گنجور

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمدرضا شجریان » خراسانیات » ساز و آواز دشتستانی

محمدرضا شجریان » خراسانیات » ساز و آواز دشتستانی اسپاتیفای

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مهاجر در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۷، ساعت ۰۷:۳۹ نوشته:

سلام
بجای کلمه مبو که غلط است کلمه میو درست است .یعنی آیا می آید ؟

 

حمیدرضا در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۷، ساعت ۱۶:۴۷ نوشته:

@مهاجر:
نمی‌تواند همین «مبو» به معنای «مبادا» یا «خدا نکند» درست باشد؟

 

علی در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۱۹ نوشته:

کلمه "مبو" در لری به معنای مباد می باشد، بنابراین شعر به درستی نوشته شده و از نظر مفهومی نیز با شعر سازگاری کامل دارد و بیان "میو" و طرح معنایی از خود برای آن کاملا نادرست است

 

طاهره در ‫۹ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۰۱ نوشته:

همان واژه مبو درست است . زیرا با توجه به واژه روج که به معنی روز می باشد مفهوم کامل می شود.

 

ناشناس در ‫۸ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۱۴ نوشته:

اتفاقاً مبو درست است یعنی نیاید یا مباشد

 

مصطفی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۰۱ نوشته:

"بوو" در لکی معنی "بشود" را می دهد و شاعر "م" را که پیشوند منفی ساز است همراه آن آورده که معنای "مشود" یا همان "نشود" را به ارمغان می آورد

 

سعید در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، چهار شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۳۵ نوشته:

این شعر رو اقای شجریان با نی استاد موسوی تو بزرگداشت خافظ خوندن

 

لولی وش مغموم در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۲۷ نوشته:

خسرو آواز ایران استاد شجریان به همراه سنتور تکرارناپذیر روانشاد مشکاتیان با سوز دل فراوان در دشتستانی اجرا کرده اند.

 

خرم روزگار در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۴۷ نوشته:

لولی وش مغموم
گمنام-1 گرامی که زندگیش دراز باد ، مرا از پریشانی به درآورد و خرمی بخشید.
امید که شما نیز از اندهان به در آیید ، هرگز مباد که لولی وشان مغموم باشند

 

روفیا در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۵۵ نوشته:

چگونه؟!
چگونه چنین کرد؟؟
من در جریان نیستم!

 

خرم روزگار در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۴۸ نوشته:

پریشان روزگار بودم، بی که از روزگار بشکوهم که خود روزگار خویش پریشان کرده بودم.
زلف بر بسته بود ، گیسو به خونم شکسته بود، و من " چشمم به راه تا که خبر می دهد ز دوست " ؛
صاحب خبر خود رخ نمود ، بی خبر شدم ، از خود بدر شدم، بی خوَیشتن
و چون به خویش باز آمدم، روزگارم بسامان شده بود
خرم شده بود.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.