گنجور

حاشیه‌ها

حسین ملیحی شجاع در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۸ - بیان حسد وزیر:

در بیت اخر گوزینه غلط است در واقع لوزینه که نوعی شیرینی است که از بادام درست میشده امروزه انواع ان وجود دارد مانند لوز سیب و غیره

lai در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۹:

من مست وتو دیوانه ........صد بار تورا گفتم

بی نام در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:

آن روز شوق ساغر می خرمنم بسوخت
کاتش ز عکس عارض ساقی در آن گرفت
چه قــدر حافظ ظرافت به کار برده. چه صحنه سازی فوق العاده ای کرده، چه مقامی به "انسان" به "ساقی" (در نماد معشوق) داده ... یعنی همه چیز تو ای. چه قدر عالی با یکی دو کلمه کل حال و احوال مورد نظرش رو بیان می کنه: خرمنم بسوخت، می تونست بگه توجه م جلب شد و ... ولی میگه بسوخت، یعنی خواست و نیاز و تعلق بسیار زیاد.
فکر میکنم در کارهایی که آقای لطفی و شجریان با هم انجام داده اند (از جمله همین جشن هنری که به نام چهره به چهره منــتشر شده) انتخاب اشعار با سایه بوده. چون اغلب شعرهایی ست بسیار پر محتوا که به دقت و ریز بیــنی سایه خیلی می خوره، هر چند خود سایه مستقیم نشنیدم این رو بگه. علاوه بر زیبایی ساز لطفی و آواز شجریان و کار عالی سایر اعضا اشعار، بسیار بر زیبایی کار افزوده.

شیخ رحیم غوری در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۱۲ - قطران تبریزی:

قطران شعر پارسی گفتی مگر پارسی نیکو نمیدانست هذا عجیب

مهراد در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۸:

درود
کاملا دوستان درست میگویند خیام باورهای دینی را قبول ندارد و رد همان گونه که استاد او ابن سینا (چه جنبه معنوی و چه جنبه حقیقت باشد خیام ابن سینا را استاد خود خطاب کرده است) معجزات و وحی و ... را تکذیب میکند.

محمد علی در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:

من چرا ملک جهان را نفروشم به دو جو

احسان در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۴ دربارهٔ باباطاهر » قصیده:

باباطاهر مردیست از دیار لکستان و از شهری بنام نوراباد(دلفان
)

امین در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۱ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:

راه عرفان پیچ و خم زیاد دارد یا به قول معروف زندگی بالا و پایین داره. مثلا حقیر بعد از پانزده سال درس خواندن و هشت سال کار 9 ماه حقوق نگرفتم مجبور شدم کارم را عوض کنم و در یک کارخانه بعنوان کارگر ساده کار کنم . چند وقت در افکارم غوته ور بودم تا یاد مطلع این غزل افتادم .

احمد قاسمی فینی در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۱۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:

با عرض سلام و احترام به همه بزرگوارن
در مورد این شعر چند سوال و یک نتیجه‌گیری کوتاه به نظرم می‌رسد. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید:
اگر فرضاً دندانتان درد بگیرد آیا پایتان یا چشمتان بی‌قرار می‌شود؟ اگر چشمتان درد بگیرد آیا دستتان بی‌قرار می‌شود؟ اگر دل درد بگیرید گوشتان بی‌قرار می‌شود؟
آن چه عضوی است که اگر هر یک از اعضا منفرداً درد بگیرد، آن عضو بی‌قرار می‌شود؟
البته به نظرم باید قبل از ورود به بحث معنای بی‌قراری را بدانیم ولی گمان می‌کنم همة ما با توجه به مضمون شعر یک قدر متیقنی از آن را ذهن خود داریم.
در این تشبیه تک تک انسانها در قبال تک تک انسانهای دیگر (یک دیگر) حکم آن عضو را دارند.
لذا گمان می کنم «یک دیگر» بیشتر مفید این معنا باشد تا «یک پیکر».

