۷ در ۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۳:
چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد
چه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستی
زمانی که سررشته کار به بخت و اقبال گره خورد نه به توش و توان چه کنند دلدادگان(بخت برگشته) اگر زبونی نکنند و چشم گویی (به دگران نیز)
کار دلداده بخت برگشتته بیچاره به زبونی و فرمانبری میکشد.
مثلا باید دل شوهر عمه و داماد سرخانه و مستخدم را بدست آورد شاید شد آن که نمیشود.
نادر.. در ۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱۲:
شرابی ده
که اندر جا نگنجم...
علی مقدم در ۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۰۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۸:
این رباعی توسط همایون جان شجریان،در اپرای عروسکی مولانا ، بته کارگردانی بهروز غریب پور خوانده شده.
مهدی قناعت پیشه در ۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۰۵ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
شاهد از غیب در گفته دوم یا بعدی
آنکه مکنت بیش از آن خواهد که قسمت کردهاند
گو طمع کم کن که زحمت بیش باشد بیش را
مهدی قناعت پیشه در ۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۰۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
ما جرم و خطائی نداریم چون همه چیز بخواست اوست و ما چون نیکوکاری هستیم که تا نیکی کردیم در لحظه نتیجه اشرا طلب میکنیم و صبر نداریم! و گر صبر کنی حکمت او شیرینتر از نعمتش است!
علی شعبانی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۸:
طوس؟؟؟ یا توس
مهردادمدیری در ۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۳۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۶۰:
سلام
در همین سایت گنجور این رباعی با نام بابا افضل کاشانی ذکر شده، و در آلبوم آقای افتخاری با نام بابا طاهر.درواقع اسم آلبومش هست بابا طاهر.
حالا این شعر ا کیه؟
همایون در ۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰۴:
دنیا و آنچه در آن است را در خدمت شمس میداند و وجود او را موجب شادی و نشاط این جهان و آن جهان، که به هستی جلال دین معنی بخشید و او به هستی جهانیان
نکتهای جالب و تلویحی در بیت صوفیان و عارفان است که صوفیان از صمیم قلب به او سجده میکنند و عارفان آن چه او ندارد برای او میآورند
مهارت شمس نیز در همین بود که سخن نو را تشخیص میداد و نو شناس بود همان گونه که زرگر زر ناب را میشناسد
تصوف مقولهای تاریخی است که پس از اسلام آغاز میشود یعنی دورهای پس از پیامبر و صحابه و تابعین و زهاد است که مورد استقبال مسلمین قرار میگیرد و مانند تابعین و زهاد دچار فساد و آلودگی و ریا و کم کم بی رنگ میشود آنان بر عکس زهاد که اهل ظاهر و عبادت بسیار بودند، پرستش خدا و رسول را قلبا بجا میآوردند ولی در صف آنان نیز ریاکاران جای گرفتند و آن را بی اعتبار ساختند
عرفان اما مقولهای فرهنگی است که همواره با انسان همراه بوده است و هیچ ارتباطی با دین خاصی ندارد بلکه ادیان از آن تغذیه میکنند و از تنه آن چون شاخههایی سر بر آورده اند
تلاشی است برای پی بردن به معنای هستی و زندگی و عصاره وجود و باز گشائی راز و رمزهای حیات
سردار دکامی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۹ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۹۹ - مطلع دوم:
وز سر موی سر آغوش به زر بگشایید.
ای تذ روان من آن طوق ز غبغب ببرید.
زیور فخر و فراز مصر و مضر بگشایید.
این سه مصراع باید چنین نوشته شوند:
وز سر موی سرآغوش بزر بگشایید.
ای تذروان من آن طوق ز غبغب ببرید.
زیور فخر و فر از مصر و مضر بگشایید.
سردار دکامی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۹۸ - خاقانی این قصیده را در مرثیهٔ فرزند خویش امیر رشید الدین سروده و آن را ترنم المصائب گویند.:
پای ناخوانده رسید و نفر مویه گران
وار شیداه کنان راه نفر بگشایید,
مصراع دوم این بیت باید چنین نوشته شود:
وا رشیداه کنان ... . رشید فرزند شاعر منظور است.
نادر.. در ۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۳۴:
فکرت برون کن
حیرت فزون کن..
همایون در ۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۴۸:
این غزل سراپا برای شمس سروده شده است و در خلال آن نکات شگرفی از اعتقادات جلال دین نیز بیان شده است که یکسره حساب خود را از مذهبی جماعت جدا ساخته و خود را مرید شمس میداند و نماز آنانکه به شمس نگاه نمی کنند را نیز باطل میداند و روح القدس یا هر آنکه از طرف خدا میآید را پابوس شمس نیز به حساب نمی آورد و ناموس بهشت را که حوریان باکره آن است به پای لطافت شمس زأئل و بر باد رفته میپندارد و هر که را که مرید او نیست بنده نفس به حساب میآورد که چشم به آن حوریان دوخته است
دو بار او را خداوند همه خدایان مینامد که رشک و حسد آنان موجب پوشیده ماندن او از دیگران است همان طور که میدانیم شمس در سراسر زندگی خود انسانی عادی و گمنام بوده است ولی از نظر جلال دین آتش زندگی و آب زندگی است که کس دیگری جای او را نمی تواند بگیرد و خداوندی و سالاری دو جهان برای او از کدخدایی یک ده نیز پایین تر است
اما این شمس کیست و چه دارد که خورشید در خورشید نور است، نه یک خورشید که کهکشانی از خورشید هاست و هر غنیمتی از خوبی که رو مینماید عقلها را از کار میاندازد و آب حیات زاییده آتش زندگی اوست که گلستانها و گلها از آن میروید؟ پاسخ شاید در این بیت نهفته است که
از آن گلها که هر دم تازهتر شد - نه زان گلها که پژمردست پیرار
شمس، جلال دین را از هر چه باور قدیمی و کهنه بود برید و جدا ساخت، این کار کوچکی نیست و از هر کسی ساخته نیست، خداوندی شمس اینگونه برای جلال دین معنی بخش است که از او میخواهد که حرفی از خودت بگو بجای نقل از گفتههای پیشینیان
اگر بخوهیم ارزش این کار را بسنجیم بد نیست به نمونه تاریخی آن در اروپا نگاهی بیندازیم
دکارت شبیه این کار را میکند و به همه باورهای پیشینیان شک میکند او که هم عصر گالیله بود سهم مهمی در پیدایش عصر روشنگری و انقلاب عظیم فرانسه داشت که نتیجه آن گسست از اسطوره دینی و پیدایش مدرنیسم و سکولاریسم است، خواجه نصیر و ملاّ قطب که معاصر جلال دین بودند و در مکتب مراغه به همان کاری مشغول بودند که پیشینیان گالیله مانند کوپرنیک و کپلر بعدا بدان پرداختند و از دستاوردهای آنان نیز بهره بردند، نمونههای علمی این نوع تحولات عظیم اندیشه انسانی اند که در ایران با هجوم مغول متوقف میگردد
محمد ضیااحمدی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۶:
بنده عربی فصیح نمیدانم ولی میگویند عربی سرودن سعدی تعریفی ندارد . چه خوب بود به فارسی اقنا میفرمود
مهدی قناعت پیشه در ۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:
با پوزش از غ نادیده
از هر ساقی و درهر ساغری هر می یی طلب کنی مراد خواهی یافت چون عاشقی و هر عشقی عشق خداست چرا که او نیازمند نیست ،ولی ما هستیم.او عاشق ماست و ما...
مهدی قناعت پیشه در ۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:
ساقیا برخیزو پرکن هرجامی را
وی هرساغی قادر به ازبین بردن غم ایام است دقیقا وقطعا معنی عشق بدون حد و مرز هست و سعدی یا حافظ و یا هرعارفی چنین گفت یعنی عشق یا خدا را دارد! ندارد؟
جودی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۳۷ - رفتن ذوالقرنین به کوه قاف و درخواست کردن کی ای کوه قاف از عظمت صفت حق ما را بگو و گفتن کوه قاف کی صفت عظمت او در گفت نیاید کی پیش آنها ادراکها فدا شود و لابه کردن ذوالقرنین کی از صنایعش کی در خاطر داری و بر تو گفتن آن آسانتر بود بگوی:
اگر بحث بر این است که ذوالقرنین کیست که با مستندات تاریخ ثابت شده است که اسکندر مقدونی می باشد.
در هر صورت
ما با خواندن آیات قرآن و مثنوی و ... باید عزم بر سوزاندن ریشه منیت و کبر کنیم.پس این شعرها و آیه ها کی در ما اثر خواهد داشت؟؟
بهار در ۷ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۳:
معنی این بیت چیه:
چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد
چه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستی
سید بهنام خیرالامور در ۷ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹:
چه روزها بشب آورد جان و منتظر است
ببوی آنکه شبی با تو روز گرداند
سید بهنام خیرالامور در ۷ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹:
کسی که روی تو دیده است حال من نداند
که هر که دل بتو پرداخت صبر نتواند
صحیح است .
از کتاب خطی قدیمی مقایسه کردم
رضا ساقی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۸: