گنجور

حاشیه‌ها

زهرا در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:

استاد ناظری هم این شعر رو بسیار زیبا اجرا کردن.
ایشان مصرع اول بیت اول رو اینطور خوندن:
آن کیست کز راه کرم با چون منی یاری کند

بهروز قزلباش در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۵۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵ - در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم:

از آنجا نا/م شد دُرِّ /یتیمش
مِ شد در رِ = مفاعیلن
صدای کسره با حرف بعد اشباع و اندکی (یک هجای کوتاه) کشیده خوانده می شود. این کار در خواندن جای خالی هجای کوتاه را پر می کند. اما از آن جا که در آغاز به جای استفاده از هجای کوتاه مثلا«زِ» از هجای بلند«از» استفاده شده لذا توازن هجا در کل مصراع رعایت شده و این کار در عروض سنتی مجاز است و نمونه های بسیاری از بزرگان می توان یافت که آن را مجاز دانسته اند. لذا اشکال وزنی در مصراع گفته شده نیست.
با احترام

بهروز قزلباش در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۴۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵ - در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم:

لب و دندانش از آن در سنگ زد چنگ
لب و دندان/ ش‌از آن در سن/ گِ زد چنگ
مفاعیلن/ مفاعیلن/ مفاعیل
نون در رکن اول به دلیل ساکن بودن از وزن ساقط نیست. یعنی در هجای وزن به حساب نمی آید. بنا بر این با این که « لب و دندا» به قدر یک رکن است نون ساکن جواز پیوستن دارد. در رکن دوم حرف «ش» با فتحه و اشباع الف در « از» در وزن به صورت شَز خوانده می شود و «شزان در سن» در وزن صحیح است. لذا وزن مصراع غلط نیست.
با احترام

کوروش در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸:

درود بر استاد شجریان و روح محمدرضا لطفی ... نمیدونم ایا ایا بهتر از این هم میشه این شعرو خووند؟ بدون شک هرگر....

ناباور در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۴۹ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ (مهدی نامه):

غزلی خواندم در یکی از سایت ها
دیدم چه به مناسب حاشیه نویسان این شعر است
نه من از روزگار می بینم نه هم از کردگار می بینم
ای شمایان گرفته دامن جهل عقل را در فرار می بینم
ملتی خو گرفته بر هذیان ابلهان بی شمار می بینم
چشم ها روشن از جمال شما عقل را شرمسار می بینم
جامتان از خرافه لبریز است همه را می گسار می بینم
قوم بدبخت بی خرد را بین خیل بی اختیار می بینم
سر نهاده به سجده ی مهمل همه را بنده وار می بینم
تا که قومی چنین فنا رفتند قامتی بس نزار می بینم
هرچه پنهان کنیم سستی را ضعف ها آشکار می بینم
تا که در بند این خرافاتی سکّه ات کم عیار می بینم
چشم بگشا که عمر می گذرد سال ها بی بهار می بینم
درّ رخشان به دامنت بسیار بر خزف اعتبار می بینم
گر بگوید ” لیام “ و تو خندی شام تو پایدار می بینم
نا باور

فاطمه سادات در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۰۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸ - در راه زندگانی:

نسیم زلف جانان کو که چون برگ خزان دیده
به پای سرو خود دارم هوای جانفشانی را
شهریار دل و جان

کاوه در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۳۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۷:

با درود فراوان به شما
" مولع" و مصحف" چگونه تلفظ می شوند؟
با سپاس

آرش طوفانی در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۳۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۷۹ - پیدا شدن روح القدس بصورت آدمی بر مریم بوقت برهنگی و غسل کردن و پناه گرفتن بحق تعالی:

سلام خدمت عزیزان
«رَبوه» به معنای «بلندی، جایی که در ارتفاع بالاتری نسبت به مکان دیگر قرار دارد؛ به نحوی که از آن بلندی، منطقه مادون در دید کامل واقع می شود.»

ادب دوست در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:

پرده نشین،
فراموش نشود ، با چشم غیر مسلح حافظ ستارگان انچنا ن که امروز می شناسیم و میدانیم ثوابت درخشانی در دوردست کیهان نبوده اند.
ببند یک نفس ای آسمان دریچه صبح
بر آفتاب، که امشب خوش است با قمرم
و مهوش ،مهسا، مه سیما ، مهشید، مه پاره، مه روی و مهدخت و...

ادب دوست در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:

مرضیه گرامی،
شاید دلیل به کار بردن اسکندر به جای کیخسرو رابطه خضر و اسکندر که هردو در جستجوی آب حیات بوده اند، بوده باشد
وگر نه جام جم بود که به کیخسرو رسید جام جهان نمای

۷ در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸:

در خوابگاه عاشق سر بر کنار دوست
کیمخت خارپشت ز سنجاب خوشترست
کیمخت=پوست جانور
نزدعاشق خواب کنار دلبر بر روی خارخارپشت خوشتر از خواب راحت روی جای راحت و نرم پوست سنجاب است.

۷ در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:

مثال
بر دار زدن یعنی بر درخت کردن
رفته رفته دار به خود چوب هم گفته شده به ویژه چوب بلند

۷ در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:

بسیار توقف نکند میوه بر بار(دار)
چون عام بدانست که شیرین و رسیده‌ست
میوه بر بار که معنا ندارد.درست میوه بر دار میباشد.
دار=درخت

بابک در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:

پرده نشین عزیز،
همانطور که خود بیان کردی این یک تشبیه و تمثیل است، و فقط همان.
-اینکه ماهیت ستارگان آن باشد که در نتیجه فعل و انفعالات اتمی از خود درخشندگی ساطع کنند را، فیزیکدانان و ستاره شناسان در یکی دو سه قرن اخیر از آن آگاهی یافته اند.
-اگر شخصی بیان کند که فلانی "مثل ماه می ماند" گمان کنم کمتر کسی توقع برداشت علمی از آن داشته باشد.
در پیش رو خلاصه ای از آنکه چرا ماه اهمیت زیاد داشته و چنین تشبیهاتی در ذهنیت مردمان جا افتاده.
منظر اول مشخصاً در پاسخ پرسش شماست.
----
-از منظر رویت،
*در آسمان دو از اجرام از دیگران مهمترند، خورشید و ماه.
ماه کامل در آسمان اندازه اش برابر خورشید است که خسوف و کسوف را خود می دانید و نیاز به بیان نیست. ضمناً ماه تنها جرم دیگریست که برخی مواقع در طی روز نیز مشاهده می شود.( زهره و مشتری و زحل را در زمانهایی کمی پس از سحر و یا قبل از غروب نیز توان دید)
*درجه درخشندگی که به چشم آید را (Apparent magnitude) گویند که خورشید 26-، ماه کامل 13-، زهره 4-، مشتری 2-، و درخشنده ترین ستاره شب سیریوس (Sirius) 1.5- درخشندگی دارند. ستارگان دیگر درخشندگی بسیار پایینتری دارند.
یعنی آنکه پس از خورشید، ماه درخشنده ترین جرم یا اختر آسمان است.
(دقیقاً یاد ندارم که چشم غیر مسلح تا چه مگنیتودی را قدرت دید دارد، ولی اگر حافظه خطا نکند تا مثبت 6 یا 7 باشد.)
-از منظر گاهشماری
می دانید که بسیاری از اقوام و فرهنگشان تقویم خود را بر مبنای ماه یا قمر بنا نهادند. اقوام سامی، هند، چین و ....
-در کشاورزی
در کشاورزی و در کنار رودخانه ها از دیرباز بر اساس سیکلهای جزر و مد، ماه مهمترین اختر بوده. آنچنانکه در بین النهرین و مصر و بسیاری دیگر از نقاط ...
-در دریانوردی و راهیابی
اینان در شب و توسط ستارگان مسیر را راهیابی می کردند، حتی در بیابانها و صحراها نیز.
از خود خواجه:
"در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت"
که البته منظور نظر چیز دیگر ولی اشاره به این راهیابی است.
-از منظر تأثیر فیزیکی و مادی
جزر و مد را که پیشتر گفتم، ولی برخی تحقیقات نشان داده که تنی از حیوانات ( مثلاً برخی لاک پشتهای دریایی ) با سیکلهای ماه تخم گذاری و یا مهاجرت و سفر می کنند.
*در باب تاثیری از ماه بر انسان اهل علم امروزی آنرا رد می کنند، ولی در باب خورشید این را می دانند که در مناطقی که نور خورشید کمتر است فی المثال آمار خودکشی بالاتر. یا در روزی ابری مردم شاید افسرده تر و در روز آفتابی سرحالتر. آیا در شب مهتابی نیز مردمان با نشاط ترند؟
باری، تا آنجا که من دانم تحقیق و تفحص جامع و کامل و قطعی در این باب نبوده یا راه به جایی نبرده. یا به عبارتی حداقل از دید این بنده جزء نادانسته هاست.
*(برخی نیز بر این عقیده اند که چون حدود 70٪ از بدن انسان را مایعات تشکیل می دهند ماه بر بدن و خلق و خوی انسان نیز تأثیر گذار است که هنوز چیزی به اثبات نرسیده و یا اگر رسیده من نمی دانم.)
*از منظر فرامادی و متافیزیکی
-از منظر علم نجوم یا هیأت
در این علم یا شبه علم و یا خرافه، حال بستگی به باور شخص که کدام دید را دارد، تمامی اجرام اختر شناخته می شوند.
و باز هم ماه مهمترین اخترست!
یعنی آنکه جایی (برجی) که ماه در آن قرار گرفته اولویت دارد به جایی که خورشید و یا دیگر اختران در آن باشند.
(در برخی از رسوم، ستاره ای که هنگام تولد شخص در حال طلوع در شرق باشد مهمترین رکن است)
----
ولی بازهم نکته مهمتر آنکه خواجه اینرا در اینجا "یک تشبیه" بیان کرده و نه یک نظریه علمی.