سبا سروش در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۵ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:

سلام
درود خدابر شاعر محتشم
هر بار این شعر رو می خونم بیشتر با گوشت و خونم مخلوط می شه
من شنیدم که محتشم در عزای فرزندش یه شعر جانسوز نوشته بوده
و امام حسین به خوابش میاد و میفرماید: محتشم چرا برای مصیبت ما شعر نیمی گی؟
محتشم بیدار می شه و شروع به شعر گفتن می کنه
تا می رسه به این بیت
هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال
هرچقدر فکر می کنه نمی ونه مصراعی بنویسه که مناسب باشه
مثلا نمی تونسته بگه خدا هم دچار غم شد از حادثه ی کربلا
دفترو می بنده و می خوابه
امام زمان مصراع دومو بهش الهام می کنه
در مجموع شنیدم که این شعر یه مجموعه ی بزرگ از الهامات و توجه ائمه همراه خودش داره
بیخود نیست که اینهمه زیبا و تأثیر گزاره

سبا سروش در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۴ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:

سلام
درود خدابر شاعر محتشم
هر بار این شعر رو می خونم بیشتر با گوشت و خونم مخلوط می شه
من شنیدم که محتشم در عزای فرزندش یه شعر جانسوز نوشته بوده
و امام حسین به خوابش میاد و میفرماید: محتشم چرا برای مصیبت ما شعر نیمی گی؟
محتشم %D

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۴ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:

سلام
درود خدابر شاعر محتشم
هر بار این شعر رو می خونم بیشتر با گوشت و خونم مخلوط می شه
من شنیدم که محتشم در عزای فرزندش یه شعر جانسوز نوشته بوده
و امام حسین به خوابش میاد و میفرماید: محتشم چرا برای مصیبت ما شعر نیمی گی؟
محتشم بیدار می شه و شروع به شعر گفتن می کنه
تا می رسه به این بیت
هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال
هرچقدر فکر می کنه نمی ونه مصراعی بنویسه که مناسب باشه
مثلا نمی تونسته بگه خدا هم دچار غم شد از حادثه ی کربلا
دفترو می بنده و می خوابه
امام زمان مصراع دومو بهش الهام می کنه
در مجموع شنیدم که این شعر یه مجموعه ی بزرگ از الهامات و توجه ائمه همراه خودش داره
بیخود نیست که اینهمه زیبا و تأثیر گزاره

عباس در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

جهل در مقابل حلم و بردباری است ، نه علم ، نادانی جاهل به سبب نداشتن علم نیست بلکه بخاطر غرور و خود خواهی و عدم تحمل آراء دیگران است (علی طهماسبی)
ملت عشق از همه دین ها جداست
عاشقان را ملت و مذهب خداست
هیچ آدابی و ترتیبی مجو
هرچه می خواهد دل تنگت بگو

فرزاد در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۳:

در پاسخ به س. ص
اگر عاشق بودی، این طور به غزل نگاه نمی کردی. دو بیت اول رو تقدیم معشوقت میکردی و سیل اشکات جاری میشد.

فاطمه در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

سلام دوستان
اینهمه دعوا لازم نیست! قطعا این شعر هم مانند خیلی اشعار دیگه میتونه چند لایه باشه و قطعا هر فردی هم با توجه به تفکرش یه معنایی از شعر به ذهنش خطور میکنه اما نکته اصلی اینجاست که اشاراتی که در شعر هست مثل رندان تشنه لب و سرها بریده بینی باعث میشه که صریحترین معنا شعر درباره امام حسین باشه. بنظرم نمیشه منکر این شد که شعر به امام حسین اشاره داره اما اینکه مقصود شاعر چیه بحث مفصل دیگه ایست که نباید با تعصب و بدون فکر به اون پرداخت!
کلا هم من اصرار دوستانی که میخوان بگن حافظ و دیگر شعرا دیندار نبودن و عاشق بودن رو نمیفهمم چرا که از نظر من دینداری هیچ منافاتی با عاشقی نداره بخصوص که عشقی که در اشعار شعرای بزرگمون مثل حافظ و سعدی و مولانا توصیف شده صرفا عشقی کوچک و مادی نیست .بلکه عشقی کمال یافته و جاودانه ست.

حامد زارعی در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۴۷ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۴۱:

در مصرع اول وزن با "بدیدم" صحیح تر به نظر میرسد
دی خوش پسری بدیدم اندر زوزن

غلامعلی در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۳۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸۶:

بیت سوم پینه صحیح است. چون با معنی بیت تناسب دارد.

آرش در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۳۸ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۳:

نگاه کنید به این شعر از حافظ
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
آنچه خودداشت ز بیگانه تمنا میکرد

پیام در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳:

با سلام. خالقی مطلق هم این دو بیت را الحاقی میدونه. هر دو شاهنامه هم چاپ مسکو و هم خالقی مطلق در پانویس به این دو بیت اشاره کرده اند و گفته اند در نسخی مثل لنینگراد اومده ولی هر دو، این ابیات را الحاقی می دانند.

عباس در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

ملت عشق از همه دینها جـــــداسـت / عاشقان را مذهب و ملت خداست

دیــــد مـــــوسی یک شبانی را بـــــه راه / کاو همی گفت: ای خـــــــدا و ای الـــه
تو کـــــــــــــــجایی تا شوم من چاکـــــرت / چارقت دوزم کنم شانه ســـــــــــــــرت
ای خـــــدای من فـــــــــــدایت جـــــان من / جمله فرزندان و خان و مان مــــــــــــن
ور تــــــــــــــــــو را بیماریی آید بـــــه پیش / من تو را غمخوار باشم همچو خویش
دستکت بــــــوسم بمــــــالم پــــــــــایکت / وقت خـــــــــــــــــواب آیم بروبم جایکت
سازم و آرم به پیشت صبح و شـــــــــــام / از من آوردن ز تو خـــــــــــــوردن تمـام
ای فـــــــــــدای تو همه بــــــزهای مــــــن / ای به یادت هی هی و هی های من
زیـــــن نمط بیهوده می گفت آن شبــان / گفت موسی: با کیستت ای فــــــلان
گــــــــــفت: با آن کس کـــــه ما را آفـــرید / این زمین و چـــــــــــــرخ از او آمد پدید
گفت موسی: های بس مدبر شـــــــدی / خود مسلمان ناشده کـــــــــافر شدی
این چه ژاژ است و چه کفر است و فشار / پنبه ای اندر دهان خود فشــــــــــــــار
گند کـــــــــــــفر تــو جهان را گنــــــده کرد / کفر تو دیبای دین را ژنده کــــــــــــــرد
گــــــــــــــــر نبندی زین سخن تو حلق را / آتشی آید بسوزد خـــــــــــــــــــلق را
گفت: ای مــــوسی دهـــانم دوخـــــــتی / وز پشیمانی، تو جانم ســــــــوختی
جــــــــــــامه را بدرید و آهی کــــــرد تفت / سر نهاد اندر بیابان و بـــــــــــــــــرفت
وحـــــــــــی آمد سوی مــــــوسی از خدا / بنده ما را چرا کردی جــــــــــــــــــدا؟
تــــــــــــــو برای وصل کـــــــــــــردن آمدی / نی برای فصـــــــــــــــل کردن آمــدی
تــــــــا توانی پا منه انـــــدر فــــــــــــــراق / ابغض الاشیاء عندی الــــــــــــــطلاق
هــــــــر کسی را سیـــــــرتی بنهاده ایم / هر کسی را اصطلاحی داده ایـــــــم
مـــن نــــکردم خـــــلق تا ســــودی کنم / بلکه تا بر بندگان جــــــــــودی کـــنم
ما بــــــــــــــــــــرون را ننگریم و قــــال را / ما درون را بنگریم و حـــــــــــــــال را
آتشی از عشق در جان بــــــــــــــرفروز / سر به سر فکر و عبارت را بــــسوز
مـــــــــوسیا آداب دانان دیگرنــــــــــــــد / سوخته جان و روانان دیگــــــــــــرند
عاشقان را هر نفس سوزیدنی اسـت / بر ده ویران خراج و عشــــــر نیست
ملت عشق از همه دینها جـــــداسـت / عاشقان را مذهب و ملت خداست
بعد از آن در ســـر موسی حق نـهفـت / رازهایی کان نمی آید به گــــــــفت
بر دل موسی ســـــــــــــــخنها ریختند / دیدن و گفتــــــــــن به هم آمیختند
بعد از این گر شرح گویم ابلــهی است / زانکه شرح آن ورای آگــــــهی است
چونکه موسی این عتاب از حق شنید / در بیابان در پی چـــــــــــــوپان دوید
بر نشان پای آن سرگشته رانـــــــــــــد / گرد از پره بیابان بــــــــــــــــرفشاند
عاقبت دریـــــــــــــــــــافت او را و بدید / گفت: مژده ده که دستوری رسیـد
هیچ آدابی و تــــــــرتیبی مـــــــجو
هر چه می خواهد دل تنگت بگــو

۱
۴۶۹۲
۴۶۹۳
۴۶۹۴
۴۶۹۵
۴۶۹۶
۵۷۲۵