گنجور

حاشیه‌ها

saeed در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۷:

گم شدم و گم شدم و گم شدم
خود چه شناسم که چه سان گم شدم

saeed در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۷:

اقا مهدی بار گران همون حرف حافظ هس
تآسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه کار به نام من دیوانه زدند
حالا اینجا میگه بار امانت که به ما دادن چه سخت چه وحشت زا من مثل پرنده ای که مجذوب افتاب و روشنایی شده حقیقت یاب شده ذهن من تفکر کردم و فهمیدم من خیلی راحت با اون سنگینی و سختی کنار اومدم چون غرق شدم

saeed در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۵ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » قطعات » قطعهٔ شمارهٔ ۸۳:

گر یکی از عشق برآرد خروش
بر سر آتش نه غریب است جوش
پیرهنی گر بدرد ز اشتیاق
دامن عفوش به گنه بربپوش
بوی گل آورد نسیم صبا
بلبل بیدل ننشیند خموش
مطرب اگر پرده از این ره زند
بازنیایند حریفان به هوش
ساقی اگر باده از این خم دهد
خرقه صوفی ببرد می فروش
زهر بیاور که ز اجزای من
بانگ برآید به ارادت که نوش
از تو نپرسند درازای شب
آن کس داند که نخفته‌ست دوش
حیف بود مردن بی عاشقی
تا نفسی داری و نفسی بکوش
سر که نه در راه عزیزان رود
بار گران است کشیدن به دوش
سعدی اگر خاک شود همچنان
ناله زاریدنش آید به گوش
هر که دلی دارد از انفاس او
می‌شنود تا به قیامت خروش

saeed در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۵ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » قطعات » قطعهٔ شمارهٔ ۸۳:

این ابیات از سعدی هست

ربیعی در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۲۴ دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » ساقی‌نامه:

لطفا بفرمایید دردی کش لجه کبریا منظر پیامبر است یا امام علی و آیه انما کجاست

۷ در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷:

آن کس که دلی دارد آراسته معنی: آن کسی که دلش به معنی آراسته و پاک است(دلداده راستین/کسی که به معنی واقعی عاشق است)

مجید میزازاده در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۳۸ - قاهره:

ناصر خسرو چون مسیر 20 روزه استانبول یا قسطنطنیه را طولانی می بیند. و قبلا هم گفته بود مایل به سفر با کشتی نیست چه برسد طولانی لذا از تنیس یا قبرس کنونی با کشتی بطرف مصر حرکت می کنند و وارد بند کوچکی بنام صالحیه می شوند که احتمالا به شهر کنونی پورت سعید مصر وصل شده باشد. و از پرت سعید تا قاهره دویست کیلومتر است.

مجید میزازاده در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۱ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۳۷ - رمله، عسقلان، طینه، تنیس:

ناصرخسرو از بیت المقدس به رمله رسیده و از آنجا به شهر عسقلان یا همان اشکلون کنونی در فلسطین اشغای می رسد پس از گشت و گزار در شهر از مسیر بیابان به بندر طینه یا احتمالا همان بندر کنونی مارینا می رسد. و با کشتی 20 روز طول می کشیده تا خود را به استانبول(قسطنطنیه) برساند لذا ترجیح می دهد با کشتی بطرف تنیس برود که احتمالا قبرس باید باشد که هزار سال پیش تحت حاکمیت مسلمانان مصر بوده است.

۲۱۴ در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۴ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

یا من دوا کن یا رها
این چه حزنیست
این چه جوریست
غمت بشکسته هر دوا را

۲۱۴ در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۱ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

این همه "را" که میگفتی
هیچ به راهی میگفتی
من که دایم سر زلف تو
به دنبال مهر بودم
یک "را" خدا را دعا میگفتی

محمدامین در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶۶:

سلام و درود
چه قدر واژه «لغزش» در اشعار بیدل وجود دارد.
شاعر آیینه‌ها و شاعر لغزش‌ها ...

نادر.. در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲۰:

درود بر تبکم گرانقدر..

نادر.. در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۰۴:

چند پس پرده و از در برون؟
بردر این پرده! اگر بر دری..

۷ در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷:

کسی که دل به معنا داده باشد با وجود هر دو جهان دل در پای آن یک میریزد.
به خاطر او دست از دو جهان میکشد.

شکر در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۱:

در پاسخ سنور گرام
و اخترام به نوشتار پر بهای رضا
ره آسمان درون است
روش عرفان عملی مولاناست که برای رسیدن به آسمان ( رمز رسیدن به کمال ) توجه به درون یا رفتن به درون و خاموشی ذهن و گذر از حواس بیرونی است .
در عرفان عملی با مدد از عشق سفر به درون برای قرب اتفاق می افتد و چنین سفر آسمانی به پر عشق نیاز دارد
برای چنین سفری هیچ نردبانی به قدرت عشق برای وصال یار نیست .
تو مبین جهان ز بیرون ..
بنابرین درین سفر از حواس میگذریم ( رمز بستن چشم ها )زیرا درک ما از جهان ظاهری و متوسل به حواس پنجگانه و ذهن است . و اینان حجاب های درون اند
برای صعود به آسمان کمال چشم و گوش و زبان و.....نردبان نمیتوانند باشند .
باغ ها و میوه ها اند دلست
عکس لطف آن برین آب و گل است

Saeedeh در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۸:

آن نور مبین که در جبین «ماه» است
وان «ضوء» یقین که در دل آگاه است

یوسف در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۶ - رفتن خواجه و قومش به سوی ده:

سلام بیسواد جان، حق باش شماست به نظر من هم بستان درست است . معنی بستان مشخص است که یعنی بگیر یا به دست بیاور که معنای این مصرع میشه " آب را از آسمان بخواه و به دست بیاور"ممنون

خالدی در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۸:

ابیاتی از این غزل بزرگ مولانا را "پیام عزیزی" نیز در آلبوم با قدسیان و در وزن الله مدد الله مدد، یا رسول الله نظر خوانده است.

همایون در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۹۰:

غزل راز بزرگ
نو شدن و افزایش و از جنس جان شدن به یک نوع مستی نیازمند است که از جنس صداقت است و سادگی
حتی سخن دیگران را گفتن نیز از صداقت به دور است و کاسه لیسی‌ است
زنبور شهد و شیرینی‌ جان همواره از گل‌های تازه می‌‌تواند کندو را پر از عسل کند
امروزه علم پی‌ برده است که ذرات و عناصر روی زمین محصول همه رویداد‌های کیهانی از ابتدا تا کنون است، و جسم ما نیز محصول نهایی آن و همه چیز در هستی‌ است، و این یگانگی و یک پارچگی در هستی‌ است که کار می‌‌کند و ارتباط با آن یگانگی مانند کار کردن با آتش است که با همه چیز می‌‌آمیزد و همه را از جنس خود می‌‌سازد، امیختن با جلال دین امیختن با شمس است و این آمیزش از توانائی سرشاری برخوردار است و این عشق جلال دینی است که دست آورد‌های روز افزونی در پی‌ خواهد داشت و هر روز شمس را زنده تر از دیروز به میدان می‌‌آورد به کوری چشم همه دشمنان او

همایون در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۸۹:

صلاح دین نقش مهمی در ادامه کار شمس و جلال دین داشته است و از جان و دل همراه او بوده تا او بتواند آن توانائی و آرامش لازم را کسب کند و از حادثه سهمگین عشق یعنی‌ سر به نیستی‌ شمس گذر کند تا به جزیره مثنوی معنوی (ماهنامه) برسد و دنباله راه را با حسام دین برای تنظیم و ارائه فرهنگ جلالی به بشر پیش رود
در این فرهنگ یک شاه داریم که هم می‌‌تواند شمس باشد هم جلال دین و هم صلاح دین و یا حسام دین و یا هر انسانی‌ که به این آیین پای بندی دارد، در حقیقت یک معنی‌ است چون نقل که سازنده آن دل است و یک جامی‌ که ساقی آن هستی‌ است و یک نقش است که کامل‌ترین است و کمال است و نام آن عشق و ما همه در پی‌ آن روانیم و از او هستیم و در شکوه و نور آن غرقیم
آن‌ها که از این دست نیستند دغل کارانی ا‌ند که حسابی‌ جدا برای خود باز کرده ا‌ند و دکان ویژه‌ای براه انداخته ا‌ند و وای بر آنان که چشم و گوش بسته فریب یاوه گویان و پوچان را بخورند و بخوهند در حبابی فرشی برای خود پهن کنند و یا به مقامی کوچک و حقیر بسنده کنند
حال آنکه این پادشه ما که در خانه دل جای اوست با آنکه از همه بر تر است، هر که به او پیوست به اندازه او بزرگ میشود و حتی در جایی‌ بزرگتر و برتر نیز می‌‌تواند قرار بگیرد، زیرا حدی و پایانی در کار شاه ما نیست و کیست که این را باور کند که در پادشاهی دل، جزوی می‌‌تواند از شاه که کُل است هم بالاتر رود؟ ولی ما به همان باده یار بسنده می‌‌کنیم که به ما برسد و ما را با این مستی همراه کند که هم نشینی با شاه به آدم دست می‌‌دهد

۱
۳۰۹۵
۳۰۹۶
۳۰۹۷
۳۰۹۸
۳۰۹۹
۵۷۳۶