عمید در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۲۴ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۹۱:

برنامه ی گلهای رنگارنگ شماره 261

بهزاد در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۰۴ دربارهٔ حافظ » مثنوی (الا ای آهوی وحشی):

خیلی بده واقعا خیلی بده حالم را گرفتی
ما ایرانیان هنوز نمی توانیم مثبت و منفی را درک کنیم و به عقاید یک دیگر احترام بگزاریم و بپذیریم.
"اشعارحافظ به گونه ای نوشته شده که دل هرخواننده ای رابه خودجذب می کندلذا هرکس به اندازه ظرفیت و تجربه خودش درک می کند همانطوری که مریم خانم گفتند"
مثل ان ساقی که میداند ظرفیت من و یا کس دیگر چقدر است. پس لطف کنید به هم احترام بگزارید .
دانستن و ندانستن بیت مهم نیست مهم این است که به همدیگر بیاموزیم و لذت ان را باهم ببریم با مفهوم مختلف واگر هم بلد نیستیم و اشتباه کردم به من بیاموز و اگر هم دو کلمه بیشتر از من میدانی پس کفر نگو چون ان دو کلمه در دنیای دیگران هیچ ارزشی ندارد و تو تنها در دنیای خودت خواهید ماند
این شعر زیبا را بر من خراب کردی

محمد باقر در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۲۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱ - یاد شهیار:

تو بعضی اشعار استاد حال خاصی هست که شامل این غزل هم شده

علی زاهد پور در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۲۷ دربارهٔ قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - در مدح نواب شاهزاده فریدون میرزا فرمانفرما:

در مصراع چهارم
ور دام نهی در ره ماه نه نه به صحرا
درست، حذف حرف «ه» از کلمه «ماه» است. یعنی:
ور دام نهی در راه ما نه نه به صحرا

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

سلام این شعر بصورت مثنوی قافیه دارد یعنی هر مصراع با مصراع مقابل خود هم قافیه می باشد و میتوان آن را نوعی هنجار گریزی ِ مولانا دانست و قالبی غزل _مثنوی با این حال شعری زیبا که اجرا ردیف عمودی ِ آن بر بارِ موسیقایی اش می افزاید....
فرشید فلاحی

سجاد در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰:

انَّ ناشِئَةَ اللَّیلِ هِی اشَدُّ وَطْأً وَ اقْوَمُ قیلًا. انَّ لَک فِی النَّهارِ سَبْحاً طَویلًا «2».
شب را برای عبادت بگذار و روز را برای شناوری در زندگی و اجتماع. علی علیه السلام گویی شب یک شخصیت و روز شخصیتی دیگر است.
حافظ چون مفسر است و پیچ و تابهای قرآن را خوب درک می‌کند، با زبان رمزی خود همین موضوع را که شب وقت عبادت و روز موقع حرکت و رفتن به دنبال زندگی است، در اشعارش آورده است‌
حافظ جزء کسانی است که می‌خواهند آنان را وسیله‌ای برای گمراهی و انحراف جوانان قرار دهند. وقتی جوانان ببینند یک شخصیت خیلی بزرگ و شاعر هنرمند عالی کارش شرابخواری و هرزگی بوده، می‌گویند بنابراین ما هم برویم مثل حافظ بشویم، از او که بهتر نیستیم؛ در صورتی که اشعار حافظ، همه عرفان و معنی است و تمام شعرهایش به صورت رمز است. تاریخ این‌طور بیان کرده که حافظ اساساً یک مرد عالم بوده نه شاعر، و تا دویست سال بعد از وفاتش عالمی شمرده می‌شد که گاهی هم شعر می‌گفته است.
بعد از دویست سال جنبه‌های علمی او مغفولٌ عنه و فراموش شد و به صورت یک شاعر، معروف شد.
عالمی بود که کارش تفسیر قرآن هم بود و اصلًا مفسر قرآن بود و معمولًا کتاب کشّاف زمخشری را تدریس می‌کرد. مردی بود عارف و مفسر و عالم، و اساساً در این عوالمی [که برخی می‌گویند] نبوده است ولی زبان شعرش زبان رمز است

برگرفته از کتاب شهید استاد مطهری به نام انسان کامل

۱
…
۴۵۰۳
۴۵۰۴
۴۵۰۵
۴۵۰۶
۴۵۰۷
…
۵۸۱۶