سروش در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۳۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۱۳:
جناب کیخا ی عزیز کاش اندکی روشن تر میگفتید که آیا این پیشنهاد شماست که نثر را رسته بگوییم یا سابقه دارد. و اگر سابقه دارد در کجا. باری به هر جهت فارغ از قبول یا رد کارتان پسندیده است که در انداختن طرح نو هماره ستودنی است. اما امید که بی حب و بغض باشد یعنی در راستای عربی ستیزی یا برتری جویی ازین سو نباشد. اما شخصا واژه رسته را میپسندم. و ای بسا که استفاده کنم.
آمیز در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴:
سلام دوستان
در بیت ِ "منت سدره و طوبی ز پی سایه مکش
که چو خوش بنگری ای سرو روان، این همه نیست"
روی واو ِ سرو، علامت سکون میتونه باشه؟
مثل شادروان
سروْ روان، و به این معنا بگیریم که روانش همچون سرو از سدره و طوبی بلندبالاتر (با ارزش تر) است...
امین کیخا در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۵۵ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸:
دیر با duration و دیرنگ یا درنگ با long همریشه است . فرهنگ آریانپور ریشه شناسی
امین کیخا در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۵۳ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸:
با نشان یک لغت زیبای جدید داریم .بازرنشان یعنی براند !
رحیم محمد رفیعی در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۷:
اول از همه اینکه مصرع اول بیت اول اینست؛
آن فلسفی کز حاسدی عیسی بود تفتیش او ...
مخاطب مولانا فلسفیان دورانش بودند که با توسل به فلسفه تولد حضرت عیسی و حامله شدن مریم از روح القدس و بسیار دیگر از معجزات و قرآن را حتی انکار میکردند ، این شعر جوابی دندان شکن به فلسفیان آن دوران میباشد
حوری در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۱۱:
در بیت اول (نایی )ببرید از نیستان استاد
اول تعجب کردم که چرا در رباعیات شماره 611 آمده،در صورتی که حرف نون پایین تر باید باشد،
بنا به گفته ی استادم زنده یاد استاد کمال دستیاری،که فرموده بودند هر وقت به مشکلی برخوردی به نسخه ی استاد فروزانفر کن .
بعد از مراجعه این رباعی نوشته بود،
تا نی ببرید از نیستان استاد
با نُه سوراخ و آدمش نام نهاد
ای نی تو از این (آمده ای ) در فریاد
آن لب را ببین که این لبت را دم داد
در بیت دوم مصرع اول هم (آمده ای)به جای (لب آمدی)
متشکرم و موفق باشید
)
رحیم غلامی در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۴۷ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۵۶ - در وصف جشن مهرگان و مدح ابوحرب بختیار:
سلام. منظور از مهدی در این قصیده مهدی نخستین خلیفه فاطمی است. منطور از ملحد ملعون ابویزید خارجی است که سرانجام او را به فرمان نواده مهدی که منصور نام داشت دستگیر کردند و در قفس گذاشتند.
محمد امین در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
خدا بیامزه شهریارو با خوندن این شعر جوونا رو به خودشون بر می گردونه من دانلود ردم شما هم دانلود کنید
محمد امین در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
خدا بیامرزه این شهریارو با خوندن این شعر جوونا رو به خودشون بر می گردونه برای شادی روحش صلوات
پروین در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۶ - قصهٔ خواب دیدن فرعون آمدن موسی را علیه السلام و تدارک اندیشیدن:
بزرگش نخوانند أهل خرد
که نام بزرگان به زشتی برد
دکتر غدیری در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶:
حاشیه های شماره 1 و2 تایید می شوند. آری استاد گلپایگانی نیز "بگذشت و بازم آتش در خرمن سکون زد"خوانده اند.
