احد قربانی دهناری در ۱۱ سال قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۲۶ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۳۰ - سی لحن موسیقی:
چهارم راست نامش «باغ شیرین»
دگر گوید که آن خود «راهروح» است
بهجای جان، جهان هم، خواند بتوان
فرامش کردنش از کوتهی دان
به «شادروان مروارید» افکند
ده و شش « گنج بادآور» همی خوان
هم افکند از میانه «نوبهاری»
نخستین کرد یاد از «ساز نوروز»
که باشد نوبهار آنجا ز نوروز
پس آنگه «غنچۀ کبک دری» گفت
ندانم از کجا این لحن بشنفت
سوم را نام «فرخ روز» داده
دگر « کیخسروی» نامی نهاده
salivan در ۱۱ سال قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۲۴ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:
هر شعری باید تاریخ ادبیات داشته باشه
behzad n در ۱۱ سال قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۷:
سلام
کسی میتونه تلفظ درست ابیات 6 و 7 رو بنویسه ؟
رحیم در ۱۱ سال قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » گلهٔ یار دلآزار:
حقیر همان کم سواد شرح پریشانی هستم.
خدمت مصطفی گرانقدر عرض کنم که کلمه (بشنو را ب شنو بخوانید وزن درست است نیازی به کلمه این ندارد.
شعر به انسان صفای دل می دهد نخصوص اگر اشعار نغز فارسی باشد درود خدا بر وحشی
سوف در ۱۱ سال قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۴۸ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶:
این عراقی هم خیلی کارش درسته ها
احد قربانی دهناری در ۱۱ سال قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۰ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۳۰ - سی لحن موسیقی:
فزون زین، پنجگه بودی ز دنبال
روفیا در ۱۱ سال قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۱:
این جان عاریت که به حافظ سپرد دوست
روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم
ایا حافظ از لحظه مرگ می گوید .
همه در نهایت جانشان را اجبارا تسلیم می کنند .
ولی حافظ با اشتیاق از این جان سپاری می گوید و ان را مقارن با دیدار می داند .
دیداری که چشم هر دیاری را تا ابد سیر می کند و ثمره این چشم سیری سخاوت تا سرحد جانسپاری است .
مولانا نیز دلیری ، پشتداری ، جانسپاری و چشم سیری را از تبعات این دیدار می داند :
بر دل و دین خرابت نوحه کن
که نمیبیند جز این خاک کهن
ور همیبیند چرا نبود دلیر
پشتدار و جانسپار و چشمسیر
در رخت کو از می دین فرخی
گر بدیدی بحر کو کف سخی
تک تک کلمات این ابیات جواهر است .
ناشناس در ۱۱ سال قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۶ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۳۰ - سی لحن موسیقی:
سرودی نغمه با چنگ دلاویز
نازنین در ۱۱ سال قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۹:
بله،لمن تقول درسته.
محسن صابونچی در ۱۱ سال قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۹۸ - خاقانی این قصیده را در مرثیهٔ فرزند خویش امیر رشید الدین سروده و آن را ترنم المصائب گویند.:
بیت41 ترج غلط و ترنج صحیح است
محسن صابونچی در ۱۱ سال قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۳۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۲۶ - قصیدهٔ مرآت الصفا، در حکمت و تکمیل نفس:
بیت29 تلقیم غلط و تلقین صحیح است
بیت 30 مون غلط و موم صحیح است
بیت31 طلیعت غلط و طبیعت صحیح است
بیت 56 آبوده غلط و آلوده صحیح است
بیت 96 قدخانش غلط و قدرخانش صحیح است
رضا در ۱۱ سال قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۰۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۱۳ - حکایت در معنی سفاهت نااهلان:
ز روی گمان بر من اینها که بست
من از خود یقین میشناسم که هست
رضا در ۱۱ سال قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۴۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۱۱ - حکایت خواجه نیکوکار و بنده نافرمان:
بدست این پسر طبع و خویش ولیک
مرا زو طبیعت شود خوی نیک
راری در ۱۱ سال قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۰۵ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:
عارف و شاعر بزرگی است شاید منظور ثنایی چیز دیگری بوده پس لطفا الکی حرف نزنید
روفیا در ۱۱ سال قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱:
اقای جاوید مدرس رافض گرامی
هر گاه در هر کجای دنیا اعتقادات افراد به هر چیز ( شریعت یا کمونیسم یا سرمایه داری ) زمینه ساز کسب امتیاز بشود افراد ان جامعه ریاکار خواهند شد . غیر افراد متفکر بقیه افراد تظاهر به داشتن عقیده خاصی می کنند تا امنیت خود را تضمین کنند . البته این شرک محض است و بدون شک کسی که باور خاصی را در ازای امتیازی می فروشد باور ندارد که یدا... فوق ایدیهم بلکه باور حقیقی اش این است که یا خداوند در قدرت خود شرکایی مثل پول و مقام و ... دارد یا بر این باور است که اصلا خداوند قدرتی ندارد و این پول و مقام و .... است که تعیین کننده است .
طبیعی است این جامعه رو به سوی بالندگی ندارد . هیچکس خودش نیست . افکار حقیقی در کنش و واکنش با هم نیستند تا کمالی حاصل شود . خداپرستان حقیقی که همان متفکرانند افکارشان را محدود می کنند و الباقی در یگانه قالب ممدوحی که منتهی به کسب اب و نانی می شود فرو می روند .
البته من اطلاعات جامعی درباره علل جامعه شناختی ریاکاری و اسیب های حاصل از ان ندارم ولی بر این باورم نظام یک جامعه ابدا نباید امتیازی به انسان ها از حیث عقیده شان بدهد زیرا انسانها بسیار خلاق تر از ای حرف ها هستند و بی درنگ خود را ملبس به لباسی می کنند که خریداران بیشتری دارد .
بلکه هر امتیازی باید بر مبنای خدمات انسان ها به جامعه باشد و ان وقت است که مردان واقعی یک جامعه از مردان کاذب براحتی تمییز داده می شوند . زیرا ساختن مدرسه دیگر به سادگی تظاهر به یک باور نیست .
عامر هاشمی در ۱۱ سال قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۶:
بعد از بیت اول بقیه حکایت جا افتاده:
چون بمقام خویش آمد سفره خواست تا تناولی کند؛ پسری صاحب فراست داشت. گفت ای پدر مگر در مجلس سلطان طعام نخوردی؟ گفت در نظرایشان چیزی نخوردم که بکار آید. گفت نماز راهم قضا کن که چیزی نکردی که بکارآید....
حسین در ۱۱ سال قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۶ - حکایت دانشمند:
سعدی از سرزنش غیر نترسد هیهات/ غرقه در نیل چه اندیشه کند باران را
وحید در ۱۱ سال قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۷:
با تشکر از شما به نظرم معنای درست تری داره.
امین کیخا در ۱۱ سال قبل، یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:
چیزی که پنهان نیست از پشت هزاران پرده پوشی روزگار مهربانی این شبروی ماست . درود به جان مهربانت
قدرت اله یسلیانی در ۱۱ سال قبل، دوشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۳۰ دربارهٔ سعدی » مواعظ » مثنویات » شمارهٔ ۳۲: