گنجور

حاشیه‌ها

کوکب در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

شایق جان
لطفاً نشانی بدهید که آین آقا/ خانم ”نا آشنا“
که من از ایشان جز سخن استوار نشنیده ام
در کجا گفتند: ” عارفی وجود ندارد واینها خرافات است؟
امید که نشانی بدهید تا از لقب ” دروغ زن “ برهید
باقی مطالب ، لکم دینکم و لی الپوچ
باشد که رستگار شوید

روفیا در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۳۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۳ - آموختن وزیر مکر پادشاه را:

Mobintbh گرامی
میفرماید دین چونان عود بوی مشک از خود ساطع نمیکند که تو همه نصرانیان را بدینوسیله پیدا کنی و با کشتار آنان نصرانیت را ریشه کن کنی . نصرانیان قادرند آنرا چونان سری در صد پوشش پنهان کنند .
شاید به موضوع تقیه اشاره میکند .
البته اختلاف بین یهودیت و نصرانیت و اسلام و ... بی تردید از جهل بشر سرچشمه میگیرد و ادیان الهی اگر از سوی خدای آمده اند با هم ناساز نیستند و هر گاه ناسازی میانشان پدید آمد هر عقل سلیمی در می یابد در یک یا هر دو سوی اختلاف دخل و تصرف صورت گرفته است .
و اینکه میگوید دین ندارد بوی مشک و عود نیست ...
برای من شگفت انگیز است . چرا که حتما دین هم مزه دارد هم بو و هم شکل و فرم و مانند هر پدیده دیگری یک معنا دارد و یک صورت .
بوی کبر و بوی حرص و بوی آز
در سخن گفتن بیاید چون پیاز
کبر و حرص و آز بوی نامطبوعی دارد . اگر شامه ما بیمار است و بدلیل مطامعی یا بدلیل عادت به زیستن در بوهای نامطبوع حساسیت خود را از دست داده است این بدان معنی نیست که کبر و حرص و آز بویی ندارد !!

شایق در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

با سلام و سلام دو باره خدمت دوستان اگر درست یادم باشد حدود یکسال و اندی بیش مرتاضی روبروی کاخ سفید امریکا به مدت دو ساعت در ارتفاع دو متری از زمین بدون هیچ تکیه گاهی بصورت چهار زانو نشست و فیلم ان به تمام دنیا مخابره شد اینکار با هیچ قانون فیزیکی قابل توجیه نیست و همچنین بسیاری از کارهای مرتاضان قابل توجیه با قوانین فیزیک نیست و فیلمهای انان در دنیا موجود است و قابل دسترسی و اگر اینها را جادو بدانی باز جادو وجادوگری خلاف قواتین مادی است و اگر ببذیری که در کل جهان حتی یک مورد خلاف قوانین طبیعی وجود دارد نا چارا باید قبول کنی که نیرویی غیر مادی بر جهان حاکم است و ان نیرو خداست و اما در مورد اثر انگشت هیچگاه طبیعت بی شعور نمی تواند در مساحت تقریبا دو سانتیمتر مربع میلیاردها نقش مختلف ایجاد نماید و اما یک سوال ایا طرز تفکری که انسان را جانشین خدا می داند و او را تا بینهایت گسترش میدهد محدود است یا طرز تفکری که انسان را ناشی از تحولات مادی می داند؟ قضاوت با شما بهرحال بدانید که ماده بسیار محدودتر از ان است که بتواند همه مسایل هستی را حل نماید

قدسی در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۴۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۵۰:

من هم معتقدم که این رباعی متعلق به ابوسعید ابوالخیر است
چرا که با دقت در اشعار این دو مرد بزرگ و بررسی لفظی و معنوی اشعار آنان به راحتی می توان متوجه شد که این زبان متعلق به حکیم خیام نیست.......

علی در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۲۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹۶:

سلام
ضمن تشکر از شما ، در مورد بیت اول از جایی شنیدم که اینگونه بود :
ای جان جان جانم تو جان جان بی جانی
در مورد درست یا نادرست بودنش جیزی نمیدونم.

محمدامین در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۸:

سلام و درود
در بیت پنجم کلمه "اللهی" اصلاح شود.
به صورت "الهی" یا "الاهی" تصحیح شود.
سلامت و سعادتمند باشید!

شایق در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵:

با سلام ( ای مدعی که می گذری بر کنار اب ما را که غرقه ایم ندانی چه حالت است ) سعدی می فرماید اگر در مسیر عشق قرار گرفتی معنی ان و سختیها و لذایذ انرا در می یابی ( هر که در اتش نرفت بی خبر از سوز ماست سوخته داند که چیست بختن سودای خام )

رضا عظیمی در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۱:

درود بر دوستان. به نظر می رسد بغداد جهان جان مقصود است، در مقابل بغداد جهان جسم که شهر بغداد است، قبل از انکه حلاج در زمین بلوای دار بر پا کند ما در بغداد سماوی جهان جان بانگ اناالحق را سر داده ایم. در حالی که لاف انا الحق زدن خواننده را از مقصود کلی غزل دور می نماید.

