گنجور

حاشیه‌ها

احمد محمود امپراطور امپراطور در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۲۳:

صدف‌وار تا یک گهر اشک داری
ازین آسیاها مجو آب و دانه
حضرت بیدل

فرشاد در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۸:

صدبار اگر توبه شکستی،بازآی.

نجوا در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۰:

فقط کافیه آواز زیبای استاد ایرج از این غزل رو در گلهای رنگارنگ 416 یک بار گوش بدید، بی نظیره

محمد آریایی فر در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱۲:

با صدای همایون، این شعر غوغا به پا میکنه!

محمد در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱۴:

خونبها میدهدم

محسن در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۴:

این غزل یا از سعدی نیست یا در سنین خیلی پایین گفته شده. بسیار ابتدایی است.

محسن در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۹:

تو در میان گل ها چون گل میان خاری
به به!!!

دکتر صحافیان در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۴ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش هشتم » (۱۲) حکایت شبلی رحمة الله علیه:

دریافت هایی از مثنوی الهی نامه فریدالدبن عطار نیشابوری 29
حکایات ابلیس3( مقاله 8، ص 137)
حکایت شبلی
زمانی که شور عرفانی بر شبلی غلبه کرد او را در بند کردند، گروهی به دیدنش آمدند پرسید چه قومید؟:
همه گفتند خیل دوستانیم
که ره جز دوستی تو ندانیم
چو بشنید این سخن شبلی ز یاران
بر ایشان کرد حالی سنگ باران
همه از او گریختند و شبلی زبان گشود که ای گمراهان دروغگو، چگونه از زخم دوست که عین مرهم است، فرار می کنید؟!
چو زخم دوست دید ابلیس نگریخت
ولی از زخم او صد مرهم آمیخت
به جان بپذیر هر زخمی که او زد
که گر او زخم بر جان زد نکو زد
اگر یک ذره عشق آمد پدیدار
به صد جان زخم را گردی خریدار
تو پنداری که زخمش رایگانست
هزاران ساله طاعت نرخ آن است
عزیزا قصه ابلیس بشنو
زمانی ترک کن تلبیس بشنو
اگر این مردی تو را بودی زمانی
ز تو زنده شدی هر دم جهانی
اگر چه رانده و ملعون راهست
همیشه در حضور پادشاهست
چه لعنت می کنی او را شب و روز
ازو باری مسلمانی درآموز
نکات:
-افزون بر تسلیم، عشق ابلیس سبب پذیرش زخم لعنت الهی شده
- این تسلیم همیشه در حضور حق بودن است و می توان با آن جهانی را زنده کرد‌.
(الهی نامه، عطار نیشابوری، فریدالدین تصحیح هلموت ریتر، توس، 1359)

دکتر صحافیان در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱:

بامداد بلبل به گل نوشکفته گفت: ناز و غرور کم کن که در این باغ گلهای زیادی چون تو شکوفا شده اند.
گل بخندید، که از راست نرنجیم، ولی
هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت
حقیقت پذیرفتنی است( خنده گل: پذیرفتن با رضایت و یا تمسخر عاشق ناپخته) اما عاشق، سخن ناخوشایند به معشوق نمیگوید.
3- اگر از جام جواهر نشان عشق می خواهی بنوشی، باید مالامال درد شوی و حتی اشک خونین بریزی- مروارید و یاقوت با مژه هایت به رشته بکشی-(خانلری: در و یاقوت)
4- آنکه با مژه ها خاک میخانه عشق را پاک نکند، هیچ گاه بویی از عشق نمی برد.
5-دیشب در باغ ارم شیراز که لطافت هوا، زلف سنیل را با نسیم سحری پریشان می کرد،
6- ( از فرط حال خوش و با تکیه بر دولت هوشیاری عشق- عشق یعنی آگاهی از فنای خویشتن و رسیدن به پادشاهی لایزال، قابل مقایسه با سقوط جمشید پس از خودخواهی) پرسیدم ای تکیه گاه جمشید، جام جهان نمایت کجاست؟گفت افسوس که آن پادشاهی آگاه، به خواب رفت( به دلیل خارج شدن از سلطنت آگاهی عشق و وارد شدن در خواب تخیلی خودخواهی)
7- ( پس از درک دولت عشق و آگاهی از فنای خویش) سخن عشق بازگو کردنی نیست ای ساقی بی خویشتنم کن و این گفتگو( بی فایده) را پایان ده.
8- گریه بی اختیارم بر خرد و شکیبایی چیره شد( در دریای اشکم گم شد- عشق بر عقل فائق آمد) عشق پنهان کردنی نیست.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

 پیوند به وبگاه بیرونی

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶:

رضا ساقی گرامی
مثل همیشه جامع,ساده, کاربردی, مو شکافانه و حافظانه بود.
دست مریزاد!
همیشه شاد و دلت آباد.

