گنجور

حاشیه‌ها

حمید رضا۴ در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۵۴ در پاسخ به ملیکا رضایی دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۰:

درود ملیکا رضایی گرامی،

من براستی مطمئن نیستم منظورتان چه بوده، اما معمولا متهم کردنِ یک بزرگسال به گفتار کودکانه به این معناست که آن فرد، هر چند از لحاظ فیزیکی رشد کرده، اما ذهن او در دورانِ کودکی در جا زده و رشدی نکرده.

در برابر پرسشهای بدون پاسخ، یک ذهن رشد کرده مانند ذهن خیام، آنها را همانگونه یعنی بی پاسخ می پذیرد و رها می کند. و یا شاید با منطق و تفکر به باوری فلسفی میرسد، اما هنوز می پذیرد که آن باور غیر قابل اثبات است.

اما یک ذهن رشد نکرده ادعای داشتن پاسخ می کند، و بدتر از آن، می گوید پاسخش یقین است و حقیقت، و باز بدتر از آن، هر آنکه پاسخش را نپذیرد را نادان می داند و بیسواد. این ادعاهای کودکانه در ادبیات فارسی موج میزنند. اما از همه اینها بدتر این ذهن واپس مانده جان و مال مردم بیگناه را در راه ادعاهایش به نابودی می کشاند که ما روزانه در سراسر جهان شاهدش هستیم.

بی گمان دو گوشِ خیام پر بود از شنیدن این ادعاها که آمدن و رفتن ما از بهر چیست. پس این رباعی، بویژه بیت دوم طعنه ایست به بی ارزش کردن ادعاهای آن مدعیان.

و نه اینکه او براستی در جستجوی پاسخی برای پرسش مصراع آخر بوده و یا از روی افسردگی و احساس پوچی چیزی را سروده.

می خوردن و شاد بودن و فارغ بودن به دستیابیِ پاسخ به اینگونه پرسش ها، آیین این دانشمند و هنرمند بزرگوار ایرانی بوده.

عطا در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۵۲ دربارهٔ شمس مغربی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۲:

در مصرع دوم بیت چهارم «الکون» صحیح است نه «السکون»
همچنین در مصرع پایانی «بتوانی شد» صحیح است نه «بتوانی شر»

بر اساس تصحیح ابوطالب میرعابدینی

آریا در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۴۶ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۳۲۷:

فکر میکنم این مطلبی که عرض میکنم کمک شایانی به درک بینش شاعر و شعر اون می‌کنه

در حدیث شریفی از پیامبر صلوات الله علیه و آله هست که قران هفتاد بطن داره و طبق آیه قرآن معنای حقیقی و باطن های قرآن(که علم اول و آخر درش نهفته ست) رو فقط راسخون در علم میدونن که هممون پیامبر و ائمه هستند

به معنای آیه ۳۶ سوره توبه توسط امام باقر سلام الله علیه دقت فرمایید

إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللهِ ‌ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فی کِتابِ اللهِ ‌ یَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ فَلا تَظْلِمُوا فیهِنَّ أَنْفُسَکُمْ وَ قاتِلُوا الْمُشْرِکینَ کَافَّةً کَما یُقاتِلُونَکُمْ کَافَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللهَ‌ مَعَ الْمُتَّقینَ 

تعداد ماه‌ها نزد خداوند در کتاب [آفرینش] الهی، از آن روز که آسمان‌ها و زمین را آفریده، دوازده ماه است، که چهار ماه از آن، ماه حرام است [و جنگ در آن ممنوع می‌باشد]. این، آیین همیشگی و استوار [الهی] است. بنابراین در این ماه‌ها به خود ستم نکنید [و از هرگونه خونریزی بپرهیزید]. و با همه‌ی مشرکان پیکار کنید، همان‌گونه که آن‌ها با همه‌ی شما پیکار می‌کنند و بدانید خداوند با پرهیزگاران است.

جابر جعفی گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی تأویل این کلام خدای عزّوجلّ: إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْراً فِی کِتَابِ اللهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَات وَ الأَرْضَ الدِّینُ الْقَیِّمُ فَلاَ تَظْلِمُواْ فِیهِنَّ أَنفُسَکُمْ، پرسیدم. سرورم نفس راحتی کشید و سپس فرمود: «ای جابر! امّا منظور از سنّت، جدّم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است و ماه‌های آن دوازده تاست. پس او امیرمؤمنان، تا حسن و حسین و تا پدرم علی زین‌العابدین و تا من و تا پسرم جعفر و پسرش موسی و پسرش علی و پسرش محمّد و پسرش علی و تا پسرش حسن و تا پسرش محمّد هادی مهدی، دوازده امام و حجّت‌های خدا در میان خلقش و امنای او بر وحی و علمش هستند. و چهار [ماه] حرام که دین قیّم هستند؛ چهار نفر از آنان با یک اسم پا به عرصه می‌گذارند، علی امیرمؤمنان (علیه السلام) و پدرم علیّ‌بن‌حسین و علیّ‌بن‌موسی و علیّ‌بن‌محمّد (دین قیّم به رسمیّت شناختن این امامان (است، فَلَا تَظْلِمُوا فِیهِمْ أَنْفُسَکُمْ؛ یعنی به همه‌ی آنان ایمان بیاورید تا هدایت شوید

با توجه به این حدیث میتوان بینش عارف بزرگی مثل باباطر رو متوجه شد

البته نه فقط این بیت از ایشون بلکه ابیات زیادی دارن که گویای درک عمیق ایشون به مذهب حق نبوی ست

رحمت و غفران بیکران خداوند بر او

محمد باقر انصاری در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵۴ - به عیادت رفتن کر بر همسایهٔ رنجور خویش:

واژه هیز به معنی مخنث که در بالا آمده با "ح" نیز که در متن شعر آمده درست است و به همین معنی است. (لغت نامه دهخدا). 

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۵۹ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد چهارم » شکوه ناتمام:

سلام در دیوان رهی معیری که من دارم به اهتمام کیومرث کیوان ،بخشی هست به نام غزلیات ناتمام ،یک بخش دیگر مثنویات و منظومه ها ،بخش دیگر ترانه ها و نغمه ها ،بخش دیگر تک بیت ها ...که با نگاهی که مختصر به اشعاری که برای رهی قرار دادید اینها نبود اگر امکان دارد قرار دهید

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۴۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸:

این شعر از عواطف خاص خیام خبر میدهد ...ارتباط عجیبی که بین دو بیت است از این عواطف خبر میدهد ...مخصوصا بیت دوم که بسیار زیبا هست!

Polestar در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۳۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳ - غنای غم:

وای خیلی قشنگه!

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۸:

سولماز بدری ،شاگرد استاد شجریان نیز این آهنگ را اجرا کرده اند که در گوگل هم یافت میشود 

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۱۶ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۳۶ - صفت کشتن خلیل علیه‌السلام زاغ را کی آن اشارت به قمع کدام صفت بود از صفات مذمومهٔ مهلکه در مرید:

@کوروش 

جواب شما این هست:

گمان و شکی ست بسیار زیاد ، و بسیار کاستن

 

بهتر بگویم :

از خدا غیر خدا را اگر بخواهی،این نشان دهنده شک توست تردید توست،و این گمان و شک تو بسیار زیاد است و اینها از تو میکاهد ؛حال از چه میکاهد؟

از تو .

تو !؟! 

تو یعنی چه ؟

یعنی از ذات خوبت میکاهد؟از طبیعت و باطن ت ؟

نه !

بلکه فقط از آن روح دوم انسانی (آن روح که خود تو پرورش ش داده ای )کم میشود 

یعنی فقط از خود آدم کم میشود و اگر اینگونه شود تو از روح ای که خدا به تو داده جدا شده ای

 

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۰۳ در پاسخ به رویا دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵:

اینها سوالاتی ست که کمتر کسی و یا شاید کسی نتواند به آن پاسخی دهد ،

در واقع اگر هم زیاد فکر کنی بیشتر حیران میشوی !

کوروش در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۱۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۳۸ - قال النبی علیه‌السلام ارحموا ثلاثا عزیز قوم ذل و غنی قوم افتقر و عالما یلعب به الجهال:

گفت پیغامبر که رحم آرید بر

جان من کان غنیا فافتقر

{ من کان غنیا فافتقر } یعنی کسی که غنی بود و سپس فقیر شد

کوروش در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۲۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۳۶ - صفت کشتن خلیل علیه‌السلام زاغ را کی آن اشارت به قمع کدام صفت بود از صفات مذمومهٔ مهلکه در مرید:

از خدا غیر خدا را خواستن

ظن افزونیست و کلی کاستن

مصرع دوم رو میتونید تفسیر کنید ؟

کوروش در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۱۳ در پاسخ به »هدی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۳۶ - صفت کشتن خلیل علیه‌السلام زاغ را کی آن اشارت به قمع کدام صفت بود از صفات مذمومهٔ مهلکه در مرید:

مادح خورشید مداح خود است . . .

همایون سلیمانی در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۸:

درست مصرع اول بیت سوم و چهارم به صورت زیر است:

کار عشقم چه بالا گرفته

جای عقل عشقت یکجا گرفته

 

منبع: آلبوم «آرام جان» استاد شجریان، تصنیف «نه قدرت» در 1:04 (همچنین یادداشت شده در کتاب «گنج بی رنج و میراث گرانبها»، صفحه 88.)

آیدین آذری در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:

اختلاف نسخه‌ها در ابیات مشابه این غزل به شرح زیر است:

میدمد صبح و کله بست سحاب

میدمد صبح و کله بسته سحاب

میدمد صبح و کله بسته نقاب

*****

میچکد ژاله بر رخ لاله

میچکد ژاله از رخ لاله

*****

هان بنوشید دم به دم می ناب

پس بنوشید دایما می ناب

بس بنوشید دایما می ناب

خوش بنوشید دایما می ناب

*****

تخت زمرد زدست گل بچمن

تخت سبزه زدست گل بچمن

تخت سرمد زدست گل بچمن

تخت زرین زدست گل بچمن

تخت زمردست گل بچمن

تخت گل از زمردست بباغ

بچمن زد گل از زمرد تخت

*****

راح چون لعل آتشین دریاب

می چون لعل آتشین دریاب

*****

در میخانه بسته اند دگر

در میخانه بسته شد دیگر

در میخانه بسته اند مگر

*****

افتتح یا مفتح الابواب

افتح یا مفتح الابواب

*****

لب و دندانت را حقوق نمک || هست بر جان و سینه‌های کباب

لب لعل ترا حقوق نمک || هست بر جان و سینه‌های کباب

لب و دندان تو حقوق نمک || داشت بر جان و سینه‌های کباب

*****

این چنین موسمی عجب باشد

در چنین موسمی عجب باشد

*****

که ببندند میکده بشتاب

که ببستند میکده بشتاب

mmjsge در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۳۲:

لطفا این آهنگ رو هم اضافه کنید که این شعر را استاد محمودی خوانساری با نهایت زیبایی خوانده اند

https://www.youtube.com/watch?v=GR7QtdYEEz8&t=42m36s

آی دی یو توب دقیقه 42:36

v=GR7QtdYEEz8

آیدین آذری در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:

ابیات اضافی که در سایر نسخه‌ها از همین غزل آمده است:

زاهدا می بنوش رندانه || فاتقوالله یا اولی الالباب

*****

گر نشان ز آب زندگی جوئی || می نوشین بجو ببانگ رباب

*****

چون سکندر حیات اگر طلبی || لب لعل نگار را دریاب

*****

دلبرا غم مخور که شاهد وصل || عاقبت درکشد ز چهره نقاب

حافظا غم مخور که شاهد بخت || عاقبت برکشد ز چهره نقاب

*****

حافظ بی نوا بسوز و بگو || دل ز دستم برفت و شد خوناب

مهرداد در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۴۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:

دست و پای صید می پیچد به هم از دیدنش

از کمند و دام مستغنی بود صیاد ما

 

امان از این صیاد.

سعدی هم‌ میگه

او را خود التفات نبودش به صید من

من خویشتن اسیر کمند نظر شدم

 

 

 

 

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۱۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۴:

من هم با علی موافقم

۱
۱۶۷۰
۱۶۷۱
۱۶۷۲
۱۶۷۳
۱۶۷۴
۵۷۲۹