بابک.ن در ۱۱ سال قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۵۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷ - در ستایش طغرل ارسلان:
بیت اول - مصرع اول :
چون به چو تبدیل شود
بابک.ن در ۱۱ سال قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۱۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵ - در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم:
بیت 23 مصرع اول وزن اش درست نیست رفقا...
بازهم با تشکر
بابک.ن در ۱۱ سال قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۰۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵ - در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم:
بیت 6 مصرع دوم وزن جور در نمیاد:
از آنجا نام شد _ در یتیمش
یه هجای بلند کم داره
با تشکر
بابک در ۱۱ سال قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۴۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴ - آمرزش خواستن:
بیت 16 مصرع دوم :
دادیم => داده ایم
من باب وزن
روفیا در ۱۱ سال قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۷:
تا مگر جرعه فشاند لب جانان بر من
سال ها شد که شدم بر در میخانه مقیم
کاربرد واژه مقیم بسیار شگفت انگیز است .
او نه تنها بر در میخانه ساکن است بلکه بر این کار پایداری می ورزد .
در دانشکده پزشکی نیز گذرانندگان دوره تخصص را resident یا مقیم می خوانند . یعنی چند سالی را باید در ان بخش مستقر باشند .
یعنی که نمی شود خلاصه گاهی سری به میخانه بزنی تا لب جانان جرعه ای بر تو فشاند . نمی شود هم سبدت را انجا بگذاری و خودت بروی بلکه باید انجا بمانی تا اگر روزی اراده کردند می افشانی کنند تو انجا باشی .
بابک در ۱۱ سال قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۱۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳ - در استدلال نظر و توفیق شناخت:
در همان بیت 32 در اصل مصرع دوم در وزن درست نیست (مصرع اول از اختیارات شاعریست):
<>
چنان "کو" کان پدید آیند از انجم
هجا بلند باشد درست است، نه کشیده
U - - -
و در معنی هم یعنی مردم مثل ارکان(مفاعیل) پدید نیامده اند - - مثل "که او"(کو) و که آن(کان) در انجم(عقل،منطق)
روفیا در ۱۱ سال قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
دوستان ایا حافظ ایده دو بیت اول غزل را از سعدی گرفته است ؟
سال ها از پی مقصود به جان گردیدیم
یار در خانه و ما گرد جهان گردیدیم.
خود سراپرده قدرش ز مکان بیرون بود
آن که ما در طلبش کون و مکان گردیدیم
ناشناس در ۱۱ سال قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۹ دربارهٔ اقبال لاهوری » جاویدنامه » بخش ۵۶ - حرکت به کاخ سلاطین مشرق:
عصر خود را بنگر ای صاحب نظر
در بدن باز آفرین روح عمر
ناشناس در ۱۱ سال قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۸ دربارهٔ اقبال لاهوری » جاویدنامه » بخش ۵۶ - حرکت به کاخ سلاطین مشرق:
السلام علیکم.
دوستمان درست می گوید قطعه از شعر حذف شده است مثلا بیت بعدی که:
عصر خود را بنگر ای صاحب نظر در بدن باز آفرین روح عمر
((منظور خلیفه ی دوم مسلمانان است))
پروانه در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۸ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۴:
بسیار عالی :)
روفیا در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۲:
از ان جا که نظامی نیز در لیلی و مجنون هنگامی که مجنون صیاد را از شکار اهوان بر حذر می دارد می گوید :
دام از سر آهوان جدا کن
این یک دو رمیده را رها کن
بیجان چه کنی رمیدهای را
جانیست هر آفریدهای را
چشمی و سرینی اینچنین خوب
بر هر دو نبشته غیر مغضوب
احتمالا برای واژه غنج هر دو معنی مورد نظر حافظ بوده است .
merce در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵:
خواهر گرامی ، روفیا بانو
بنده جسارت نمی کنم ولی می فرماید:
اگر همه را محک بزنند ریاکاران باید به فکر کار دیگری باشند
ببخشید شاید نا مفهوم نوشتم
اگر سکه ی اشخاص را محک بزنند و عیار گیری کنند ریاکاری صومعه داران معلوم خواهد شد و دکانشان تخته.
می فرماید صومعه داران ظاهر سازند و چه خوب می شد که ریا کاریشان بر ملا شود
با احترام
kamyar در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۲۱ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » مقدمه:
پس شعرش کو
تورک در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » تورکون دیلی:
قوربان اولوم شهریاره
روفیا در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۱:
سلام اقای چنگیز گهرویی گرامی
در مورد پرسش اخرتان باید فقر و افتخار درست باشد .
تلمیحی است از سخن پیامبر اسلام :
الفقر فخری و به افتخر
به نظر میرسد افتخار او از تبعات فقر اوست نه فقر او از تبعات افتخار او
امید راهی در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ اقبال لاهوری » رموز بیخودی » بخش ۵ - ارکان اساسی ملیهٔ اسلامیه رکن اول: توحید:
مصراع ششم منظور علامه ازین آیت قرآن کریم است. ( إن کلّ من فی السموات والأرض إلاّ آتی الرحمن عبداً ). مریم/ 93
«هیچ کس در آسمانها و زمین نیست مگر آن که به بندگی خداوند رحمان در میآید».
رحیم در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:
با عرض سلام البته من سواد چندانی ندارم ولی از زمان جوانی تا به حال این شعر زا می خوانم و دوست دارم. باید بگویم از نظر حقیر فرقی نمی کند که معشوق که یا چه باشد .لطافت و زیبایی را در شعرببنید .آوردن این همه آرایه های ادبی و عوام پسند از ویژگی این شعر است .آنجا که می گوید .ای پسر چند به کام دگران ..... می توان منظور کرد با خودش بوده است البته اگر خود وحشی مذکر بوده است.البته اگرآن ابیات آخر را در نظر نگیریم گرچه ازخاطر وحشی ........ می توان گفت دل گفته زلیخا با یوسف است. شما این اشعار را برای معشوق خود بسرایید. سبز بمانید.
روفیا در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵:
غلام همت ان نازنینم
که بیت اول را برایم معنی کند .
دکتر ترابی در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:
در مجلس ما عطر میامیز که مارا
هر لحظه، زگیسوی تو خوشبوی ،مشام است
مرا به یاد این بیت استاد انداخت،
سرم هنوز چنان مست بوی آن نفس است
که بوی عنبر و گل ، ره نمی برد به مشام
و از قضا از همان غزل
من آن نیم که حلال از حرام نشناسم
شراب بی تو حلال است ، خواب بی تو حرام!!!!
ببخشایید و اما ،
روفیای بسیار گرامی کار به دست خود و من دادید
با واژه با و بی اویسم و به دست دکتر کیخا و شمس و ساحل و فرهاد و دیگر گنجوریان شناسا و نا شناس تا برایشان برابر بیابیم و خواهیم یافت ورنه خواهیم ساخت(و هم شکسپیر مرحوم که تنها از بود و نبود گفته است با این همه غوغا که بود و نبود با اوست که معنا و مفهوم میدارد)
بابک.ن در ۱۱ سال قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۰۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷ - در ستایش طغرل ارسلان: