s.Ali در ۶ سال قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۵۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدیدکنندگان را:
ظاهراً بیشترین بحث در مورد ننگ زنانه. و بحث بر سر تحقیر زن در اشعار. که متاسفانه بسیاری از دوستان در اشتباهند. ننگ در ننگ زنان کسره داره. اما نکته اصلی اینجاست که در ادبیات عرفانی و در عرفان و تصوف، زن یعنی هم زن و هم مرد و هر کسی به جز انسان کامل. در اصل تمام مردان و زنان زن هستند و ربطی به مذکر یا مونث بودن نداره. به بیان ساده تر زن به کسی گفته میشه که مردانگی نداره چه مونث باشه چه مذکر
وحید در ۶ سال قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
سلام دوستان من به اشعار مولانا بسیار علاقه دارم اما گاهی اوقات متوجه معانی و اشارات و داستان های اشعار نمیشم
کتابی سایتی یا دوره ای اگر میشناسید معرفی کنید تا با اشعار مولانای جان بیشتر آشنا بشیم
معین در ۶ سال قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۷:
اقا یا خانوم شاهو!ماباید حرف شمارو باور کنیم یاانبوه نسخ گوناگون دیوان شمس که بلاجویان دشت کربلایی اورده؟؟!!!
توانا در ۶ سال قبل، شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۰۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۳ - عذر انگیزی در نظم کتاب:
این ابیات به بهترین وجه سیر زندگی انسان و به زیستی او را به تصویر کشیده است.
علی در ۶ سال قبل، شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱:
آنکس که نداند و نداند که نداند
مسلم در ۶ سال قبل، شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۵۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷ - این قصیدهٔ را منطق الطیر گویند مطلع اول در وصف صبح و مدح کعبه و مطلع ثانی در وصف بهار و مدح پیامبر بزرگوار:
سلام اگر کسی توانست این قصیده را برایم بخواند ،ممنون میشوم
آزاد در ۶ سال قبل، شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۶ دربارهٔ عبید زاکانی » عشاقنامه » بخش ۳ - غزل:
دوست ارجمند "حسین" صحصیح می فرمایند : در حقیقت واژه «بنامیزد» به معنای چشم بد از او دور باد، در گذشته و در میان آثار شاعران پارسی گوی بارها استفاده شده است مانند:
مزین کرده مجلس مان نگاری
بنامیزد زهی شیرین و زیبا
"انوری"
و یا :
بنامیزد بنامیزد نگه کن تا توان بودن
غلام آنچنان روئی که گل رنگ آرد از رویش .
"نظامی" .
علیرضا ساعتچی در ۶ سال قبل، شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۹:
با تشکر از همه دوستان بجای تکیه بر ظاهر کلمات تجربه عارفانه موجود را در نظر میگیرم که البته هر دو کار برای این راه لازم است تا نسخ حفظ شوند و معانی انتقال یابند.
بنظرم آن چیز دگر مطابق تجربه قبلی زاهدانه مولانا همان عذاب و سخط الهی است که در دل زهاد هست و این دیوانگی حاصل زهد بدون عشق و من ذهنی بوده است که با آمدن عشق الهی بی یکباره آرامش حاصل شده و به معنی میرسد. همانند شبان در قصه موسی و شبان. دقیقا خانه پر نقش و خیال باز اشارت به دهن پر از دانش و زاهدانه دارد که از عشق تهی است و باید از آن من دهنی بیرون آمد تا عشق را درک کرد
میثم رضوانی در ۶ سال قبل، شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:
استاد عزیز و کرانمایه جناب افتخاری این غزل را به زیبایی تمام در موسیقی متن سریال امیرکبیر اجرا کردند. نفسشون گرم. پیشنهاد میکنم بشنوید.
ایرانی در ۶ سال قبل، شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۰:
مقدور من سریست که در پایت افکنم
گر زآن که التفات بدین مختصر کنی
عمریست تا به یاد تو شب روز میکنم
تو خفتهای که گوش به آه سحر کنی.
ایرانی در ۶ سال قبل، شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۷ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۷:
شاه بیت این غزل زیبا :
تا کی در انتظار قیامت توان نشست
برخیز تا هزار قیامت به پا کنی.
غزل وحیدی در ۶ سال قبل، شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۰ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵ - در ستایش علاء الدین عطاملک جوینی صاحب دیوان:
برق یمان نباید باشه؟
کامبیز در ۶ سال قبل، شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹۵:
بسکلد همان بگسلد هست در اینجا
کامبیز در ۶ سال قبل، شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹۵:
بکسل کردن در متن قبلی منظور هست به جایش یکسان کردن تایپ شده
کامبیز در ۶ سال قبل، شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹۵:
با عرض معذرت هیچ ارتباطی به یکسان کردن و کشیدن نداره،سخنان جناب مولانا همیشه از رهایی هست نه از هندل کردن و کشیدن و اینجا هم دقیقا همین معنا رو داره که صد نگر از انسان جدا و گسسته میشه به واسطه دیوانگی و حیرت.زیرکی ظن است و حیرانی نظر/زیرکی بگذار و حیرانی بخر
کامبیز در ۶ سال قبل، شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹۵:
بسکلد صد لنگر از دیوانگی،یعنی نفسانیات مثل لنگر کشتی تو رو در جا میخکوب کردند و دیوانگی باعث گسستن صد لنگر از آدمی میشود و آزاد و رها میشود به واسطه دیوانگی
مهدی در ۶ سال قبل، شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۵:
خانه خویش آمدی خوش اندرآ شاد آمدی... بعد از خانه باید ی بگیره برای حفظ وزن شعر؟ یعنی میشه خانهی خویش آمدی؟
ایرانی در ۶ سال قبل، شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۶ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۰:
زنده یاد محمودی خوانساری نیز چند بیتی از این غزل زیبای فروغی بسطامی را در برنامه گلها در نهایت زیبایی خوانده اند.
منصف در ۶ سال قبل، شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲۳ - حقیر و بیخصم دیدن دیدههای حس صالح و ناقهٔ صالح علیهالسلام را چون خواهد کی حق لشکری را هلاک کند در نظر ایشان حقیر نماید خصمان را و اندک اگرچه غالب باشد آن خصم و یقللکم فی اعینهم لیقضی الله امرا کان مفعولا:
پیوند به وبگاه بیرونی/
دوستان عزیز برای تفسیر ابیات به این سایت مراجعه کنید
بی نام در ۶ سال قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۴۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۲ - سؤال کردن رسول روم از عمر رضیالله عنه از سبب ابتلای ارواح با این آب و گل جسم: