گنجور

حاشیه‌گذاری‌های جهن یزداد

جهن یزداد

پارسیدان و دوستدار زبان پارسی دری


جهن یزداد در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۰۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود » بخش ۱:

از هرچه بگذرد سخن دوست خوشترست  به به و زَه زَه به سخنوری فردوسی  و بدا به جان و تن انان که فردوسی را ویژه پارسیان دری زبان  مینامند وگمانشان بلوچان و کرمانجان و دیلمان و یلان نه پارسیانند نمیبینند که پهلوانان ایران از همه جای ایران پارسه اند  اشکش از پهله پارس با سپاه کوچ و بلوچ ( پلهوچ پهلوگ  پهلوی- رواج روای رواگ ) است  اشکش و اشکان پهلوی را هم بیاد داشته باشید
ستایشی که در شاهنامه از بلوچ میشود از هیچ کس دیگر نشده پس ازبلوچان و  اشکش سپاه  زنگه شاوران است نام بغداد و زنگه و  زنگان ( زنجان )و زنگنه را( کاستن نون از واژگان گویشی پارسی بود که در سنگنبشت داریوش میبینیم )  یاد اورد  - 
بگذریم چه بسیار زیبا و رسا از دربار خسرو میگوید

همه بنده ایم ارچه آزاده ایم  ایران بچم ازادگان است و پیوسته ستای ایران   و نوشته درفششان ، پارسی ازادگان بود و افرینشان ازاد زی و ار زی و هر بزی ( هرزی نمیگفتند تا هرز نشود )  شهر هری نیز از همین نام ار و هر است  و اِران یا ایران بچم ازادگان است 

زرنگان و سیستانیان پیوسته پشتوانه ایران بودند نه تنها در داستانهای پیشدادی که  بروزگار هخامنشی و اشکانی و ساسانی و سپس بروزگار سپسین و ما بسیار بر ایشان ناجوانی کردیم وخداوند سخن در شاهنامه داد انها بداده است امدن رستم و پیشباز کیخسرو از انها از زیباترین ستایش و  ستودنهای شاهنامه است
براستی که کاستی و کوتهی ما بر  بلندای بالای  شاهنامه  بسیار کوته  است 
هر گروهی را  فرستاده ای است  و ما گروه ناسپاس

 و قال الرسول یا رب  ان قومی اتخذو هذا القران مهجورا

 

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۱۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود » بخش ۱:

به گونه ای  خربزه یا طالبی  هم عربها برای همین شمامه میگویند که بوی خوش میدهد و کرمانشاه هم برای اینکه به عراق نزدیک است گرفته اند و میگوید مانند انچه سیب گلاب میگوییم یا انگور یاقوتی میگوییم 

شیرین شیرین شیرین شمامه
 ساعتیک نبینم خوابم ( خواوم - خووم ) حرامه
- در فارس و روستاهای شیراز میگویند
تییلت سیرمه نکش بی سرمه کاله
 هرکسی سیلت کنه هفت سال بلاله
 تییلت سیرمه نکش تیه کال برنو
تا نبوسم لویلت شو نیبرم خو
تییَل چشمها کال سیاه
الان نگید این لریه اری اما کهکیلویه همش چند سالی هست که از فارس جدا شده و در شرق شیراز هم چندان فرقی بین لری و فارسی دری نیست  و در فارس از بزرگترها تقریبا کسی نیست که لری را نداند وانگهی از سردزک شیراز که چسبیده به شاهچراغ است  لری شروع میشود تا نزدیک بغداد گرچه حتی شرق شیراز هم دهی نیست که یک طایفه اش را لر ننامند هرچند بیشتر زبانشان فارسی دری باشد  اما لری فارس با لری عراق  و خرم اباد و بختیاری فرق دارد  در فارس  تنهالری و موسیقی  کهکیلویه و ممسنی  و مناطق خودشان مورد پسند است  حتی قبلا که اوازخوانی بیشتر ویژه کلیمیهای شیراز بود ترانه هایی نیز به لری میخواندند  -

 

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۴۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود » بخش ۱:

گمان نمی کنم این واژه در این سروده کار فردوسی باشد با این همه شمامه بچم مشک و بوییدنی گرانبهاست و نه خربزه و یا میوه  ایین پادشاهان بود که مشک گران  و بویهای خوش بسیار گران در جام زر پر می کردند و به کسان میدادند  -  بسیار دور از خرد است که جایی که  هراس از رفتن سر است  الویی و خربزه ای  یاوه  بسرگزاف دهند میوه را با دوستان میخورند  و انرا میان انجمن به یکتن  نمی بخشند - گرچه  بروزگار برمکیان گاهی خربزه خراسان و خوارزم را به بغداد میبردند  انرا در اوندی سیمین مینهادند و ان اوند را در اوندی چوبین پر از یخ مینهادند و ان چوبینه ها را با گلیمی تر می پوشاندند و از خراسان به بغداد میبردند و هر اوند به هفت هزار می فروختند و برمکیان انرا با دوستان میخورند و یا پنهانی به دوستان می فرستادند  - 

 

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۳۷ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۸۷:

سرو را نیست چنین قامت زیبا که تراست

 

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۲۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - در ستایش نصرة الدین ابوالمظفر اصفهبد لیالواشیر پادشاه مازندران:

کیالواشیر  این سروده ابدار  را  دو هزار دینار زر سرخ فرستاد

 

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۲۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۲:

ان فریدون لم یکن ملکا
 و لا من المسک  کان معجونا
 بالعدل و الجود نال رتبته
فاعدل و احسن تکن فریدونا

 

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱ - آغاز داستان:

نگر بامدادان درست است
 فردوسی پیوسته نگر را به معنی دقت کردن سیر کردن اورده است بلبل بامدادان میخواند و نه سحرگاه کما اینکه سحرگاه از سخن فردوسی نیست

 

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱ - آغاز داستان:

نگر بامدادان که تا بشنوی
 زبلبل سخن گفتن پهلوی

 

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۲۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱ - آغاز داستان:


 همه بوستان زیر برگ گلست
 همه کوه زیر گل و سنبل است
شب تیره بلبل نخسبد همی
 گل از باد و باران نجنبد همی
 بدرد همی باد پیراهنش
درفشان شود آتش اندر تنش
که داند که بلبل چه گوید همی
بزیر گل اندر چه موید همی
نگر بامدادان که تا بشنوی
زبلبل سخن گفتن پهلوی
 همی نالد از مرگ اسفندیار
 ندارد بجز ناله زو یادگار

یاد این سروده سعدی افتادم
دریغا که بی ما بسی روزگار
 بروید گل و بشکفد نوبهار
بسی تیر و دی ماه و اردیبهشت
 بیاید که ما خاک باشیم و خشت

 

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۵۳ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۲۱:

جانم برخی اذرپادگان باد  آذرپادگان باد

 

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۳۶:

اخر له پای خویشتن زد گمانم یعنی به پای خویشتن زد

 

 

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۹ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۱۳ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۱۶ - پادشاهی شیدسب و جنگ کابل:

به از صد  بزرگی کَشان کار خرد 
همچنان مَهان و کَهان و جَهان  درست است به به - بهی و شهی درست است که و کس درست است 

 

ع

 

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۸ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۱۲ - آغاز داستان:

چنینست کردار چرخ از نهاد
 زمانه نه بیداد داند نه داد
زمینست اماجگاه زمان 
نشانه تن ما و چرخش کمان 
 ز زخمش همه خستگانیم زار
نهان خون و خیم است و درد آشکار
شاهکارست 

 

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۸ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۵۰ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۳۰ - جنگ دوم گرشاسب با سالاران بهو:

درخشان ز تن خشت افروخته 
چو اتش که بر هیزم سوخته

 

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۸ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۴۸ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۳۰ - جنگ دوم گرشاسب با سالاران بهو:

جوان سبکسر بود خویش کام 
 سبکسر سبکتر دراید بدام 
جوان را ره و رای گردان بود
جوان را ز ره بردن اسان بود 
شاهکاراست  رهنمونهایش

 

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۸ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۴۱ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۳۰ - جنگ دوم گرشاسب با سالاران بهو:

براستی  جایگاه این سخندان بزرگ را ندانسته ایم هم لغت فرس ان  بسیار گرانسنگ است و هم گرش اسپ نامه اش  
کمند سواران سراویز شد
پرنداوران ابر خونریز شد

 

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۸ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۵۴ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۷:

دست خدای گیر و از این ژرف چه برای
شگفت است این سرود فرزانه خراسان

 

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۷ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۷:

گر توانی که بجویی دلم امروز بجوی
 و رنه بسیار بجویی و نیابی بازم
گر به اتش بریم صد ره و بیرون اری
زر نابم که همان باشم اگر بگدازم
سره نویسان کجایند یاد بگیرند

ایسروده زیر نیز شاهکاراست
همچو چنگم سر تسلیم و ارادت در پیش
تو به هر ضرب که خواهی بزن و بنوازم
-
میزنم و نوازمت گر تو به چنگم افتدی

 

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۷ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۸:

که به افاق سخن می رود از شیرازم
سعدی خنیده ترین مردم جهان روزگار خود بوده است او که ملوانان چینی شعرش را می خواندند

 

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۷ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۴:

این بیت سعدی  نسبت به زمان ما هم فمنیست است در زمان ما هم مردانی هستند که سختشان میاید بگویند اگر فلان نشود زنم  کسر شان خود میدانند حتی اینگونه بگویند زنم - من در بچگی یک جایی گفتم این کار مردانگی نیست  می خواستند بکشند مرا و لت  و پارم کردند حالا به سعدی هزار سال پیش ایراد   گرفته اید - همینقدر که گفته زنم در فرهنگ ما فمنیستی هم بیشتره

 

۱
۳۸
۳۹
۴۰
۴۱
sunny dark_mode