ای ز بِگَه خاسته سر مست مست
مستِ شرابی و شرابِ الست
عشق رسانید تو را همچو جام
از برِ ما تا برِ خود دست دست
بازوی تو قوس خدا یافت یافت
تیر تو از چرخ برون جَست جَست
هر گُهری کان ز خزینهٔ خداست
در دو لبِ لعلِ تو آن هست هست
فاش شد این عشقِ تو بیقصد ما
بند بدرید ز دل جَست جَست
فاش شد آن راز که در نیم شب
زیر زبان گفته بُدَم پست پست
کِرم خورد چوب و بروید ز چوب
عشق ز من رُست و مرا خَست خَست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این غزل به توصیف حالتی شگفتانگیز از عشق و شیدایی میپردازد. شاعر از تجربیات عرفانی و حالاتی که عشق به او بخشیده سخن میگوید و به جذبه و تأثیر عشق الهی اشاره میکند. او بیان میکند که عشق، او را به خود و به معشوق رسانده و در این مسیر رازهای پنهانی از دل او برملا شده است. در نهایت، شاعر از رنج و خستگیای که عشق برایش به همراه داشته، صحبت میکند و به قدرت و اثرات عشق در زندگی خود میپردازد.
هوش مصنوعی: ای کسی که از کنگره عشق سرشار و شاداب و سرمستی، تو مانند شراب خوشگوار و عطرآگینی هستی که در عالم وجود، بینهایت جلوه و اثر دارد.
هوش مصنوعی: عشق تو را به ما نزدیک کرد، مانند جامی که از دست ما به تو میرسد، اما در عین حال، خودت نیز باید به آن دست یابی.
هوش مصنوعی: بازوی تو به زیبایی و کمال خود، همچون قوس و کمانِ خدایی شده است و تیر تو به گونهای پرتاب میشود که از چرخ گردش زمان خارج میافتد.
هوش مصنوعی: هر زمان که گوهری از خزانه خداوند وجود دارد، آن گوهر در لبان لعل و زیبای تو نهفته است.
هوش مصنوعی: عشق تو آشکار شد و ما بدون هدف نتوانستیم قلبمان را از این حالت رها کنیم و همچنان در جستجو هستیم.
هوش مصنوعی: راز ناپیدایی که در دل شب به آرامی بر زبانم جاری شد، اکنون آشکار شده است.
عشق از من خاست و مرا زخمی کرد همچون موریانه که از چوب برمیآید و آنرا میخورد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
بود و نبود آنچه بلندست و پست
باشد و این نیز نباشد که هست
نیم شبی سیم برم نیم مست
نعرهزنان آمد و در در نشست
هوش بشد از دل من کاو رسید
جوش بخاست از جگرم کاو نشست
جام می آورد مرا پیش و گفت
[...]
من به عذاب اندرم، آری رواست
مجلس عالی به شراب اندرست
صبحدمان، از می گل بوی مست
همچو نسیم سحر از جا بجَست
خواب نهان، در سر شهلای شوخ
تاب عیان، در سر مرغول شست
خانه به هم بر زده چون عهد تُرک
[...]
همچو گل سرخ بُرو دست دست
همچو میای خلق ز تو مست مست
بازوی تو قوس خدا یافت یافت
تیر تو از چرخ برون جَست جَست
غیرت تو گفت بُرو راه نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.