SeaAwash در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۴۵ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۴۷:

متن دو اشتباه تایپی دارد. در پایان جمله دوم "ف" بجای " ، " تایپ شده و در جمله آخر نیز " بعزت" صحیح است.
الهی بشناخت تو زندگانیم، به نصرت تو شادانیم ، بکرامت تو نازانیم و بعزت تو عزیزانیم

SeaAwash در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۴۱ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۴۶:

در خط اول
" کرا توان است" صحیح می باشد.

SeaAwash در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۴۰ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۴۶:

در خط اول
کرا توان است"

همایون در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۰۵:

عناصر عرفان ایرانی جلال دین اینجا در این غزل خود را به نمایش میگذارند
خیال به خدا مربوط نمیشود بلکه عنصر انسانی و عرفانی است که شاهی انسان در هستی را پایدار می سازد، روشنایی و نور نیز به انسان و درون انسان مربوط میشود که امروز را به فردایی نو و تازه وصل میکند
مستی هم عنصری انسانی و عرفانی است که امروز را به دیروز می پیوندد و شکوه انسان وهستی و شادی و عشق را موجودیت می بخشد
و آتش انسان را پهلوان و کارآمد میکند و رخس انسان در هستی را به پا می دارد

اسد در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه‌ای برون آی اِی کوکب هدایت ...
به نظر میرسد که شبی شاعر با کوکب هدایت ( خواهر ناتنی صادق هدایت) قایم باشک بازی میکرده و بعد از آنکه در هیچ گوشه ای او را نیافته این شعر را سروده ...

علی خوشیوال در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۱۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۷:

شعر بالایی را در سروده فوقالعاده زیبا استاد سرآهنگ سروده است، که بعضی از مصرع ها را از آن شنیدم ، که در سایت شما آنهارا نیافتم:
هر ناله به رنگی میبردم از خویش
در مکتب غم سیلی استاد من این است
هر حرف که آید به لبم نام تو باشد
از نسخه هستی سبق یار من این است
مدهوش تغافل کرده ای ابروی یارم
جامی که مرا میبرد از یاد من این است
چون اشک ز سر گشته گی ام نیست رهایی
بیدل چه کنم نشه ایجاد من این است

س. توکلی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۹۷ - در حکمت و اندرز:

ازجمله بهترین آثار حکیم دربارهٔ فلسفه و حکمت است..

علی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۹:

.خوانش صوتی شعر بسیار ضعیف هست.
ضعیف از نظر انتقال مفهوم و حس حال و این انتقال جز توسط کسی که خودش اهل مطالعه و عرفان باشد میسر نیست.لطفا خوانش این شعرهای پر محتوا رو به اهل دل بسپارید نه صرفا اهل علم.
صرفا با بالا و پایین کردن تن صدا؛ شعر قشنگ نمیشه.
اگر شعر رو با پوست و خونت درک کرده باشی اونوقت اگر خیلی ساده هم بخونی باز به دل میشینه.
به قول حافظ : تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی ....

هادی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:

من دوست دارم که از ان یار تعبیر به مراد حقیقی حضرت صاحب الزمان کنم اکنون که او در مقام رضا تسلیم حق چرا ما در مقام ادب عاشقی نکنیم

دکتر کریمی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۶ دربارهٔ رهی معیری » چند تغزل » وعدهٔ خلاف:

به نظر میرسد عنوان شعر وعده خلاف (صفت مرکب) باشد.
وعده خلاف . [ وَ دَ / دِ خ ِ ] (ص مرکب ) آنکه برخلاف قول و قرار خود عمل کند. بد وعده . بدقول . آنکه وعده کند و وفا نکند.

۱
۱۹۵۹
۱۹۶۰
۱۹۶۱
۱۹۶۲
۱۹۶۳
۵۷۳۱