محسن در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۰۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » قاصد:

آیا این بیت حذف شده یا بعدا اضافه شده؟ اتک دولـــــو دریــــا کیمــــی
گؤز یاشیما ، چای دئمـــیشم
بعضی جاها این بیتم نوشتن

امیر در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۵۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳۰:

درود بر دوستان
در متن شعر آمده است که:
عقل از آب و گل تقلید نیامد بیرون
عشق اول قدم از کعبه و بتخانه گذشت
اما به ذهن من می رسد واژه ی «تقلید» وزن شعر را
به هم ریخته است. با مقایسه با دیگر ابیات و تلاش ذهنی حدس می زنم که در اصل واژه ی «قید» بوده است.
یعنی:
عقل از آب و گل قید نیامد بیرون
تا دوستان اهل فن چه نظری داشته باشند.

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۳۳ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۹۶ - ذکر امام محمد باقر علیه الرحمه:

ذکر حضرت محمد عثمان ثانی

شایق در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

با سلام وسلام ویژه خدمت جناب کوکب حانم و جناب ناشناس اولا این بحث طولانی بخاطر ان مطرح شد که قبلا با جناب نا اشنا بحثی داشتم و ایشان معتقد بود که عارفی وجود ندارد واینها بقول شما خرافات است نمی دانم بحث منطقی که دو گروه فکری را معرفی میکند کجایش محدودیت فکر است؟ شما اگر در گروه مادیون قرار دارید یک سری اتفاقاتی در این جهان می افتد که با ماده و قابلیتهای ان قابل توجیه نیست و اینکه بر سر جزییات این مطلب بحث شود مشکلی را حل نمیکند اینکه من بگویم در ادیان الهی در باره خلقت ادم و دمیده شدن روح خدا در انسان امده و شما بگویید اینها خرافات است و محدودیت فکر و از این طرف من بگویم شما محدویت فکر دارید مشکلی را حل نمیکند شما اگر عرفان را قبول دارید ناچارا باید قبول کنید که چنین اصطلاحاتی در بین عرفا مطرح است و کتب انها مملو از این اصطلاحات است و اگر منکر عرفان هستید بحثی با هم نداریم ( لکم دینکم و لی دبن ) دین و عقیده شما مال خودتان دین من نیز مال خودم والسلام علی من اتبع الهدا

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:

من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم

شایق در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴:

با سلام خدمت دو سرور گرامی عرض بوزش دارم اشتباه از طرف من است کبس با کبست فرق می کند از راهنمایی شما سروران کمال تشکر را دارم اما معنی بیت چندان تفاوتی نمی کند یعنی غیر عاشق طعم واقعی شیرینی را نمی تواند درک نماید

کرم قلاوند در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:

با سپاس از ارجمندان
فروش ملک جهان در توان ما نیست و اگر هم باشد که حتی پس از فروش ما ناچاریم تا لحظه ی مرگ در دنیا بمانیم و زندگی کنیم ! پس با فروش ملک جهان هیچ اتفاقی رخ نمی دهد ... اما با فروش روضه ی رضوان ما مجوز ورود به بهشت را از دست می دهیم ...
پس:
پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت
ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم

کرم قلاوند در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:

با سپاس از دوستان
به نظر من «خیل» درست تر است ، چراکه خیل نسبت به خیلی نامحدود تر است و بر تعداد بیشتری دلالت می کند اما خیلی بر مقدار زیادی از یک عده دلالت دارد . گذشته از اینکه موسیقی دینامکی شعر با خیل روان تر است و تزلزلی در آن پدید نمی آید. البته فقط نظر من است

هما بیات در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۵:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶:

احسنت زهی خوبی

مشتاق تبریزی در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۵۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۴:

سراب و شسته میبینند نگاه حیرت الردم به دل رویی نی گر بود بشناسه شکر فلیس

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

کوکب بانو
مغلطه و خرافات را خوب گفتی

ع عابدی در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۵۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری:

با سلام به دوست داران ادبیات پارسی و پایندگان اندوخته ها و فرهنگ بی همتای ایران . این فقیر هم با لخت نخست بیت نخست به گونه ی زیر هم اندیشه ام :
" هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان "
بزرگ شاعر بیران که رحمت خدا بر او باد با تمام وجود در آن
فرصتی که به تماشای ایوان مداین پرداخته خو د محو این
دیدار کرده و گویی از دل تمام دوست داران فرهنگ و هنر و ادب ایران نغمه ی عبرت گیری از سر گذشت و زندگی اجتماعی و انسانی را سر داده و با استادی تمام چنان چهره ای از ایوان مداین و سرگذشت و روزگار سخن رسا گفته است که تا آن جا که ادب فارسی به جاودانگی پیوند خورد این سروده نیز همواره زنده و پاینده است . اگر که به لخت دوم بیت عنایت شود
مشاهده می گردد که ایوان مداین "آینه" است و همه می دانیم که به آینه نگاه یا نظر می کنند و کسی به دیگری یا دیگران نمی گوید آینه را عبر کن بلکه :
آینه را ببین یا نگاه کن با سیاق گفت وشنودهای روان دلپستد تر و البته خوش آواتر هم هست .

۱
۴۴۰۵
۴۴۰۶
۴۴۰۷
۴۴۰۸
۴۴۰۹
۵۷۲۹