افشین در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۹ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۸:
خانم ملیحه ودکتر ترابی عزیز
به نظرم کلمه ی جاودانه در بیت هفتم به خدا برمیگردد نه به شخص. ومعنای جمله این میشود که: چه کسی میتواند به وصل پادشاه حُسنی برسد که این پادشاه از ازل تا ابد خود با خود عشق میورزد.
عنایت داشته باشید که حافظ به شدت متاثر از شیخ اشراق است و داستان پادشاه حسن و برادرانش عشق و حزن را در چندین شعر به نحوی آورده. این شعر هم همینگونه است
امیر در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲:
با سلام
جناب آقای عبدالحسین عزیز که معلومه زیاد در مراسم عزاداری امام حسین میری خدا وکیلی تو کدوم این مراسم و نوحه ها و منبرها حرف از شراب و ساقی و مطرب و می و ساغر و صهبا هست که حالا مضامین شعر حافظ رو به امام حسین و مذهب نسبت میدهید چه کسی گفته هرجا سخن از پیر مغان هست منظور پیامبر است آیا آنجا هم که میفرماید شیخ ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرین بر نظر پاک و خطا پوشش باد باز منظورش پیامبره که حافظ به طعنه میگوید که آفرین این همه خطا رو در خلقت ندید ی.اشعار زیادی از حافظ هست که نشان میدهد حافظ به هیچ وجه انسان مذهبی نبوده مثل این که می فرماید گر مسلمانی به این است که حافظ دارد .... وای اگر از پس امروز بود فردایی که نشان میدهد که اعتقادی به قیامت و آخرت که جزء اصول دین هست نداره و خیلی اشعار دیگر .حافظ را آنطور که واقعیتش هست ببینیم نه آنطور که میخواهیم . با تشکر
خدیو ادب شناس در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۳ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » تصنیفها » در ابوعطا:
نیاز به ویرآوردن این نکته است که آهنگ این تصنیف از استاد علی اکبر خان شهنازیست
زهرا در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۳ دربارهٔ رهی معیری » منظومهها » راز شب:
میگم این اقای رهی کلا بازن مخالف،نمیدانم چرا؟
جواد در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۳:
دستان مخفف داستان هست.
همچون این بیت از خود حافظ
راز سربسته ی ما بین که به دستان گفتند
هر زمان با دف و نی بر سر بازار دگر
شهاب حسن نژاد در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۵۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶:
با سلام خدمت استاد...
بنده این جسارت را به خاطر شعری که در اختیارم بود کردم...بنده دیوان شیخ را ندارم اما پدر بزرگم که این شعر را به من داده است در آن گم کردی نوشته است ومن به دلیل اعتمادی که به ایشان در باب ادبیات داشتم این سخن را فرمودم که اگر اشتباه است پوزش میخواهم اما باز میگویم که گم کردی بهتر از میجویی است...با تشکر از راهنمایی های دلسوزانه ی شما...
سپیدار م در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۹:
ای نسیم منزل لیلی یا سلمی؟! کسی می داند در نسخه های مختلف چگونه ثبت شده؟
مهران قبادی در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۴:
سلام عرض میکنم خدمت همۀ علاقمندان به شعر و ادب فارسی
به نظر این حقیر عزیزان در خواندن بیت
با ضعف و ناتوانی همچون نسیم خوش باش
بیماری اندر این ره بهتر ز تندرستی
باید دقت نمایند در کلمۀ تندرستی حرف " د "مکسور و
حرف "ر" مفتوح خوانده شود
یعنی با این اعراب " تَندِرَستی " خواهش میکنم من رو راهنمایی بفرمایید.
کاظم دهقانی در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:
شیخ اجل سعدی نه تنها استاد غزل است که استاد عشق هم هست. انصافا با خواندن این غزل به قول خود شاعر گویی از این جهان به جهان دیگری که سرشار از حظ و بهره ی معنوی است ارتقا پیدا می کنی.
ناشناس در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۲۹ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۹۴ - اصفهان:
An excerpt from the Safar-nama of Nasir Khusraw:
“It was the eight of Safar 444 [June 9, 1052] when we reached Isfahan. It is one hundred and eight leagues from Basra to Isfahan, a city situated on a flat plain and with a delightful climate. Wherever one sinks a well ten ells into the ground, refreshing cold water comes out. The city has a high, strong wall with gates, embrasures, and battlements all around. Inside the city are courses for running water, fine tall buildings, and a beautiful and large Friday mosque. The city wall is said to be three and a half leagues long, and everything inside is in a flourishing state, as I saw nothing in ruins.
There were many markets. One that I saw was only for moneychangers and contained two hundred stalls. Every market has doors and gates, as do all quarters and lanes. The caravanserais are exceptionally clean. And in one lane, called Ku-Taraz, there were fifty fine caravanserais, in each of which were retail merchants and shopkeepers. The caravan we entered with had 1,300 kharvars [donkey-loads] of goods, yet there was no difficulty in finding space since there seemed to be no lack of room or fodder.
When Sultan Toghril Beg Abu-Talib Muhammad ibn Mi-Kal ibn Seljuq took the city, he appointed as governor a young Nishapuri, a good administrator with a fine hand, composed, well met, a patron of learning, well spoken, and generous, called Khwaja Amid.The sultan ordered him not to levy taxes on the people for three years and, as he followed this order, the peasantry that had fled returned home. He had been one of the bureaucrats serving under Suri.
Before our arrival there had been a great famine, but by the time we came they were harvesting barley, and one and a half maunds of wheat bread were selling for one dirhem, as were three muands of barely bread. The people, however, were still complaining that never in this city had less than eight maunds of bread been more than one dirhem. Of all Persian-speaking cities, I never saw a finer, more commodious, or more floursishing city than Isfahan. They claimed that wheat, barley and other grains could be left for twenty years without spoiling, although some said before the walls had been built the air was even better than now and that it had changed with the construction of the wall so that some things would spoil. The villages, however, were said to be as good as ever.
As the caravan was not going to leave for some time, I remained in Isfahan for twenty days. On the twenty-eight of Safar [June 29,1052] we departed and came to the village of Haythamabad...”
Source: Source: W. Wheeler McIntosh Thackston, ed. tr. (2010). Nasir- i Khusraw’s Book of Travels. Mazda Publishers, Costa Mesa, CA; pp. 125–127.
بهمن بهرامی در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۰۱ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الحمامة المطوقة و الجرذ والغراب والسلحفاة والظبی » بخش ۱۹ - به دام افتادن آهو:
و اندیشید که « این زمین پریانست و جادوان. زودتر باز باید رفت.» و با خود گفت! گزارۀ و با خود گفت بر میگردد به گزارۀ قبلی که عبارت است از؛ زودتر باز باید رفت. اگر کسی در توضیح دستوری و ادبی آن آگاهی دارد لطفاً قید کند. سپاس!
مرتضی خمسه در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۵:
اجرای جدید این شعر توسط همایون شجریان به همراه انمیشین فوق العاده زیبا و معنا دارش آدم رو چنان از این دنیای مادی جدا میکنه و با خودش میبره که تا ساعتها مات و مبهوت میمونی..
احمدرضا آب روشن در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:
جناب کیخا عزیز
کلمه ی مَسْجِد مشتق اسم مکان از ریشه ی "س ج د" است و پذیرفته نیست که آن را مستعرب واژه مزگت گویش کردی دانست چرا که مشتق است و کلمات مشتق در زبان عربی ساخته ی قواعد صرف زبان عربی می باشند این کلام شما در صورت جامد بودن کلمه ی مسجد میتوانست قابل بررسی باشد مثلا کلمه ی "نظر" که مصدر می باشد را میتوان مستعرب واژه ی "نگر " فارسی دانست اما درباره کلمه ی مسجد این سخن چندان نیکو به نظر نمی رسد
در باره ی کلمه ی محراب هم این استدلال وارد است که محراب لغتی عربی و از ریشه ی "حرب" است که در قرآن کریم در آیات متعدد محراب را بدین شکل و با حرف "ح" آورده است و مستعرب بودن این کلمه نیز به همان علت فوق الذکر صحیح به نظر نمی آید
محمد رفیعی در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۱۸ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » مخمس:
درود بیکران بر تمامی همراهان این صفحه مجازی دلپذیر
در ارتباط با این سروده زیبا باید بگم که یک بیت از ان حذف گردیده که سالها پیش استاد سعید نفیسی بصورت دست نوشته این بیت را بر کتابی نگارش نموده اند که بدین ترتیب میباشد:
امید بهایی به وفور کرم توست
نه از عمل خویش و نه از اهل زمانه
و همچنین در سالهای 1332 اوازی از حسن گلنراقی منتشر گردید که شعر اواز ان این سروده زیبا بود و در ان این بیت گمگشته نیز توسط ایشان اجرا میشود که در صورت نیاز همراهان سایت میتوانم لینک انرا در اختیار دوستان قرار دهم
برقرار و پیروز باشید
بهمن بهرامی در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۵۰ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الحمامة المطوقة و الجرذ والغراب والسلحفاة والظبی » بخش ۵:
در سطر اول ....من طعمۀ تام و هرگز باید باشد .
ناشناس در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۱۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴ - جلوه جواله:
سلام برشما شک دارین؟؟؟
هما در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۱۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴ - جلوه جواله:
سلام برشما شک دارین؟؟؟
کامران کسرایی در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۳۷ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۸۸:
شعر جالبی است که نشان میدهد قبل از انقلاب هم مردم اما در یران مسلمان بودند! و از کلمه شهید باخبر!
حامد در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۳۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲ - مناجات:
باسلام
هرگز کفر امیز نیست زیرا ...
از دوجهت میتوان به انسان نگاه کرد یکی جنبه خلقت و ماهوی انسان که همه انسان هستند و این شامل پیامبر نیز میشود همچنانکه درایات قران بدان اشاره شده است که پیامبری از جنس خود شما برایتان فرستادیم .... این ایه فقط ناظر به جنبه خلقت میباشد یعنی اشتراک فقط در اصل انسانیت و الا معلوم است که پیامبر خدا کجا و ان جماعت کجا...!
ودیگری بعد معنوی انسان وصفات و کمالات وی...
که دراین جهت هیچ کسی با حضرات معصومین علیهم السلام قابل قیاس نیست و در بیتی که اشاره فرمودید ظاهرا مراد این جهت قضیه میباشد
یعنی از کمالات نفسانی و فضایل و معجزات فوق بشر عادی میباشد... تاکید میکنم بشر مراد بشر عادی است واصلا قصد مقایسه با پیامبر مراد متکلم نبوده و این معنی واضح تر از انست که نیاز به توضیح داشته باشد
تعبیر مشابه دیگری که نزد علما مرسوم است :
کلامه علیه السلام فوق کلام مخلوق دون کلام خالق
پوریا در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۹ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۲۱ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۱: