گنجور

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گلهای رنگارنگ » شمارهٔ ۳۱۱ » (شور) (۱۳:۵۸ - ۱۵:۴۲) نوازندگان: عبدالوهاب شهیدی (‎بربط عود) خواننده ترانه: عبدالوهاب شهیدی سراینده شعر آواز: باباطاهر

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » سوگ – اجرای خصوصی شجریان، دادبه و موسوی

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » دل سرگشته – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و عثمان محمدپرست

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

۲۰۱۳ در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۳۱ نوشته:

بابا طاهر در این دو بیتی با غم چه عشق بازی که نکرده است؟
مریزا غم مرحبا غم مرحبا

 

ناشناس در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۴ نوشته:

عشقم اون کتابی که بهت دادم ازاون قایم کن!باباطاهرمن

 

حمید در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۷ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۲۳ نوشته:

ممکنه لطفا معنای واژه "مهله" رو ذکر کنید؟

 

س ، م در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۷ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۲۹ نوشته:

گویا به مرنای مهلت باشد ، حمید خان
غم تو مهلتی ست که من تنها باشم

 

س ، م در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۷ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۳۲ نوشته:

تصحیح
نه مانای مهلت باشد ، مهلة

 

کیوان در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۷ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۰۰ نوشته:

مهله در زبان لری به معنای نمیگذارد میباشد

 

روفیا در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۷ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۳۹ نوشته:

بلی کیوان گرامی
معنای مهله را به درستی بیان کردید،
هرچند مولانا که لر نبود نیز از این واژه استفاده کرده بود :
صلح کن با این پدر عاقی بهل
تا که فرش زر نماید آب و گل
یعنی عاق شدن را بگذار و به عبارت خودمانی بیخیال عاق شدن شو!

 

گمنام در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۸ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۶:۳۰ نوشته:

روفیای گرامی،
مصدر هشتن ( هلیدن) را هنوز کرمانیان صرف میکنند
همانند بسیاری فعل های کهن دیگر مانند تمباندن ، خراب کردن ، و تمبیدن خراب شدن و واژه ای زیبا و باب دل
شما و دکتر کیخا "" تو تمب ، تو تم ""از درون تمبیدن ،خراب شدن برای "افسردگی های درون زا" . واین نه تنها در درون آدمیان که درون کاریزهای کهن نیز رخ میدهد،
تو تم میکنند واز آب دادن باز می مانند. باری؛
بهل ! بگذار ( بل )، نملم ( نمی هلم ، نمی گذارم)
و کرمانیان البته لر نیستند
و به گمانم شیخ هم در بیتی منسوب به او:
چو ....اندر شکم پیچد فرو هل !!
که باد اندر شکم باری است بر دل .
ببخشایید نقل کفر هم کفر نیست.

 

روفیا در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۹ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۳۷ نوشته:

بسیار خوب!
"توتمب" را خوب آمدید!
چیزی مانند فروپاشی است، نوعی پاشیدن است که با پخش و پلا شدن همراه است و نوعی پاشیدن به درون صورت میگیرد در مورد سازه های استوانه ای مانند کاریز و دیگر سازه های میان تهی!
و این همان فروپاشی است!
راستی مستندی به یاد ماندنی درباره کاریزهای ایران در برنامه آپارات دیدم و چیزی شبیه به توتمبیدن کاریز را به یاد می آورم.
این "بل" که فرمودید در مازندرانی نیز به کار می رود و گاه به معنای let me است "بل بورم" یعنی let me go،
بگذار تا بروم!
ولی "بل اونجه" یعنی put there،
بگذار آنجا!
درست مانند "گذاشتن" پارسی که هر دو معنای put و let را می تواند داشته باشد.

 

گمنام در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۹ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۵۱ نوشته:

بسیار خوب!
هشتن را کرمانیان نیز به هر دو مانا به کار می برند
یادش گرامی که می خواند:
" فاتلو بل بمیرم
به غم تو اسیرم و...... "
ودریغا مرد بی اجازه فاتلو ( فاطمه)
کشتندش ، دژخیمان ، جوان بود ، بی گناه و فاتلو داغدار ، سیه پوش.

 

نادر.. در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۵۳ نوشته:

مرحبا غم..
بغل گیرم به شبها زانوی غم
فشارد گردنم را بازوی غم
به صحرای دل ناشادم ای دوست
سراسر موج خون از جادوی غم!
***
دریغ از وصل مو آزرم داری
ز صحبت با محِبت شرم داری
بنالم تا سحر باشد که بینم
نگاهی از محَبت گرم داری
***
اگر دردیست بی درمان، غم یار
رهِ وصلیست بی هجران، غم یار
خوشا بلبل به خون از خنجر خار
کلید گنج بی پایان، غم یار..

 

معین گلابی در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، چهار شنبه ۵ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۴۳ نوشته:

درود . " هَشْتَنْ " در قمشه (شهرضا) ی اصفهان هم هنوز کاربرد دارد .
کتابا هشتم تو طاخچه=کتاب را گذاشتم تو طاقچه
فلونی هشت بِچِش بِرِد جنگ=فلانی گذاشت بچه اش به جنگ بره
و در مثنویِ محلیِ دیگر از "پریش قمشه ای" که با ردیف "چه هشته بود؟ " می باشد :
تو کا تمباکو نداشتی ، آتیشود چه "هشته" بود؟!
سگه تو حالی خودوش بود ، کیش کیشود چه "هشته" بود؟!

 

سید محمد مهدی شریفی حسینی در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۲۵ نوشته:

مصباح الشریعة ـ فیما نسبه الی الإمام الصادق علیه السلام ـ : الحُزنُ مِن شِعارِ العارِفینَ ، لکَثْرَةِ وارِداتِ الغَیبِ علی سَرائرهِم ، و طُولِ مُباهاتِهِم تَحتَ سِتْرِ الکِبْریاءِ ··· و لَو حُجِبَ الحُزنُ عن قُلوبِ العارِفینَ ساعةً لاسْتَغاثُوا ، و لَو وُضِعَ فی قُلوبِ غَیرِهِم لاسْتَنْکَروهُ .حدیث
مصباح الشریعة ـ در آنچه به امام صادق علیه السلام نسبت داده است ـ : حزن [همچون جامه زیرین ]همواره با عارفان است؛ به سبب کثرت واردات غیبی بر دلهایشان، و افتخار بسیارشان بر زیر پوشش کبریا بودن ··· اگر اندوه، لحظه ای از دلهای عارفان کنار رود، دست به استغاثه بر می دارند و اگر در دلهای دیگران نهاده شود، آن را خوش ندارند .

 

شروین در ‫۲ سال قبل، یک شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۳ نوشته:

غمم غم مونسم غم حاصلم غم
شب و روزم غم و آه دلم غم
مگر اندوده اند از غم گِل من
که تا آخر غم و از اولم غم
زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

 

حمید در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۱ نوشته:

با سلام و احترام
استاد دادبه در آلبوم سوگ شعر رو اینگونه خوندن :
غمم غم بی و همراز غمم غم
بغیر از غم ندارم یار و همدم
غمم نهله که مو تنها نشینم
مریزاد بارکلا مرحبا غم

 

عبدی در ‫۸ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۵ نوشته:

مهله نیست نهله است یعنی نگذارد بعد هم لری نیست لکی است .

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.