گنجور

حاشیه‌ها

بیژن در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵:

با سلام و عرض ادب
در نسخه ای مصرع دوم بیت “و گر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی/ برافشان تا فروریزد هزاران جان ز هر مویت”  را اینگونه یافتم : “برافشان زلف تا ریزد هزاران جان ز هر مویت”
لطفا راهنمایی بفرمایید که  کدام یک صحیح است؟
با تشکر فراوان

ناآشنا در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۰۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵:

مزدک جان
آنچه نوشتی گرچه با اندیشه ی بسیاری کسان همسان و هم سنگ است
ولی میبینی که حاشیه نویسانی هستند که افکار دگراندیشان چون شما را بر نمی تابند
و چه نزدیک است که آماج تهمت ها و ناسزاها شوی
اما چه خوب است که همه ی افکار آزادانه بازتاب داشته باشد تا سره از ناسره و حق از باطل
تشخیص داده شود
خوشحال شدم که نظرت را نوشتی تا بگفته ی قرآن : همه ی سخنان را بشنویم و بهترین را بر گزینیم
بنویس و از تمسخر و ایراد دیگران مرنج
ما همه را میخوانیم و بهترین را انتخاب میکنیم
چه خوب بود که همه از هر دین و مسلکی میتوانستند دیگران را تحمل کنند اگر چه با عقایدشان در تضاد باشد
نا آشنا

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۴۸ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش سوم » بخش ۱ - المقالة الثالثه:

باد یک شمه ز باد سرد من
باد یک شمه زه آه سرد من

مجید محمدپور در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۱۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۴:

مغاره : [ م َ رَ ] (ع اِ) غاری که در کوه باشد.

مجید محمدپور در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۱۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۴:

نبی مکرّم اسلام فرمودند: « کُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَی الْفِطْرَةِ فَأَبَوَاهُ یُهَوِّدَانِهِ وَ یُنَصِّرَانِهِ وَ یُمَجِّسَانِه ــــ هر نوزادی بر اساس فطرت متولّد می شود ، پس والدین او وی را یهودی و نصرانی و مجوسی می کنند.» (بحار الأنوار ، ج‏58 ،ص187 )

مجید محمدپور در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۰۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۴:

طوعاً اَم ْ کُرْهاً ؛ خواه و ناخواه . قدری خوش و قدری ناخوش
بغی . [ ب َغ ْی ْ ] (ع اِ) ظلم و ستم . || جرم و جنایت . || نافرمانی و عصیان . || باران بسیار. || هر تجاوز و افراط بر مقداری که حد چیز است .

مجید محمدپور در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۰۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۴:

عنفوان شباب ؛ جوانی و یا ابتدای خوبی و بهجت آن .
ریعان . [ رَ ] (ع اِ) اول هر چیزی و بهتر آن
ریعان شباب یا جوانی ؛ اول جوانی .

مجید محمدپور در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۵۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۴:

شعب جبل : راه در کوه .

مجید محمدپور در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۵۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۴:

مَنفَذ : گذرگاه
ملاذی منیع : پناهگاهی بلند و استوار
مَلجَاء: پناهگاه و جای پناه و مأمن و جای امن و پشت و پناه و جای استراحت و آسایش .
مٲویٰ : پناهگاه

دوستدار در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۲۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰۶:

عرز هم می تواند درست باشد،
چه یکی از معانی عرز نکوهیدن است، نکوهش است و با مصراع پس از آن همخوانی بهتری دارد.

علی احسان دوست در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۵۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳:

با سلام در مصرع چهارم به نظر میرسد منظور ارکان 4 گانه تشکیل دهنده جهان مادی و بدن انسان است که در طب سنتی مزاجهای 4 گانه اصلی را تشکیل میدهد آب، خاک ، هوا ، آتش ،مفهوم این ارکان با آنچه که در اطراف ما وجود دارد متفاوت است هر کدام نشانه چیزی است مثلا آب نشانه طبیعت یا مزاج سرد و تر است که کیفیت غالب مزاج فرد شناخته میشود چون خیام حکیم هم بوده اند حتما منظور مزاج افراد بوده است.

مرتضی ( باران) در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۴۶ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات ناتمام و اشعار پراکنده » قند لعل:

کمان ابرو خدنگی بر "دو " چشمانش ز روزن زن

مرتضی ( باران) در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۰۰ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۸۹:

رباعی شماره 714 ابوسعید
رباعی چشم تر " شاطر عباس صبوحی
مشابه میباشند

مرتضی ( باران) در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۵۸ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » دوبیتی‌ها » چشم تر:

رباعی شماره 714 ابوسعید
رباعی شماره 189 مهستی گنجوی
مشابه میباشند

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷:

دردهه شصت یک سرود از همین شعر با صدای گلریز ساخته شد و جالب آنکه به جای نعوذ بالله "خدا نکرده " خوانده شد

مرتضی در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۰۶ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۶ - این قطعه را برای سنگ مزار خودم سروده‌ام:

بسیار زیبا خداوند ایشان را رحمت کند
بانو پروین روح والایی داشتند کاملا از دیوان اشعارشان پیداست

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۵:۲۲ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:

این رباعی را شیخ بهایی در جواب این رباعی از جناب میر داماد که سوالی کلامی است نوشتند
ای سر ره حقیقت ای کان سخا
در مشکل این حرف جوابی فرما
گویی که خدا بود و دگر هیچ نبود
چون هیچ نبود پس کجا بود خدا

حمید زارعی در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۴:۰۸ دربارهٔ باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹:

به نام اوحدی مراغه‌ای هم ثبت شده و مصرع اول نوشته اوحد دیدی ...
توی گنجور هم هست
و البته مهم اینه که این رباعی به دست مارسیده ‌و چندان توفیری نمیکنه از خیام یا بابا افضل

شکوه در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۳:۰۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۷ - حکایت درویش با روباه:

یقین دیده ی مرد بیننده کرد: یعنی مرد بیننده بر آنچه که دید یقین پیدا کرد.

محمود جم در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

( کی شعر تر انگیزد ؟؟ خاطر که حزین باشد !! )... بدون تردید این غزل یکی از زیباترین وجذاب ترین غزلهاست، که لسان الغیب خودش نیز مجذوب این غزل شده و هنگام سرودن ان در اوج نشاط معنوی بوده است و از آنجا که حافظ نخواسته است بطور مسطقیم از خودو اشعارش تعریفی کرده باشد، در لفافه و ابتکار وزیبایی تمام به این نکته اشاره کرده :( یک نکته از معنی گفتیم و همین باشد.) چنانچه خواننده کنجکاوی متوجه گردد که در کلمه (معنی) فقط یک نکته(نقطه) وجود دارد آنگاه متوجه منظور حافظ از این بیت وبقیه غزل شده است............
***(در کار گلاب وگل حکم ازلی این بود + کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد ) در کارگاه گلابگیری روش کار این است که گلهای زیبا ومعطر را در دیگ جوشانده و پس از مراحلی گلاب حاصل از گل را برای خریدارانش روانه بازار میکنند، اما گلهای فدا شده را به عنوان تفاله در زیر پرده خاک مدفون میکنند، در حالیکه اثری از خود گل که مولد گلاب است در میان نیست، گلاب در بازار با فخر فروشی نظاره گر وشاهد خریداران خود است . بلی از روز ازل رسم روزگار در تمام امور چنین بوده و خواهد بود.
==========================================

۱
۴۴۸۵
۴۴۸۶
۴۴۸۷
۴۴۸۸
۴۴۸۹
۵۷۲۰