گنجور

حاشیه‌ها

علی در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۱۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:

سلام کلام شاعر کلام جان است وجان بی آمادگی همان است که ما هستیم پس به سان عطار شویم تا کلام از گامش برآییم که همه جان عشق است

رحیم غلامی در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۳۶ دربارهٔ قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷۹ - در مدح امیر بی شبیه و عدیل سلیل جلیل خلیل منیع جود و سخا آقاخان متخلص به عطامه ظله فرماید:

با سلام در این قصیده اشتباهات زیادی هست که با توجه به قصیده ای که در سایت دیگری امده معلوم می شود
دمی باید به گیتی عمر جاویدان کند تا یکی از صد تواند مدح آقاخان کند
حکمران خطه کرمان که ابر دست او خاک را بیجاده سازد سنگ را مرجان کند
در بر او کمترست از پیر زالی پور زال او ز کین گر بهر هیجا جای بر یکران کند
خصم را گو پیش تیغش جوشن و خفتان مپوش مرگ را کی چاره هرگز جوشن و خفتان کند
خنجر آتش فشانش از لباس زندگی خصم را عریان کند چون خویش را عریان کند
صیت او بگرفت گیتی را چو نور مهر و ماه نور مهر و ماه را حاسد چسان پنهان کند
خاک ره را مهر او همسان کند با آسمان واسمان را قهر او با خاک ره یکسان کند
گردش چشمش به یک ایمای ابروگاه خشم موی مژگان را به چشم بدکنش سوهان کند
خود به سیر لاله و ریحان ندارد احتیاج کز نگاهی خاک و گل را لاله و ریحان کند
آب تیغش ملک ویران را زنو آباد کرد هر کجا ویرانه آری آبش آبادان کند
نسبت جودش به عمان کی دهم کاو هر زمان جیب سائل را ز گوهر غیرت عمان کند
اوج گردون در حضیض جاه او مشکل رسد بر فلک بیچاره خود را چند سرگردان کند
نرم گردد خصم شوم از ضرب گرز او چو موم گر براز آهن دل از رو پیکر از سندان کند
چرخ با وی چون ستیزد کانکه خاید پتک را ز ابلهی بیچاره باید چاره دندان کند
صاحبا قاآنی از شوق تو در اقلیم فارس روز و شب در دل خیال خطه کرمان کند
یاد آن شب کز خیالت چشم من پر نور بود تیره چشمم را ز سیل قطره چون قطران کند
عیش آن شب را اگر با صد زبان خواهد بیان نیستش پایان و گر خود عمر بی پایان کند
دارد از جود دو دستت آرزو یکدست فرش تا طراز بزمگاه و زینت ایوان کند
هم ز بهر گلرخی کز وی وثاقم گلشنست تحفه یی باید که او راهمچو گل خندان کند
تحفه اش شالیست تا سالی ببندد بر میان برتری ز امثال جوید فخر بر اقران کند
خود تو دانی گر دلی باشد مرا در پیش اوست اختیار او راست گر آباد و گر ویران کند
من به قدر همت خود کردم استدعا و تو همتت دیگر ندانم تا چه حد احسان کند
باد دور دولتت ایمن ز کید روزگار تا به گرد خاک ساکن آسمان جولان کند

رحیم غلامی در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۳۲ دربارهٔ قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷۹ - در مدح امیر بی شبیه و عدیل سلیل جلیل خلیل منیع جود و سخا آقاخان متخلص به عطامه ظله فرماید:

با سلام در عندان این شعر اشتباهی نایپی وجود دارد عطامه ظله که صحیح آن، عطا مدّ طله است.

رحیم غلامی در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۱۵ دربارهٔ اقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۱۱۸ - چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما:

با سلام. منظور اقبال لاهوری از مردی که می رسد محمدعلی جناح است که سرانجام دولت پاکستان را بنیاد گداشت.

شایق در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۰۰ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۱:

از من به تو یک نصیحت ای دوست زنهارنکنی تفسیر اشعار به ظاهر و بوست همه اشعار نغز بر معنی است همه دارند ایما و اشاره بر دوست

کینگو در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:

منظور از دو گندم بلال حبشی هست با عمار و یک جو هم منظور مختار هست! یاوه گویی را به کمال رسانده اند!بحث زندگی مطرح هست که گندم گرچه در بهشت بود ولی نماد زایش و زندگی روی این کره خاکی هست و جو را متقابلا در مقابل گندم آوردن از یکطرف نشان میدهد بهشت از ارزشش در پیش حافظ حتی از آدم هم کمتر بوده و از طرف دیگر بحث شراب است و معشوق و خرقه اجباری و آب جو هم آن وسط لازم است! سلامتی انگزیسون، خلخالی ها، توماس دترکمادها! یاهو

