بی نام در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۳۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
گنج آزادگی و کنج قناعت ملکیست
که به شمشیر میسر نشود سلطان را
............................................حافظ
سکندر را نمی بخشند آبی
به زور و زر میسر نیست این کار
حسین منصوری پور در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۵:۳۲ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:
جناب ابوطالب رحیمی،سلام.یادداشت بسیارروشنگر وتذکرعلمی ،مفید واستادانه تان را درحاشیه ی "ترجیع بند" بی نظیر حضرت هاتف اصفهانی خواندم وبسیار استفاده کردم.امروز دراین عصر دانش وبیداری،گرایش به عقل،علم و منطق ونیزسنجیده گفتن واندیشیدن،ضرورت تام وتمام دارد.
لطفا در همین حاشیه و درحاشیه ی غزل 184 ازحضرت حافظ،پیشگفتار ومقالاتی چند از بنده را بخوانید. ممنونم.
ابوطالب رحیمی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۵۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۱۰ - حکایت:
بسیار زیبا بود. بیت سوم رو من در برخی نسخ به این صورت هم دیدم:
"چکان خونش از استخوان، می جهید // همی گفت و از هول جان می دوید"
امید در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۲۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۰۰ - عذر گفتن کدبانو با نخود و حکمت در جوش داشتن کدبانو نخود را:
به اعتقاد من مولانا در بیت زانک از قرآن بسی گمره.... اشاره ایست به خود قرآن که اشاره میکند به این موضوع در کلام حق تعالی در متن قرآن که ما قوم زیادی را بوسیله همین قرآن گمراه کردیم(یذلون به کثیرا....) و در واقع اشاره خداوند به مسلمانانی است که در کلام خدا تفکر نمی کنند و برداشت سطحی از کلام خدا دارند و بسیار قشری هستند. داستانی نیز از رسول خدا نقل است که در معراج افراد بسیاری را شیون کنان دید که به دوزخ ره سپارند و پرسید که اینان چه کسانی هستند گفتند که اینان کسانی هستند که قرآن زیاد خواندند ولی تفکر در محتوای آن نکردند به عبارتی گمراهانند, از این دسته افراد امروز زیادند که سودای سربالا ندارند و کلام حق تعالی را دست آویز قرار داده اند به نظر من بیشتر کسانی هستند که فکر ثوابند و بده بستان بیشتر مادی, خداوند قرآن را برای برداشت های انسان دوستانه و راه خیر نازل کرده در حالی که قشریون برداشتی عبوس وعنود از آن میکنند, متاسفانه در مراجعه با قوانین و حقوق مدرن نیز افراد زیادی هستند که همین گونه رفتار میکنند و اولین برداشت سطحی خود از قانون را پیاده میکنند در حالی که نفس هر قانونی اعم از قانون الهی بطور مثال قرآن و هر قانون بشری, به نوعی انسانی و خیرخواهانه میتواند باشد, آقای کاتوزیان پدر حقوق در ایران همیشه به حقوقدانان توصیه میکرد که از متن قانون انسانیت و رحم و مروت و رواداری استخراج و تفسیر کنید, این یعنی همان سودای سربالا
ابوطالب رحیمی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۲۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۵ - حکایت در مذلت بسیار خوردن:
حکایت بسیار پر مفهوم و زیباییه. می گن اونقدری که شکم پرستی و پرخوری باعث مرگ انسان ها شده، جنگ و خونریزی نشده. تقریباً قریب به اتفاق بیماری های ما به خاطر اشتباه در تغذیه ی درست و پرخوریه. همونطوری که در حدیثی از پیامبر هم اومده: المعده بیت کل داء والحمیه رأس کلّ دواء: معده خانه ی همه ی بیماری ها و پرهیز (از خوردن) آغاز همه ی درمان ها است"
برخی ابیات این شعر زیبا رو من در کتاب صوتی بوستان و یکی دو تا نسخه چاپی که دارم تا حدودی متفاوت خوندم:
من از بصره آورده ام بس عجب/
حدیثی که شیرین ترست از رطب
*
تنی چند در خرقه راستان/
گذشتیم بر طرف خرماستان
*
یکی زآن میان معده انبار بود/
ز پرخواری خویش بس خوار بود
*
میان بست مسکین و شد بر درخت/
وزان جا به گردن در افتاد سخت
*
رئیس ده آمد که این را که کشت؟/
بگفتم مزن بانگ بر ما دُرشت
*
شکم دامن اندر کشیدش ز شاخ/
بود تنگدل رودگان فراخ
*
نه هر بار خرما توان خورد و برد/
که افتد که ناگه شود خورد و مرد
*
شکم بند دست است و زنجیر پای/
شکم بنده نادر پرستد خدای
*
سراسر شکم شد ملخ لاجرم/
به پایش کشد مور کوچک شکم
*
برو اندرونی به دست آر پاک/
شکم پر نخواهد شد الا به خاک
ابوطالب رحیمی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۵۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۱۵ - حکایت در معنی آسانی پس از دشواری:
برام جالب بود که لرها هنوز از کلمه ی عربی مقراض به جای قیچی استفاده می کنند! البته حافظ هم در اون غزل معروفش با ردیف "چو شمع" از همین کلمه مقراض استفاده کرده: "رشته ی صبرم به مقراض غمت ببریده شد // همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع"
منصور در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۱۴ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۸:
کلمه تپه اشتباه است درست ان تیه است یعنی بیابان این شعر عرفانی و دوری از مادیات و دنیاپرستی را توصیه میکند.
پیرایه یغمایی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲۶:
ناشناس در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:
کسی که میگوید شعر حافظ ارتباطی با اهل بیت وپیامبر اسلام ندارد این بیت را چگونه معنی می کند: نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد یا این بیت غزلی که به نظر حافظ برای روز ظهور امام عصر سروده است: کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید.
ناشناس در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:
با سلام و درود به همه عزیزان.آقای آموزکار گفتن منظور حافظ از شراب شراب واقعی هست .حافظ میگوید:
ای که دائم به خویش مغروری گر تورا عشق نیست معذوری مستی عشق نیست درسر تو رو که تو مست آب انگوری
سلمان متین روحانی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۲۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴ - از خداوند ولیّ التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بیادبی:
در بیت چهارم غلط تایپی وجود دارد.به جای عیسی موسی نوشته شده.
مهدی مهرابی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۴۶ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۳۹ - لطف حق:
خیلی زیبا بود واقعااین شعر عظمت خداوند را در برگرفته.هیچ وقت نگران آینده نباشید زیرا خداوند قبل از شما آنجاست.
حسین در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۰۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲۹ - حکایت مأمون با کنیزک:
قافیه این بیت که درست نیست
دلش گرچه در حال از او رنجه شد/دوا کرد و خوشبوی چون غنچه شد
محمد اکبری در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۰:
با سلام
تمام دوستانی که پایین این شعر حاشیه نویسی کرده اند حتما انسان های فرهیخته یا حد اقل متفکری هستند که این متن در حوصله ایشان می گنجد.
من انسان بی سوادی هستم و به اندازه سواد خودم و با تطبیق اعتقادات خودم از این شعر برداشتی دارم و اصلا این هنر جناب مولانا و جناب حافظ و امثال ایشان است.
ولی نکته مهم :
اگر دوستانی در بحث ها به حاشیه زده اند . نباید گفت آنچه می گویند از ذات آنها و نشانه شخصیت آنهاست که در عصبانیت همه ما متفاوت خواهیم بود . این را می گویم که اگر غریبه ای که بدخواه ایران ما یا مذهب ماست اینجا آمد خوشحال نشود که متفکران ما به برکت فتنه بدخواهانه ایشان اینگونه با هم سخن می گویند و بدانند که ما همیشه برای هم دعا می کنیم و برای خودمان که مصداق این کلام پر ژرفای حق نشویم که:
سوره حج
و برخی از مردم در باره خدا بدون هیچ علمی مجادله میکنند و از هر شیطان سرکشی پیروی مینمایند (3)
آنگاه شما را [به صورت] کودک از رحم ها برون می آوریم سپس [حیات شما را ادامه میدهیم] تا به حد رشدتان برسید و برخی از شما [زودرس] میمیرد و برخی از شما به غایت پیری میرسد به گونه ای که پس از دانستن [بسی چیزها] چیزی نمی داند (قسمتی از آیه 5)
و از [میان] مردم کسی است که در باره خدا بدون هیچ دانش و بی هیچ رهنمود و کتاب روشنی به مجادله میپردازد (8)
محمد حسین حسنی شلمانی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۱۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲۰ - حکایت شحنه مردم آزار:
زقوم درختی در جهنم
فرداد در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:
استاد سایه : "اگر حافظ زنده بود و این آواز شجریان رو میشنید ، شجریان رو غرق بوسه میکرد. [با آواز] مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم ... "
محمد حسین حسنی شلمانی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۱۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۱۹ - حکایت زاهد تبریزی:
بیت ماقبل آخر عجب دارم از جمله بخردان که نیکی کنند از کرم با بدان
سپهر در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۰:
بنده شعر شناس نیستم اما تا جایی که میدانم سعدی و حافظ از واژۀ"حتی"
استفاده نکرده اند.مگر در دو سه بیتکی آن هم به زبان عربی.
ناشناس در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۴:۴۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲ - مناجات:
با سلام لطفا در صورت امکان نام حقیر ، سید علی رضا شاهین را بجای ناشناس در اخرین حاشیه ثبت نمایید. متشکرم.
سیدمحمد امیرمیران در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۱۹ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱: