گنجور

حاشیه‌گذاری‌های همایون

همایون


همایون در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۷۵:

این ویژگی معشوق که نزد عاشق کاملن فردی و خصوصی انگاشته میشود و واقعا هم اینگونه است خود بزرگی او را میرساند وبی همتایی او را نزد هر انسان جداگانه این ویژگی در میان دین باوران مذهبی پذیرفتنی نیست چراکه همه با خدایی سروکار دارند که شریعت معینی را دیکته میکند

 

همایون در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹۶:

این غزل درشب شعر آواژه در انجمن گلبانگ در جنوب کالیفرنیا که با زمینه آیینه برگزار شد خوانده شد همچنین شعر آیینه سیلویا پلات به ترجمه مهرداد بهار در ادبیات و عرفان دیرینه و کهن ایران که قدمت چند هزار ساله دارد آیینه نمود دیدن است آسمان هم آیینه است دریا و جام شراب و دل و شعرهمگی آیینه اند همانگونه که دوست آیینه است

 

همایون در ‫۶ سال و ۱۲ ماه قبل، جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳۹:

غزل زیبایی ازمقام حیرانی که بالاترازدانایی است امروزانسان شاید قدراین مقام را بهتربداند چون با دانش خود به آن رسیده است

 

همایون در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۸:

فرق عارف حق با بقیه : خاطر عارف یکپارچه و دور از پریشانی است
عارف راه خود را میرود و راه او نیزاورا بخود راهبری میکند
عاف همیشه احساس سیری میکند
عارف کامل به زیارت کعبه نمیرود و خدا را در آسمان نمی جوید
عارف شاد است آزاد است و با شیطان هیچ معامله ای ندارد
عارف زنده است و با جهان یکی است و احساس یگانگی میکند
ازشاد ترین غزل های رجزی سماعی

 

همایون در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۸۳:

جلال دین عزیز تقریبن هر هفته غزلی نو و تازه برای سماع یاران می سرود
بنابر روایت سراسر قونیه پرشده بود از مجالس سماع و موسیقی
ومجالس ویژه بانوان نیز بر پا میشد که جلال دین هم درآن شرکت میجست
که موجب غضب و کینه دین مداران حکومتی شده بود
عرفا ی ما همیشه در سلوک و منش خود تن به ایستادگی های پهلوا نانه برا برسردمداران خودکامه و دین فروش داده اند و تا پای جان پیش رفته اند
این غزل از زیبا ترین های سماعی است با وزن زیبای رجز

 

همایون در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹۵:

جارو، حمام و گلخن، آتش و شمع، شرق و غرب، روزن، دریا و زمان و مکان و شش جهت برخی از واژه‌های زیبای این غزل اند
نام غزل "عکس نگار"
عکس نگار موجب نقش آب و گٔل و پیدایش جان است
این بیانی بیرون از زمان و مکان است که اندیشه ای‌ بزرگ میتواند به آن نزدیک شود
والا در تفسیر زمان و مکانی پروتئین‌ها هستند که این کار را سامان داده اند
جارو همه چیز را می‌‌روبد کاری که عارف باید بکند و اندیشه زمان مکانی را پاک پاک کند
موسی‌ دریا را گشود و به کفّ آن رسید کاری که هرگز از فرعون بر نمی‌‌آید
این دریا منظور دریای حقیقت است و معرفت که بدون عصا و جاروب باید به کفّ آن راه یافت
و جاروب آنرا باید از آتش وجود که همه چیز را می‌سوزاند بدست آورد
با حیرت نه با عقل و وسیله دست. کار سجده و التماس نیست بلکه این سر را باید داد
تا به‌‌‌ آن روزن راه یافت. در این راه زیانی نیست هزاران سر میابی که هر کدام شمعی هستند و راه را روشن میکنند، راهی‌ که پایانی ندارد باغی‌ که خزانی ندارد
این کار سرد مزاجان نیست که همیشه دلشان گرفته است و غمگین و پژمرده اند و پشیمان و
نتوانسته اند از نقش‌های زندگی‌ گوهر عشق را بدست آورند

 

همایون در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۵:

همه شب‌ها همانندند و راه به‌‌‌ گذشته کهن دارند و سخن از ماه میگویند، ماه را میتوان تماشا کرد اما خورشید را نه‌ و روز‌ها متفاوت و رنگارنگ
شب به‌‌‌ خیال راه دارد و خیال به‌‌‌ معنا و معنا به‌‌‌ سخن و سخن به‌‌‌ انسانهای معنوی
در شب به‌‌‌ آسانی میتوان خانه یی کنار کاخ فردوسی داشت و کلبه‌ای در باغ مولانا و هر روز به احوال پرسی‌ حافظ رفت و با خیام به گشت و گذار و تفرج پرداخت
ماه نشانه غیبت شمس است یعنی‌ خورشید در غیب خانه داررد
و نزدیک‌ترین در آسمان است و آسمان پر ستاره که دفتر گذشته است و گذشته غیب است و غیب در عدم است
ماه دروازه عدم است، جلال دین است که از شمس با ما می‌گوید
بعضی‌ از شب‌ها اما بسیار ویژه هستند و قدر آنرا باید دانست
در این شب‌ها نیروی غیب از راه ما به‌‌‌ بیرون سرایت میکند که میتواند کار‌های کارستان صورت دهد
که روز و اهالی روز در برابر آن هیچند

 

همایون در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۶:

به‌‌‌ درون شاعر میتوان با واژه‌های مورد علاقه او پی‌ برد، واژه‌ها راه دنیای بزرگ عدم را میگشایند برای جلال دین شب، ماه، خواب، خیال،غیب، فنا و عدم واژه‌های بسیار عزیز و مقدس هستند که به‌‌‌ سوی یگانگی و عشق و معشوق می‌روند
روز و روزگار و کسب و کار پراکنده و نا بسامان است و ژرفای آن اندک
درون است که گسترده و توانمند میتواند هر صورتی را در بیرون پدیدار سازد، بیرون یا دنیای مکان و زمان استوار بر درون است
آنگونه که سنگ استوار بر درون پر غوغا و هیاهوی اتم هاست
همه شب‌ها همانندند و راه به‌‌‌ گذشته کهن دارند و سخن از ماه میگویند، ماه را میتوان تماشا کرد اما خورشید را نه‌ و روز‌ها متفاوت و رنگارنگ
شب به‌‌‌ خیال راه دارد و خیال به‌‌‌ معنا و معنا به‌‌‌ سخن و سخن به‌‌‌ انسانهای معنوی
در شب به‌‌‌ آسانی میتوان خانه یی کنار کاخ فردوسی داشت و کلبه‌ای در باغ مولانا و هر روز به احوال پرسی‌ حافظ رفت و با خیام به گشت و گذار و تفرج پرداخت
ماه نشانه غیبت شمس است یعنی‌ خورشید در غیب خانه داررد
و نزدیک‌ترین در آسمان است و آسمان پر ستاره که دفتر گذشته است و گذشته غیب است و غیب در عدم است
ماه دروازه عدم است، جلال دین است که از شمس با ما می‌گوید
این غزل کلید غزل دیگری است که مگوید
داد جاروبی بدستم آن نگار گفت کز‌ دریا برنگیزان غبار

 

همایون در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳۹:

همیشه به این غزل رویکرد ونگرش ویژه داشتم
چه کسی ماه را بخواب میبیند ؟
آنهم با دلش و با تمام وجودش که رویش را درخشان کرده است . خوابگزار زمانه را بکمک میخواهد پس واقعه تاریخی است. و بهمین روی تاریخ غزل بدقت آورده میشود که تصادفن با پنجاه سالگی شاعر نیزنزدیک است.
اما واقعه مهم درذیقعده 654 سقوط قلعه الموت با تدبیرخواجه نصیردین طوسی بصورت مسالمت آمیزو سپردن آن به هلاکوی مغول سرکرده اقوام تاتاراست
که درآینده با زیرکی دیگرانی نظیرعطا ملک جوینی و ابوبکر سعد اتابک به سقوط خلافت سنی های عباسی می انجامد
ولی جلال دین دراین غزل سخن خود را میگوید
همه نقش ها با تمام اهمیت شان نباید مانع شوند که ما فراموش کنیم معشوق هیچ نقشی ندارد و ساده و بی صورت است و در زمین خانه ای ندارد
با مثالی درپایان برروش مثنوی این را روشن تر میکند که بسادگی فکرعاشق قلابی رامیتوان بجای معشوق به سوی بوزینه برد
رو به حسام دین میگوید از خبراصلی غافل نشو ولی از بقیه بی خبر شو
با آوردن دو آیه از دو جای قرآن که اخبار مختلفی از روز موعود میدهند, هشدار عجیبی میدهد که باپنبه در گوش نهادن حتی به این خبر ها هم نباید شراب صاف معشوق را آلود
حقیقت بزرگ مولانا همانا دیدن ماه یا پی بردن به آن رازبزرگ هستی است که همه چیزرا درهماهنگی و یگانگی با خود نگاه داشته است که گوئی جزاو هیچ چیزنیست

 

همایون در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱۹:

تاکنون مطلبی پایین این غزل نیامده - غزل کلیدی و زیبا
جلال دین همه باورو آموزش خود را به زیبایی وسادگی بیان میکند
اگر سلامت و خرمی و امنیت و جاودانی را میخواهی باید عاشق شوی
عشق بیماری ای ویژه انسان است
با این بیماری همه دیگر بیماری ها بهبود می یابد
این بیماری از راه حس می آید و باید به عقل سرایت کند
گوش باید کار چشم را بکند
یک تبدیلی لازم است چون عقل در گلستان سرگرم است
و با چشم میشنود که به تکثر نظر دارد
گوش است که با نور یگانگی کار میکند
سر من ازناله من دورنیست
لیک چشم گوش را آن نورنیست

 

۱
۳۱
۳۲
۳۳