سجاد در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
پیرامون بیت آخر و لغت “خـر بنده“:
خــربنده یعنی بنده ی خر بودن، که مولانا از آدمی می خواهد که با اختیار خویش و توسل به خداوند از خداوند بخواهد که او را از بندگی خــر برون آورده و بنده ی خدا گرداند،
خــر را می توان نیم حیوانی آدمی دانست یا نفس حیوانی که امر می کند به جهل و خشم و حرص و ... خود حضرت مولانا می فرماید:
ﺍﯾﻦ ﺳﻮﻡ ﻫﺴﺖ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﻭ ﺑﺸﺮ
ﻧﯿﻢِ ﺍﻭ ﺯ ﺍﻓﺮﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﻧﯿﻤﺶ ﺧﺮ
ﻧﯿﻢِ ﺧﺮ ﺧﻮﺩ ﻣﺎﯾﻞ ﺳﻔﻠﯽ ﺑﻮﺩ
ﻧﯿﻢِ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺎﯾﻞ ﻋﻠﻮﯼ ﺑﻮﺩ
و در جایی دیگر نیز :
ﻗﺴﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎ ﺧﺮﺍﻥ ﻣﻠﺤﻖ ﺷﺪﻧﺪ
ﺧﺸﻢ ﻣﺤﺾ ﻭ ﺷﻬﻮﺕ ﻣﻄﻠﻖ ﺷﺪﻧﺪ
ﻭﺻﻒ ﺟﺒﺮﯾﻠﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﺭﻓﺖ
ﺗﻨﮓ ﺑﻮﺩ ﺁﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﺁﻥ ﻭﺻﻒ ﺭﻓﺖ
عبدالغفار در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۱۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵۴:
مصرع هشتم چنین است :
جهل و آگاهی زهم ممتاز نیست
زین سر افزود آنچه زان سر گشت کم
مصطفا در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:
حافظ شاملو:
خرقهپوشان همگی مست گذشتند و گذشت،
قصهء ما است که بر هر سر بازار بماند.
یاسر توبه بالادهی در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴:
سلام
منم توصیه می کنم این شعر را با صدای استاد مختاباد گوش کنید و تفاوت را احساس کنید.باور کنید محشره.
ناشناس در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۵۶ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد دوم » شعله سرکش:
من فکر می کنم در مصرع اوّل بیت دوم باید چنین باشد: سوسن و مینا و سنبل مجلسی آراستند باشد چون سوسن هم خود گل است ، نمی توان گفت سوسن و گل.
مهدی در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۷:
در بیت
دلم از تو چون برنجد که به وهم درنگنجد
که جواب تلخ گویی تو بدین شکردهانی
همان ((برنجد)) کاملاً صحیح است. چرا که اولاً سعدی هیچ وقت اهل شکایت نبوده و نیست (بسیار به ندرت گله گذاری در اشعار او راه دارد)
ثانیاً معنای بیت اینگونه هم می تواند باشد:
وقتی به ذهن خطور نمی کند و امکان هم ندارد که تو با این همه شکر زبانی تلخ گویی کنی پس چرا باید دلم از تو برنجد.
با نرنجد هم می توان بیت به صورتی که جناب بهروز معنا فرمودند معنی کرد اما با توجه به اولین نکته ای که عرض کردم ــ و آن اینکه باید سعدی را در نهایت خاکساری و ارادتمندی به دوست در نظر داشت ــ کلمه برنجد صحیح تر به نظر می رسد.
مهدی در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۷:
در بیت
عجبت نیاید از من سخنان سوزناکم
عجب است اگر بسوزم چو بر آتشم نشانی؟
مصرع دوم نباید به صورت سوالی بیان شود چون معنای آن به طور خلاصه به این صورت است که :
از سخنان سوزناکم تعجب نکن (که از وجود همچون آتش من بیرون آمده است) اگر آتش (وجود من) را بر روی آتش نشاندی و با این کار به آتش آسیب رسید باید تعجب کنی.
محمد امین در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴ - انتظار:
بسم الله الرحمن الرحیم
درکتاب سرود فرشتگان(مجموعه غزلیات شهریار) بامقدمه وشرح حال یدالله عاطفی و خوشنویسی اشعار یدالله عاطفی انتشارات زرین چاپ دوم 1391این سه بیت وجوددارد لطفا تصحیح کنید
بعدازبیت چهار
مگذارقندمن که به یغمابرد مگس
طوطی من که در شکرستان نیامدی
وبعدازبیت8
دیوان حافظی توودیوانه ی تومن
اماپری به دیدن دیوان نیامدی
وبیت ماقبل آخرش
عیش دل شکسته عزامیکنی چرا
عیدم توی که من به تو قربان نیامدی
ببخشیدمن نمیتوانم تمامی غزل هارا برایتان بنویسم لطفابه این کتاب رجوع کنیدو ایرادات باقی غزلیات را هم تصحیح کنید
مهران ش در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۱: