گنجور

حاشیه‌ها

h@di در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۶ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵:

سلام!
در دیوان خاقانی تصحیح دکتر کزازی، بعضی مصرع‌ها به شرح زیر آمده اند:
دولت، نعم‌صباح‌کنان، نوعروس‌وار...
...چون صبح دید، سر به مناجات درگشاد
...هر نامه را که داشت، به منقار سرگشاد
ضمناً کزازی بیت آخر را هم نیاورده است.

ثنا در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۶ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۰:

زیباترین بیت این غزل بیت ششم است..
که میفرماید: بضرب سیفک قتلی حیاتنا ابدا
لان روحی قد طاب ان یکون فداک
و ترجمه ی آن: اگر به ضربه شمشیر تو کشته شوم به حیات جاودانی میرسم. زیرا روح من خوشحال می شود اگر فدای تو شود...

امین احمدبیگ در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۶ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۳۷ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » تشنهٔ درد:

م ساغرم بیت سوم ومی میریزدهمان بیت اگرنبوداهنگ موسیقی بهتر ومعنی همان معنی بود لااقل ترازوذهن من اینطورمیگوید...معمولاشاعران سروده رازمزمه میکنندتاعیب وزن مشخص شوددرشعرهای موزون

علی در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۶ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۴۴ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۹:

توصیه می کنم با صدای حسام الدین سراج بشنوید این آهنگ رو...
چنان دفی میزنن در این موسیقی که آدم دیوانه میشه

تاوتک در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۶ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۰۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳۶:

جناب بهمن جان دانشمند سپاس از توضیحات ارزنده تان در مورد آهک تافته و تا .در بسیاری از نسخ معتیر بصورت آهن تافته و نان آمده اما خب چون در نسخه های قریب و فروغی و دانش تا ذکر شده است میپذیریم اما آوردن تا به نظر بر اثر تناسب با دوتا در قافیه ی بیت است و مفهموم آن یک تا ست از دو تا

بهمن دانشمند در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۶ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

درسته که قارار بر دیدن یاره - به همین منظور ما تو کشتی نشسته ایم و آماده سفر(رفتن به جهان دیگر و دیدن یار در آن جهان هستیم ) پس باید باد بوزد تا این کشتی بحرکت در آید.
چرا باید کشتی شکتسه گان باشیم ؟ با کشتی شکسته بهتر می شه رفت یا با کشتی که توش نشتسه ایم ؟

جمشید پیمان در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۶ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۲۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱۸۷ - در تولد دختر خود:

اگر چه هست بدینسان خداش مرگ دهاد
که گور بهتر داماد و دفـــــــن اولی تر
نه نظرم مصرع دوم نیاز به تصحیح دارد: دفن بجای دقت

بهمن دانشمند در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۶ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

حال که قرار است به دیدن یار برویم باید در کشتی بنشینیم و بخواهیم تا باد شرطه برخیزد
پس "کشتی نشستگانیم" مد نظر حافظ بوده است.
اگر کشتی شکستگان باشیم و باد شرطه برخیزد که همانا غرق خواهیم شد.

بهمن دانشمند در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۶ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۱۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳۶:

1- "ای شکم خیره به تایی بساز "
دلایل :
1- تای واحد اندازه گیری نان است . یک تای نان = یک نان
برای گواه به گویش مردم جبوب خراسان مراجعه شود.
2- از لحاظ صنایع ادبی یک تا و دو تا

بهمن دانشمند در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۶ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۰۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳۶:

1-" به دست آهک تفته کردن خمیر " درست است و منظور شاعر انجام کار خیلی سخت و مشقت بار بوده است.
1- آهک تفته را اگر بخواهید خمیر کنید باید روی آن آب بریزید . آب روی آهک باعث داغ شدن شدید آن می شود و با دست خمیر کردن آن بسیار زجر آور و سخت است.
2- آهک در کوره تفته می شود نه آهن
3- آهک تفته را می توان خمیر کرد و نه آهن

علیرضا غلامی در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۶ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹:

بابت موضوع مصرع دوم که دوستان نظر داده بودند باید بگم استاد حسام الدین شراج در تصیف زلف دو تا می خونن که در رهگذری نیست که دامی ز بلا نیست آلبوم عشق و مستی
شاید همین امر باعث شده باشه دوستان شک کنن به این کلمه ضمن اینکه ایشون مصرع دوم بیت دوم و هم دنبال تو بودن خوندن به جای همراه تو بودن
حالا این سوال هم برای من پیش آمده که این دنبال تو بودن شعر سعدی بوده حافظ وام گرفته یا برعکس!

