا هستم. راستش اعتقادم بر این بود که همه انسان ها یکسانن و اینکه بخوایم به کسی برچسب روستایی بزنیم که اون رو تحقیر کنیم کار بسیار غیراخلاقی و غیر انسانی میدونستم. هر موقع هم که اشتباه یا رفتار بدی میدیدم از این قشر پای روستایی بودنشون نمیذاشتم. ولی از وقتی باغی در روستای خودمون خریداری کردیم و بیشتر بینشون زندگی کردیم فهمیدم که واقعا روستایی ها خیلی بی فرهنگ هستند و واقعا از انسانیت به دورند. طوری شد که من از روستایی ها متنفر شدم! این موضوع رو وقتی به یکی از کسایی که خیلی قبولشون دارم در میون گذاشتم، این شعرو برام خوندند! چه حق گفته حضرت مولانا...
عمر در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:
خفی جان...مولانا یا علی مدد نمیگفت پس شماهم مثل او فقط بگو یا الله!
چنگیز گهرویی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۴:
اقای دکتر ترابی .باعرض ادب و احترام .عجیب میباشد ابشخور فکر و اندیشه شما کجاست .در بیت مذکور مراد از پیر فقط سالخورده بودن جهان میباشد اینکه این جهان هزاران سال پا بر جاست نه انچه مد نظر شماست و ان پیری که مورد قبول و احترام حافظ و همگان میباشد .تمام زیبایی و ظرافت این شعر به همین کلمه میباشد یادمان باشد شعر تصنعی و دستور زبانی نیست بلکه از سر چشمه افتاب دل و عشق بیرون میزند و با متر های شما جور در نمی اید .پس رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم ...سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم ...قبلا نیز در غزل درخت دوستی بنشان که ...نقصان فکر وذوق شما بسیا دیده ازاری و دل ازاری میکرد
نجمه در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۵ - این قطعه را در تعزیت پدر بزرگوار خود سرودهام:
ای پدر ای با دل من همنشین
ای صمیمی، ای بر انگشتر نگین
در صداقت برتر از ایینه ایی
در رفاقت با دل بی کینه ایی
بابا ی عزیزم هنوزم تو رفاقتت حساب میکنم بیا تو خوابم که خیلیییییییی دلتنگتم
روح همه پدرای آسمانی شاد
کمترین در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۴۱ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰:
لل پارسی است که در عربی رفته و لعل شده است چم و معنای سرخ هم میدهد چنانچه آل هم در پارسی سرخ است .واژگان دیگر به چم و معنای سرخ یکی قرمز و دیگری سوهر یا سهر است .
حسن در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۴:
سلام سیمای نازنین از توجه شما وهمدردی با من بسیار ممنونم فقط یکی از دعاهایت این باشد خدایا وحوش را هم داغدار نکن اینو از بزرگانتون بپرس خواهند گفت باز هم ممنونم عزیزم
مهرداد در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۲۷ دربارهٔ سنایی » طریق التحقیق » بخش ۲۲ - مفتاح ابواب الاسرار مصباح ارواح الابرار:
خالق وخلق ومخلوق هرسه فی نفسه هستندمطبوق
محسن در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۲۷ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴:
با تشکر . مجموعا سایت خوب است و اشکالات باید با نظر اهل فن مرتفع شود . یک احتمال در اختلاف تعداد ابیات و فرم شعر هست . و این احتمال اینست که ممکن است اشعار نوشته شده در گنجور از ناصر خسرو بوده و شاعر دیگری بر تعداد ابیات افزوده است. و این ناممکن نیست. شعرای مختلفی شعر متقدمین را گسترده تر نوشته اند. چیزی شبیه تضمین.
فرزانه در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۱۹ دربارهٔ رضیالدین آرتیمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰:
بسیار زیباست
مهدی رفیعی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیقباد » بخش ۵:
محمد غافری عزیز، با تشکر از دقت جنابعالی ، می توان گفت : کی آرش و آرش دو نام هستند زیرا " کی " لزوما" به معنای پادشاه نیست. بر اساس فرهنگ معین به معنای پاک و خالص هم معنی میدهد یا اینکه به اسم ملحق می شود و صفت می سازد ( به معنای دارنده و صاحب )
merce در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۳۵ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰:
گویا لؤ لؤ را ”لل“می نوشته اند
مهدی رفیعی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۲۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۲:
مصرع اول بیت
چو از شاه بنشنید زال این سخن
ندید ایچ پیدا سرش را ز بن
باید به شکل زیر اصلاح شود
چو از شاه بشنید زال این سخن
مهدی رفیعی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۱۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گرشاسپ » بخش ۵:
مصرع دوم بیت
بگوئیم یکسر نشان قباد
که او را چگونست رستم و نهاد
باید به شکل زیر اصلاح شود
که او را چگونست رسم و نهاد
علیرضا در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
سلام و درود
به نظر بنده منظور از بیت آخر اینه که.
هدف اصلی که خدا ما رو آفریده.
خب منظور تنها به معنی خر بنده ربط نداره. بلکه منظور همون هدف و لقا یی هستش که خدا در ما آدم ها به دنبال اون میگرده و واقعا میخواد ببینه که کدوم ما خر بنده میشیم. خر بنده از نظر من یعنی کسی که واقعا بنده بزرگیه
این من و یاد داستان آدم و حوا میندازه که تو بهشت بودن ولی خب نمیشد همون بمونن که آدم و حوا خر بنده بودن خدا خرشونو مرگ داد همون بهشتشونو. که بیان ببین میتونن بنده بشن که تازه بعدش خر بنده بشن. خواهشا یه خورده بیشتر فکر کنید. ممنون از همه شما دوستان.
شهریار۷۰ در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:
با سلام
در پاسخ به سه پرسش آقای دکتر آرش طوفانی :
نکته اساسی و مهم این است که دیوان مصحح استاد شاملو ، صرفا ضبطی ذوقی و قیاسی است و نشات گرفته از میل ادیبی مسلط بر ادب کهن و مستولی بر زبان و ادب حال. همان گونه که خود استاد در مقدمه دیوان مصححشان بیان میکنند این دیوان از شیوه علمی تصحیح به دور است و صرفا ابیات بنا به طبع و ذوق و التفات به سایر ضبط ها نگاشته شده است.
پیرامون تفاوت شماره غزل ها نیز باید توجه داشت منبع این سایت دیوان مصحح علامه قزوینی و دکتر قاسم غنی است و این تصحیح از دیرپاترین تصحیحات آثار خواجه حافظ بوده و شماره غزل ها صرفا بر اساس تقدم «حرف رَوی»های هر غزل چیده شده است (میتوان به بیانی سادهتر اولین حرف قافیههای غزل را همان حرف روی پنداشت) و میان مصححان مختلف اندک تفاوتی در شماره به چشم میخورد که این ناشی از شک و تردید مصحح در انتساب چند غزل به خواجه حافظ است.
اما پیرامون دو بیت مورد توجهتان نخست به بیت 4 می پردازم که بیتی محوری در این غزل است :
متاسفانه یک سنت ناخوشایند از سدههای 5 و 6 به بعد وارد فرهنگ جامعه ایران میشود و از قضا دامنهی آن به ادب و شعر نیز کشیده و از بد حادثه اوج آن در عصر خواجه حافظ ما در حال روی دادن. (برای اطلاعات دقیقتر به کتاب «شاهدبازی در ادبیات فارسی» به قلم دکتر سیروس شمیسا مراجعه کنید. )
حال خواجه حافظ در این غزل روی سخناش به پیروان و عاملان چنین اعمالی است و اتفاقا بیت چهارم اوج این موضوع است که با لحنی عتاب آلود اینان را برحذر میدارد از آنچه که میکنند.
اکثر نسخ قدیمی همانند ضبط موجود در سایت روایت داشته اند ، منتها تنی چند از بزرگان نظیر استاد شاملو برای آن که به نوعی غزل و بیت را از سخن ناپسند به دور دارند روی به جایگزینی «شیرین دهنان» آورده اند. البته این ضبط دارای پشتوانه های کهن اندکی هم هست ولی به هر روی با توجه به مضمون کلی غزل سخن مستندتر ، ضبط علامه قزوینی است.
در رابطه با بیت پایانی نیز باید گفت که ضبط علمی و دقیق همانی است که روانشادان علامه قزوینی و قاسم غنی روایت داشته اند و در این جا نیز استاد شاملو ضبطی قیاسی و ذوقی انجام دادهاند.
به نقل از برنامهی تماشاگه راز با اجرای حسین آهی (همراه با اضافاتی از این کمترین)
آرش طوفانی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:
بیت چهارم این غزل در دیوان حافظ به تصحیح استاد احمد شاملو به صورت ذیل آمده است:
به هوای لب شیرین دهنان چند کنی
جوهر روح به یاقوت مذاب آلوده؟
ناشناس در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴: