گنجور

حاشیه‌های احمدعلی غلامی

 

احمدعلی غلامی


احمدعلی غلامی در ‫۱ ماه قبل، شنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۴۲ در پاسخ به بابك دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۷ - حکایت عاشقی دراز هجرانی بسیار امتحانی:

سلام و ممنون از شما در خصوص مطلب ارسالی. به نکات با اهمیتی اشاره فرمودید و قابل توجه برای من.

 

احمدعلی غلامی در ‫۱ ماه قبل، شنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۳۲ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۷۱ - هم در مدح او:

در ایران باستان جشن‌های متعددی به مناسبت‌های مختلف برپا می‌شد. یکی از این جشن‌ها که در بین ایرانیان از اهمیت بالایی برخوردار بوده، جشن مهرگان است. این جشن همه ساله از ۱۶ تا ۲۱ مهرماه برگزار می‌شد. شاعرانی همچون فردوسی، رودکی، فرخی، دقیقی، عنصری، ناصرخسرو، منوچهری در دیوان خود در مورد این جشن شعر سروده‌اند. مهمترین کارهای مربوط به این جشن خواندن سرود، شعر، دکلمه و نواختن موسیقی همچون گذشته می تواند باشد. (1400/07/17)

 

احمدعلی غلامی در ‫۱ سال قبل، یک شنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵:

با توجه به غزل لسان الغیب حافظ:
بنال بلبل اگر با منت سر یاریست
که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاریست ......
می توان گفت لسان الغیب حافظ این غزل را به استقبال از غزل خواجو کرمانی ساخته و پرداخته است. غزل حافظ در 10 بیت و بسیار روان و دارای تشبیهات دلنشین است و حافظ در چند بیت از این تشبیهات بهره برده و در مقام مقابله با خواجو برآمده است.
1399/09/02

 

احمدعلی غلامی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۲۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰۱:

چون سخن عارف فرامکانی است و دریافت آن برای مخاطب دشوار است، بنابراین سعی می کند کم سخن بگوید و یا خموشی را برگزیند:
کم سخن گوییم وگر گوییم کم، کس پی برد
باده افزون کن که ما با کم زنان برخاستیم

 

احمدعلی غلامی در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۱۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۷ - حکایت عاشقی دراز هجرانی بسیار امتحانی:

یکی از تفاوتهای بارز حافظ و مولوی را میتوان در همین اشعار یافت. مولوی از ابتدا میدانسته به کجا و با چه شرایطی سروکار دارد زمانیکه میگوید: " عشق از اول چرا خونی بود ......"و حافظ بعد از ورود به این مسیر از سختی راه و شرایط آن سخن میگوید: " که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها ...." و همچنین میگوید:
چو عاشق می‌شدم گفتم که بردم گوهر مقصود ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد ( حافظ)
البته نکته بسیار مهمتر در اینجاست که بنظرم حافظ در حقیقیت خواسته در این غزل به ما آگاهی و اطلاعات از مسیر و فرآیند حرکت عشقی دهد بر خلاف مولوی. حافظ بعنوان یک سالک و رونده راه و معلم واقعی آنچه را که خود تجربه کرده در اختیار ما گذاشته است.
برای اطلاعات بیشتر میتوان به کتاب " شعر و موسیقی در ایران با بهبود مدل لایه لایه ای جهت تکامل فرهنگی (از دیدگاه جامعه شناسی) " مراجعه نمود. 1394/10/27

 

احمدعلی غلامی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

سخن و هدف شاعر دراین غزل چیست ؟
"ایده اصلی شاعر"،
"موضوع"،
"نحوه بیان موضوع"
"جمعبندی موضوع"
با توجه به غزل فوق واژگان کلیدی را می توان بصورت "عشق"، " منزل جانان "، " حضور"، " منزل‌ها " استخراج کرد.
جنبه آموزشی و تربیتی شاعر در این غزل مشهود می باشد.

 

احمدعلی غلامی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

بنظر میرسد آنچه که در غفلت باقی مانده سخن و هدف شاعر دراین غزل می باشد. اینکه "ایده اصلی شاعر"، "موضوع"، "نحوه بیان موضوع" و "جمعبندی" شاعر در بیان هدف خویش چه بوده ؟ در هرصورت می توان گفت:
با توجه به غزل فوق واژگان کلیدی را می توان بصورت "عشق"، " منزل جانان "، " حضور"، " منزل‌ها " استخراج کرد. همچنین با دقت بر محتوی غزل بیان شده می توان موارد زیر را دسته بندی نمود که بنوعی نشان دهنده مفهوم آگاهانه انتقال اندیشه و تفکر توسط شاعر می باشد برای هرآنکه از این غزل بخواهد آگاهانه بهره مند گردد:
1. مفاهیمی که جنبه راهنما داشته و بنوعی برای انتقال اطلاعات و آگاهی می باشد:
مشکلات راه، افتادن خون، شب تاریک وبیم موج وگردابی چنین هایل ، سالک بی‌خبرنبود.
2. مفاهیم و نکات آموزشی و تربیتی :
از او غایب مشو، زخودکامی به بدنامی کشیدآخر
3. مفاهیم عملی و اجرایی:
از او غایب مشو، ادرکاساً و ناولها، به می سجاده رنگین کن
در نتیجه می توان گفت غزل فوق در واقع بیان آموزشی و تربیتی شاعر برای سالک رونده راه عشق می باشد. به بیان دیگر لسان الغیب در اینجا همچون معلم و استاد راه، موارد اصلی و ضروری که باید در نظر داشت بیان می دارد.