روفیا در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۶ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۵۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲ - داستان آن پادشاه جهود کی نصرانیان را می‌کشت از بهر تعصب:

به نظر میرسه منظور مولانا از احول اشاره به افرادیه که به وحدت وجود اعتقاد ندارن و عیسی را جدا از موسی میبینن و در اینه عالم کثرت رو می بینن ولی به وحدت نمیرسند ادما رو به دسته های مختلف خودی و غیر خودی تقسیم میکنن وچون به وجود تنها یک قدرت موثر تو دنیا پی نبردن
خیال میکنن قدرت های دیگه ای هم میتونن باشن و موثر باشن و این از مصادیق بارز شرکه که باعث میشه چون ما می پنداریم ادما قدرت هایی دارن نمیتونیم نسبت به اونا بی غرض باشیم پس نمیتونیم حقیقت رو ببینیم مثلا خیال میکنیم فلانی میتونه نردبان ترقی ما باشه یا یکی میتونه ما رو نابود کنه یا عیسی می تونه دکان موسی رو تخته کنه و این افکار مثل حجاب از دل بیرون میاد و جلوی چشم ما رو میگیره و توان شناسایی حقیقت رو از ما میگیره .

میلاد در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۶ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۳۳ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » مثنویات » از نامهٔ پرسوز و گدازی که شاعر شوریده دل به دلدار سفر کردهٔ خود نگاشته است:

سطر ششم اظهار الف نداره

باران در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۵ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۹۳ - مخفی بودن آن درختان از چشم خلق:

یک مثال برای چنین درختان زیبا و پرثمری که خیلیها نمی بینن و استفاده نمیکنن همین باغ سر سبز وخرم و جان فزای ادبیات کهن و کلاسیک فارسی است

محمد فاضلی منش در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۵ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۴۹ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۵۱ - هشدر به اروپا:

در مصرع دوم بیت 14 گذشت صحیح است که کذشت ثبت شده است

محمد فاضلی منش در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۵ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۳۸ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۵۱ - هشدر به اروپا:

در بیت 12 با توجه به دیوان بهار، در مصراع دوم کلمه ی جه که بعد از که آمده است زاید است
... ترک رامش کن که جور مغرب از حد درگذشت

محمد در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۵ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۲۳ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۵۱ - هشدر به اروپا:

با توجه به دیوان بهار ، عنوان قصیده فوق هشدار به اروپا می باشد نه هشدر به اروپا

داود پوراکبریان در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۵ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۱:

بیت آخر بجای سپرده اشتباها سپرد درج شده است که مقتضی است به شکل زیر اصلاح شود
این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم

حسین نایب زاده در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۵ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۱۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۴ - بیان خسارت وزیر درین مکر:

با تشکر از زحمات شما!
بیت پنجم از آخر در لغتنامه آنلاین دهخدا اینگونه آمده:
وزر او و وزر چون او صد هزار
نیست گرداند خدا از صد هزار

کاظم در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۵ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۴ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:

مصرع دوم از بیت آخر بجای قدمی نرفته زکوی او: قدمی نرفته زپیش آن، نظر از چه سوی قفا کنی درست است لطفا تصحیح کنید نا با بقیۀ شعر هم قافیه و هم وزن شود (منظورم اینزمان، بیکران و پیش آن است)

۱
۴۶۶۲
۴۶۶۳
۴۶۶۴
۴۶۶۵
۴۶۶۶
۵۷۱۱