مجید در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:

غزل بسیار زیبا حضرت مولانا با صدای همایون شجریان دوست داشتنی
کیخسرو آواز به هر پرده که خوانی ... مبهوت تو ماند غزل و زهره و هم ساز

حسن سعید در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۶:۳۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۷:

خود کوزه وخود کوزه گر وخود گل کوزه - خود رند وسبو کش
خود بر سر آن کوزه خریدار بر آمد - بشکست و روان شد

کمال در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۱۱ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۶۴:

س مبعث نورمبارک،جمع رباعی فوق (تتمه) :6232 درپناه خق،پیروزباشید.

کمال در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۵۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۲۱:

باسلام ازآنجایکه دیروزروزبزرگداشت شاعرچیره دست وپارسی زبان فردوسی قرارداشتیم،مرابرآن داشت تایادی ازاین شاعرکنم ،که البته نا م خودم هم سهراب است واین نام روبنابه گفته والدینم مرحوم پدر،پدرم این نام روبرمن نهاد،بگذریم شاهنامه ای دارم که بنسخه مسکواست وتفسیراون بدست،یاقلم شیوای آقای الهی قمشه ای بنگارش درآمده است،واین کتاب روظرف مدت چندسال خواندم ،واون رادرقفسه های کتایخانه ام یایگانی کرده ام وهرچندوقت یکباربه اون نگاه میکنم وخاطرات شناسنامه خطه ام برایم زنده میشودازسوی کشورهای جهان ازروی پادشاهان وپهلوانان ونبرده هایشان آنهاروبه هنرهفتم که همان سینمااست رسانده اند،پیروزوپاینده باشید.

صانع در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۴۷ دربارهٔ خلیل‌الله خلیلی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳:

سلام
قدامت در مصرع دوم چه معنی میدهد..؟

کمال در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:

باسلام،عرض تبریک به مناسبت فرارسیدن عیدمبعث ،درقسمتی ازغزل فوق بایدگفت بیگانه دلسوزیش برای قریب ،بطوری است،که بقول معرف،یایک ضرب المثل خودمونی ،که:غم برادرمرده رابرادرمرده می داند،پیروزباشید،درپناه حق.

علی در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۱۹ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۵۵:

این رباعی متعلق به ابوسعید است زیرا از منظر مثبت اندیشی به مقوله علم ازلی خداوند اشاره دارد و همانند اشعار خیام از موضع کنایه و تردیدسخنی در میان نیست.

کمال در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۱۳ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۰:

باسلام درجواب آقای سرشک دررابطه بارباعی فوق بایدگفت :دوبیتی ورباعی باهم فرقی ندارد.

فرهاد قنبری در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۴۰ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در ستایش اتابک محمد:

بیت دهم اولین واژه در مصراع اول اشتباه تایپ شده است و املای فعلی با وزن شعر نیز سازگاری ندارد. صورت صحیح بیت بر طبق نسخه مرحوم محمد علی فروغی (صفحه 577 کلیات) این چنین است:
موبّد نمی ماند این ملک دنیا
نشاید بر او تکیه بر هیچ مسند
موبّد اسم مفعول ابد است و به معنی همیشگی و پایدار در بیت به کار رفته است.

شعله در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۰ - مثال دنیا چون گولخن و تقوی چون حمام:

شهوت و غضب و تعلقات مادی مانند سرگین اند باید آنها را سوزاند تا با آب گرمی که از آن سوختن بر پا میشود مطهر و پاک شد.

صدرا در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:

نظرات دوستان نشان از ذوق و قریحه شخصی در برداشت مفاهیم از زبان این شعر دارد، لکن تاویل نص آزاد است و هر کس با توجه به برداشت شخصی با توجه به قراین موجود در نص می تواند نظراتی ارائه دهد و آرایی ارائه کند که لا ریب فیه و فیه وجوه و اقوال.
لکن شعر در ابتدای نگرش، دو ساحتی می نماید، هم عرفانی هم غنایی اما وجوهات و توصیفات معشوق از ساحت معشوق زمینی مبری است.
در بیت اول مصراع اول، خواجه اشاره به همراه بودن خیال معشوق در هر طریق دارد چه طرق عالی چه طرق دانی، که عین لفظ خداوند است که صحه ای است بر این کلام، و آن کلام ناظر بر این آیه که : وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ و الا طبیعتا عشق مجازی برای لحظات اندکی هم شده اگر در اوج شدت هم باشد به علت مجازی بودن و نسیان ذاتی مجازیات و مادیات امکان خروج از خاطر را دارد.
در مصراع دوم از بیت دوم که جناب حافظ می فرماید جمال چهره تو حجت موجه ماست همان برهان صدیقین است که توسط بوعلی و صدرای شیرازی و علامه طباطبایی تقریر های گوناگونی بر آن شده است و نظر به آیه ی قرآنی دارد که : أَ وَ لَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلی کُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهِیدٌ که وجود خداوند حجت تام برای اثبات وی است و خود خداوند اثباتی است برای ذاتش.
در بیت سوم استفاده از سیب زنخدان ، به عنوان عضوی دون در سر که رئیس اعضاست (یعنی چانه در پایین ترین قسمتِ بالاترین عضو رئیسی بدن یعنی سر قرار دارد) به چاهی تشبیه شده که هزار یوسف مصری که بیان کثرت در مقام و جمال را دارد چه این که یوسف در زمان خود از نظر جمالی و جلالی در بالاترین ردیف قرار داشت در این چاه و ظلماتِ راه نیافتن به ذات هستی سرنگون شده اند و کس را به این مرتبه (شناخت ذات) راه نیست.
در بیت بعد زبانِ شعر اذعان می دارد و تایید می کند که دسترسی به زلف دراز معشوق محال است چه اینکه در بیت گذشته بر این نسق رفت و هزار یوسفِ کامل در چاه زنخدان اسیر شدند پس عجز از ادراک ذات خداوند را مدلول عدم گنجایی ظرف خود می داند و باز هم ناظر به کلام عرفاست که : العَجْزُ عَنْ دَرَکِ الإِدْرَاکِ إدْرَاکُ وَالبَحْثُ عَنْ سرِّ ذات السرِّ إشْرَاکُ ؛ پس عجز در ادراک همان نقطه ی فهم نهایی است.
اما دلیل اینکه شاعر به معشوق دست پیدا نمی کند چیست؟ این نکته در بیت بعد به ظرافت تمام ذکر شده است، بسیاری از دوستان احتمالا در فهم شخصیت حاجب درِ خلوت سرای ِ خاص دچار اشتباه شده اند، این حاجب کسی نیست جز شیطان، شیطان حاجب خلوت سرای خاص است و کسانی که از حاجب توان عبور نداشته باشند به خلوت سرای خاص بار نمی یابند و اجازه دخول ندارند، راوی خود را اسیر گناهان می داند و یارای مقابله با شیطان را در خود نمی بیند برای همین نیز به وی اجازه ورود به خلوت سرای خاص داده نمی شود، شیطان علاوه بر این در آثار عین القضاة همدانی نیز به دربان عزت خداوند تشبیه شده بود، پس حافظ از خداوند درخواست می کند که به حاجب سرای خاص خود (شیطان) متذکر شود که حافظ از بندگان ماست و باز هم ناظر به آیه :إِنَّ عِبَادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْغَاوِینَ.
در بیت بعد جناب حافظ اشاره به عدم دریافت وجه الله با ابزار حسی و جسمانی دارد که روی خداوند را با دیده ی جسم توان نظاره نیست ولیکن با دیده ی دل که «نظرِ خاطر» است توان دیدن روی محبوب میسر است.
امیدوارم اطناب این بحث خاطر عزیزان را منغص نکرده باشد، این نیز برداشت این کمترین از ابیات فوق بود.

فروتن در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۴:

دوست گرامی شما معنی ایهام را نمیدانید . وهمچنین معنی ابهام را لطفا از کتاب فنون بلاغت جلال همایی , ویا حدایق السحر رشید وطواط اول معنی ایهام ایهام را بیاموزید سپس به اظهار نظر بپردازید. برپهنه در یا نتوان مشق شنا کرد. کسی حق دارد در باره سعدی حرف بزند که کمی صنایع لفظی و معنوی را مطالعه کرده باشد.

امیرحسین الماسی در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۰۰ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۰:

واقعاً قشنگه فکر کنم دوبیتی باشد تا شعر

الهه در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۴۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۵ - زاری کردن مجنون در عشق لیلی:

سلام من فکر کردم که فقط خودم با فیلم دلشکسته رفتم دنبال لیلی و مجنون.. این شعر عالیه من اولین بارم بود که شعر از لیلی و مجنون خوندم.

۱
۴۵۲۸
۴۵۲۹
۴۵۳۰
۴۵۳۱
۴۵۳۲
۵۷۱۷