گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

نوبت وصل و لقاست نوبت حشر و بقاست

نوبت لطف و عطاست بحر صفا در صفاست

درج عطا شد پدید غره دریا رسید

صبح سعادت دمید صبح چه نور خداست

صورت و تصویر کیست این شه و این میر کیست

این خرد پیر کیست این همه روپوش‌هاست

چاره روپوش‌ها هست چنین جوش‌ها

چشمه این نوش‌ها در سر و چشم شماست

در سر خود پیچ لیک هست شما را دو سر

این سر خاک از زمین وان سر پاک از سماست

ای بس سرهای پاک ریخته در پای خاک

تا تو بدانی که سر زان سر دیگر به پاست

آن سر اصلی نهان وان سر فرعی عیان

دانک پس این جهان عالم بی‌منتهاست

مشک ببند ای سقا می‌نبرد خنب ما

کوزه ادراک‌ها تنگ از این تنگناست

از سوی تبریز تافت شمس حق و گفتمش

نور تو هم متصل با همه و هم جداست

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

بهزاد » تاب بنفشه » صبح سعادت

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رسول در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۱۰ نوشته:

ممنون میشم کسی در مورد بیت دو توضیح بده، خصوصا مصرع دومش...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

وفایی در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۲۷ نوشته:

سلام آقای رسول . در مورد مصراع دوم بیت دوم حق با شماست : نقصی در آن وجود دارد. در دیوان شمس من( که چاپ پیش از انقلاب است) ، بعد از چه علامت سوال گذاشته. یعنی به این صورت نوشته: " صبح سعادت دمید صبح چه؟ نور خداست " که دیگر معنی آن بدیهی می شود: صبح سعادت دمید. صبح چه است؟ صبح کدام است؟ نور خدا دمیده !

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

همایون در ‫۱ سال قبل، سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۲۱ نوشته:

عرفان نوینی که پس از ملاقات و دوستی و پیوند شمس و جلال دین پدید آمد عرفان وصل و یگانگی انسان است که اختلافات این سری را محو و ناپدید میسازد و گوناگونی و سروری و درخشندگی آن سری را برجسته میسازد، به انسان یک سر جدید عطا میکند تا با آن آفتاب گونه شود و از تاریکی و چشم صورت بین که با خورشید و نور بیرون می بیند و همیشه روپوش ها نصیب او میشود، جدا شود و با چشم آن سر که چشمه جوش و نوش است ببیند و زنده بودن و با دوست بودن و سخن گفتن را تجربه کند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.