هنگامه حیدری در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲:
در بیت آخر می فرماید
عشق آمد این دهانم را گرفت
که گذر از شعر و بر شعرا برآ
شعرا یا شعری به فتح ش نام دو ستاره درخشان در پهنه آسمان است که یکی را شعرای یمانی (که در صورت فلکی کلب اکبر جای دارد) و دیگری را شعرای شامی (که جای آن در صورت فلکی کلب اصغر است) را گویند.
شباهنگ یا شِعرای یمانی درخشانترین ستارهٔ آسمان شب است. این ستاره در پارسی با نامهای کاروانکش، وَراهَنگ، شبکش، خُنُک، تیر و تیشتَر نیز نامیده میشود. نام عربی آن شِعرای یمانی و نام انگلیسی آن Sirius است.
شباهنگ کمابیش از همهٔ نقاط مسکونی زمین دیده میشود و در نیمکرهٔ شمالی به عنوان یک رأس مثلّث زمستانی شناخته میشود. شباهنگ با 8٫6 سال نوری یکی از نزدیکترین ستارهها به زمین است. جرم شباهنگ 2٫4 برابر جرم خورشید، و قدر ظاهری آن منفی 1٫47 است.
این ستاره در پیکر آسمانی (صورت فلکی) سگ بزرگ قرار دارد به همین شوند (دلیل) در زبان انگلیسی به آن Dog Star هم میگویند. نام آن در سامانه ی نامگذاری بایر «آلفا سگ بزرگ» (به انگلیسی: Alpha Canis Majoris) است.
در اسطورههای ایرانی و زرتشتی٬ ستاره شباهنگ، تیشتر یا تیر (با سیاره تیر یا عطارد اشتباه نشود) نامیده میشود، و نماد تیشتر٬ ایزد باران و باروری خاک شناخته میشود. تیشتر ایزدی نیرومند است که به صورت مردی شکوهمند بر گردونهٔ خود آشکار میشود که هزار تیر و هزار کمان زرّین و هزار نیزه و هزار خنجر و هزار گرز فلزین دارد و زمانی به شکل گاوی بزرگ درمیآید و گاهی، به شکل اسبی سفید با سمهای بلند، و بر اپوش، دیو خشکی میتازد. ستاره نماد اپوشدیو٬ قلب عقرب است که درخشانترین ستاره صورت فلکی کژدم است.
همچنین در عرب جاهلی این ستاره مورد پرستش بوده است، که قرآن در آیه 49 سوره نجم این باور را تخطئه کرده است: «و او(خداوند یکتا) پروردگار ستاره شِعری(شباهنگ)» که اشاره به این است که باید آفریننده ستاره را پرستید نه ستاره را.
اطلاق کاروان کش و ستاره صبح به شعری تنها در تابستان به ویژه در ماههای مرداد و شهریور و در نواحی آذربایجان درست است، چه در این ایام و این ماه ها سپیده دمان یا اندکی پس از آن صورت فلکی جبار از مشرق طلوع می کند و به دنبال ستاره شعری خود را از افق شرقی نشان می دهد و در قدیم برخی کاروانیان با طلوع شعری که منطقه شرقی را اندکی روشن می کند به گمان آنکه سپیده دمیده است محمل ها را می بستنذ و به راه م یافتادند و در راه گرفتار دزدان گردنه گیر می شدند و غارت می شدند و احیانا کشته می شدند، به همین سبب این ستاره به کاروان کش شهرت بافته است.
نجوم قدیم و بازتاب آن در ادب پارسی دکتر عباس ماهیار
ص 230
ناشناس در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲۹:
با سلام :
باید عرض کنم که به فرض ، این اشعار از مولانا باشد .
بنابراین تمام کسانی که به این اشعار و امثالهم اعتقاد دارند ناچار
یا باید تمام سروده های مولانا که در مدح ام المومنین عایشه و خلفا و ... می باشد را قبول کنند .
بنابراین یا باید به تمام اندیشه ی پاک و اسلامی مولانا ایمان داشته باشیم و اگر به غزلی از او اشاره می کنیم کل اندیشه ی او را و مسلمان بودنش را و احترام او به صحابه را بپذیریم
در تایید این تقکر ، نظر الله رب العالمبن را ذکر می کنم که می فرماید :
"پس آیا به برخی از ( احکام ) کتاب ( تورات ) می گروید و به برخی دیگر کفر می ورزید؟"
پس بنابراین یا باید احترام و ارادت او به ام المومنین عایشه و خلفا (رضیه الله عنهم اجمعین) را بپذرند
یا باید به صورت کلی مولانا را کنار بگذارند که درنتیجه ی آن فروسی و سعدی و حافظ و نظامی و ... و تمامی بزرگان ادبیات را که مسلمان بودند (و رافضی نبودند به قول مولانا) را نیز رد کنند ...
تعصب مانع فکر کردن درست می شود ...
و ما را به نتیجه ی درست نمی رساند ...
موفق باشید ...
سیاوش در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴:
من معنای بیت دوازدهم رو نمی دونم،منظور شاعر از بازار سپیدکاری چیه؟
ممنون
حسین میرحسینی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹:
با درود، در بیت سوم مصرع اول
توانگران را چه باشد عیبی،ار وقتی ،،،صحیح است
بهادر در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:
سپاس درود
از دوستان خردمند اهل کتاب (نه کتب دینی) که اصلاح مطلع (گرچه از آتش دل ، چون خم می در جوشم) و بیت (ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم) و شور بختانه ذهنیت بنده اینه که سایت این مطلب رو به قصد تغییر داده . و از مراجعه های بعدی به این سایت بنده رو منصرف میکنه .شاید اینجور حرکات اهداف خاصی رو در جهت سمت سو دار شدن ادبیات فاخر ما دنبال میکنه
علی محمد در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:
در ارتباط با بیت ششم دوستان اگه توضیحاتی بدهند ممنون میشم
افسون در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۲۵ دربارهٔ سعدی » مواعظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۵:
نقش خود توست هر چه در من بینی........با شمع درا که خانه روشن بینی
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶:
با پوزش از استادان،
عاشق که باشی ( بی توجه به که و کی) میگدازی ، میفرسایی ودر همان حال در دل عاشقت غوغا،ست میلرزدبه گونه چنگ ناهید نخست ( چنان که رسم مولاناست ) تار دل گسسته میخواهد تا مگر از غم عشق بیاساید، پس نظر بر میگرداند که همین گداختن و لرزیدن است که حلاوت غم عشق او را بسیار به از آسودن میکند.
غم عشق آمد و غمهای دگر پاک ببرد
سوزنی باید، کز پای برآرد خاری
هنگامه حیدری در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶:
جناب امین افشار عزیز. متشکرم از توضیحات شما.
خاطر نشان می کنم استاد بزرگوارم جناب آقای دکتر عباس ماهیار در کتاب نجوم قدیم و بازتاب آن در ادب پارسی که یکی از کاملترین مراجع در خصوص اصطلاحات نجومی در ادبیات است در ص 383 ذیل عنوان زهر در بارگاه آسمان آورده اند:
پیش از این از بارگاه آسمان سخن گفته ایم و یادآور شده ایم که زهره خنیاگر فلک است و لازمه خنیاگری آواز خوانی و غزل سرایی و شعرخوانی و نوازندگی و لهو گستری و دستان سرایی و باده نوشی و پای کوبی و داشتن انواع و اقسام آلات موسیقی از قبیل چنگ و دف و بربط و رباب و عود و مزمار و ارغنون و احیانا سازهای دیگر است. چنین خنیاگری ناگزیر از داشتن زیورهایی د رخور شان و مقام خویش است.
سپس ایشان در ذیل بند ج آورده است:
زمانی هم اسباب و آلات خنیاگری بن مایه ابتکار تصویرها بوده است.
1: چنگ
و همین بیت مولانا را به عنوان شاهد مثال آورده اند.
قصدم ازاطاله کلام این بود که گسستگی چنگ زهره افاده هیچ معنای خاصی نمی کند. صرفا بیان یکی از ادوات موسیقی زهره بوده است.
مولانا می فرماید:
تن ما مانند ماه که با گذشتن هر روز از عمرش لاغرتر و باریکتر می شود از عشق بدین گونه است که مدام لاغر می شود و دل ما هم از فرط عشق که بندش پاره شده مثل چنگ زهره است که تارهای آن از هم گسسته باد که دیگر از آن صدایی شنیده نشود.
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵:
سپاس فراوان از ستاره گرامی و جناب شمس و اینکه نیازی به پوزش سرکار نیست و نه حتا جناب گهرویی که من شاید اسایه ادبی نیز به ساحتشان کرده باشم ، چه ما همه اینجا دوستان دیده و نادیدیده ایم و دوستداران زبان و فرهنگ ایرانی.
باری در مانای بیت دوم گمان میبرم غماز سخن چین باشد و اشک به سخن چینی معروف و مشهور. و گویا راز سر به مهر عشق شاعر و دلدارش را سرشک هجران و صبا که بوی مشکین زلف معشوق را در همه جا میپراکند فاش کرده باشند. والمعنا فی بطن شاعر
(
ناشناس در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱ - سیهچشمان شیرازی:
بیت دوم
من آن ببرم که شیران را به بازی بر نمی گیرم
تو آهو وش چنان شوخی که با من می کنی بازی
کاوه در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ رشحه » شمارهٔ ۱۰ - مطلع یک غزل:
بسیار زیبا
محمد در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۳۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۵:
منظور از روندگان چیست ؟
محسن در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۴ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۰:
این شعر مانند شعری از سعدی می باشد:
ما امید از طاعت و چشم از ثواب افکندهایم
سایهٔ سیمرغ همت بر خراب افکندهایم
گر به طوفان میسپارد یا به ساحل میبرد
دل به دریا و سپر بر روی آب افکندهایم
محتسب گر فاسقان را نهی منکر میکند
گو بیا کز روی مستوری نقاب افکندهایم
عارف اندر چرخ و صوفی در سماع آوردهایم
شاهد اندر رقص و افیون در شراب افکندهایم
هیچکس بیدامنی تر نیست لیکن پیش خلق
باز میپوشند و ما بر آفتاب افکندهایم
سعدیا پرهیزگاران خودپرستی میکنند
ما دهل در گردن و خر در خلاب افکندهایم
رستمی باید که پیشانی کند با دیو نفس
گر برو غالب شویم افراسیاب افکندهایم
زینب خزایی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۰۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۱۲۶:
سلام
لطفا کلمه ی مؤثر را ویرایش بفرمایید. چون نه در جستجوی گنجور و نه به هنگام جستجو در گوگل، این بیت یافت نمی شود.
تشکر
مریم حسینی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۵:
به نظر من در بیت آخر حرف (ر) اضافه باید باشد هم از نظر معنی و هم وزن یعنی به جای یار در اول بیت باید یا باشد
زهرا در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۲ دربارهٔ اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۲۶۱ - پیام:
من یک جا خواندم که اقبال لاهوری پاکستانی است ولی شما نوشتید هندی است منبع : کتاب زندگی نامه شاعران معشوق
محسن در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۱۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸:
استاد رامین کاکاوند این تصنیف رو اجرا کردن از استاد سید خلیل نشنیدم
اکبر در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۰۲ - فرشتهٔ انس:
خدا پروین اعتصامی را رحمت کند. بی نظیر است.
هنگامه حیدری در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴: