گنجور

غزل شمارهٔ ۷۹

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

کنون که می‌دمد از بوستان نسیم بهشت

من و شراب فرح بخش و یار حورسرشت

گدا چرا نزند لاف سلطنت امروز

که خیمه سایه ابر است و بزمگه لب کشت

چمن حکایت اردیبهشت می‌گوید

نه عاقل است که نسیه خرید و نقد بهشت

به می عمارت دل کن که این جهان خراب

بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت

وفا مجوی ز دشمن که پرتوی ندهد

چو شمع صومعه افروزی از چراغ کنشت

مکن به نامه سیاهی ملامت من مست

که آگه است که تقدیر بر سرش چه نوشت

قدم دریغ مدار از جنازه حافظ

که گر چه غرق گناه است می‌رود به بهشت

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گلهای رنگارنگ » شمارهٔ ۴۷۹ دیگر » (بیات اصفهان) (۱۲:۰۰ - ۱۲:۴۰) نوازندگان: همایون خرم (‎ویولن) ; نجاحی، مجید (‎سنتور) خواننده آواز: جمال وفایی سراینده شعر آواز: حافظ شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: کنون که میدمد از بستان نسیم بهشت

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین نوشته:

میگن وقتی خواستن حافظ رو دفن کنن ، عده ای مدعی شدن که حافظ توی اشعارش از می و مستی زیاد سخن گفته و نباید به شیوه ی مسلمانان دفن بشه ، عده ای هم خلاف این عقیده رو داشتن ، در نهایت گفتن که فال بگیریم ، فالی که آمد این بود : مکن به نامه سیاهی ملامت من مست که آگه است که تقدیر بر سرش چه نوشت قدم دریغ مدار از جنازه حافظ که گرچه غرق گناه است میرود به بهشت

امین کیخا نوشته:

در کتاب فارسنامه ابن بلخی که البته کتابی ادبی نیست نوشته بوستان یعنی جایی که بوی بسیار است .

روح‌اله نوشته:

پیرو حاشیه‌ای که امین آقا نوشتن(حاشیه‌ی اول) تاکید می‌شود که آقای فیصل عبدالحسن نیز این نکته‌ رو توی وبلاگشون نقل کرده‌اند.
به این آدرس نگاه کنید:
http://www.alnoor.se/article.asp?id=22866

کمال نوشته:

باسلام،سالنامه ایی دارم که به سالنامه حافظ چاپ شده است،دراین سالنامه، بصورتی میتوان فال خودرادید، بدین معناکه جدولی بااعداد
خاصی آورده شده که صاحب فال بایک نیت وفاتحه جهت حافظ وباچشم بسته انگشت دست خودرادرحیطه جدول نامبرده گذاشته
وآنگاه بابازکردن چشم خودعددی راکه انگشت دستش روی آن قرار
گرفته راخواهددید،وسپس رد،فال خودرابااین عدددنبال خواهدنمود، که البته درکناراینفال چهاربیتی ازغزل مربوط به شماره تعداد غزلیات حافظ درآن گنجاندیده شده است،که بسی درخوربرسی وتحلیل میباشد
بطورمثال فال،مربوط به غزل شماره ۷۹
ای صاحب فال،شماظاهری شادوبشاشی
دارید،امادرمحل کاروزندگی شماگروهی
نمی توانندبااین روحیه خودراسازگارکنند
بنابراین شماراآزارمیدهند،لطفابه سرزنش
دیگران اهمیت ندهیدوراه درست خودراادامه
دهیدوشادی های درون خودرانشان دهیدواز
سرزنش هیچ مقامی نهراسید.
بدرود.

یوسف یزدیان وشاره نوشته:

با سلام و ادای احترام برای حافظ دوستانی که برای این شعر دل انگیز خواجه شیراز حاشیه نوشته اند و با تشکر از دکتر فرید دادور بایستی عرض کنم این انصاف نیست که همه چیز را بر مبنای افکار و باورهای خودمان ارزیابی کنیم و شعر حافظ رازها را بدین شیوه به عرصه تفسیر و تعویل بکشانیم.
گدا چرا نزند لاف سلطنت امروز که خیمه سایه ابر است و بزمگه لب کشت. این شعر را باید با مسلک عارفانه حافظ تطبیق داد که می گوید انسان فقیر - انسان در برابر خدا فقیر - چرا لاف سلطنت نزند چون در زیر این خیمه فیروزه ای و در زیر سایه نعمت های الهی و در جوار بزمگاه سبز و خرم کائنات خداوندی باید معنای بلند اسنان را که جانشین او در روی زمین است بفهمد و شکوه آدمیت خودش را به نمایش بگذارد و تنها بندگی او را بکند و شاهنشاه وجود خویش باشد.
چمن حکایت اردیبهشت می‌گوید
نه عاقل است که نسیه خرید و نقد بهشت
دو واژه اردیبهشت و بهشت را چنان استادانه و حافظانه بکار برده و معنی ژرفی از سروده اش به جای گذارده که هر کس با الفبای مشرب عرفانی حافظ آشنا باشد درک می کند که شاید مقصودش این بوده حالا که خلقت بهشتی زمین و هر چه در اوست به رایگان نصیبت شده همین الآن اصل بهشتی بودنت را با تمام وجود ادراک کن و بدان که بهشت تو از همین حالا شروع شده و نقد است و نسیه را بهل که چون مقام انسانی خودت را واقف شده ای همان بهشت توست و الی آخر…

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

ه مَی عمارتِ ……. کن که این جهانِ خراب
بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت

دل : ۱۴ نسخه (۸۰۱، ۸۱۹، ۸۲۱، ۸۲۳، ۸۲۴، ۸۲۷ و ۸ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ) قزوینی، سایه، خرمشاهی

جان : ۱۷ نسخه (۸۱۳، ۸۱۸، ۸۲۲، ۸۲۵، ۸۴۳ و ۱۲ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ) خانلری، عیوضی، نیساری

غزل ۷۷ و بیت فوق را ۳۱ نسخه دارند. نسخۀ مورخ ۸۰۳ غزل را ندارد. نسخۀ مورخ ۸۶۶ «طهارتِ دل» ضبط کرده است.
**************************************
**************************************

حسین مطهری نوشته:

با سلام خدمت دوستان.
البته تفسیر آقای یوسف یزدیان زیباست ولیکن کلمه بهشت در بیت سوم به معنای هشتن و نهادن و رها کردن است و نه فردوس و رضوان. بدین معنا که کسی که نقد را رها میکند و نسیه را میخرد عاقل نیست.

امیرحسین نوشته:

همایون شجریان در جشن حافظ به زیبایی بیت ” به می عمارت دل کن …” رو اجرا می کنن. درود بر ایشون و بر همه ی کسانی که شعر و موسیقی اصیل ما رو حفظ می کنن.
http://www.aparat.com/v/heIpV

حمیدرضاگرکانی نوشته:

با سلام
باید عرض کنم که همایون شجریان در جشن حافظ، مصراع دوم بیت را بجای ” بر آن سر است …” می خوانند ” بر سر آن است …” که وزن شعر را برهم میزند و گویا استاد متن درست در خاطرشان نبود.

حسین نوشته:

سلام بر همه من در مورد تفسیر دادور بگم که تفسیر نیکویی است ولی این ظلم بزرگی به حافط است که این شعر را اینگونه تفسیر کنیم که اشعار حافط چون دریای عمیق است وهر غزل از حافط را باید بادیده ی عشق نگریست و نمیشود با عقل ان را تفسیر کرد چرا که این اشعار با عقل گفته نشده که بتوانیم الفاظ را برای ان بکار بریم
مساله ی عشق نیست در خور شرح وبیان
به که به یک سو نهیم لفظ وعبارات را

عباس نوشته:

با سلام با توجه به اثر شگرف ادبیات جناب خیام این شعر برداشتی ازاد است از جهان بینی ایشان اما با توجه به اینکه حافظ از لحاظ افق و پهنای نگرش از جناب خیام کمتر میبند لذا دچار جنگهای مذهبی میشود وگرنه اتش اتش است اتش نوعش روشناعی است و نور نور نور است و اگر جز نور باشد دیگر اتش نیست مگر اینکه بخواهیم از تاویل استفاده کنیم که انهم جای تردید دارد لذا من با این کلام جناب خواجه کنار نمیتوانم بیایم

حامد نوشته:

فکر کنم این مصرع : بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت… اشتباه باشه و درستش اینجوری باشه:
بر سر آن است که از خاک ما بسازد خشت

روفیا نوشته:

گدا چرا نزند لاف سلطنت امروز
که خیمه سایه ابر است و بزمگه لب کشت
واژه خیمه به معنای امروزین چادر، سراپرده با مترادف انگلیسی tent ظاهرا واژه ای عربیست و خیام هم که بنای مقبره اش به شکل خیمه است لیک گوییا ریشه واژه خیمه واژه لاتین cosmos می باشد که نقطه مقابل واژه Kaos به معنای آشفتگی و هرج و مرج است.
وقتی در دیکشنری اتیمولوژی cosmos را بجویید معنای to order و to arrange و good ordered را می یابید. و معنای دیگر آن کیهان و نظام عالم وجود است.
به هر حال خیمه نیز یکی از نخستین معماری های بشر با یک یا چند ستون و رعایت محاسباتی بوده و واجد نظم خاصی بوده است.

عارف نوشته:

واقعا خنده داره، چه برداشتی کردید، ایرانی بودن چیه، حافظ متعلق به کل جهانه

بهار فرزی نوشته:

در یکی از جشنواره های حافظ به استاد همایون شجریان تندیس دادند برای اجرای آرایش غلیظ.
حال آنکه استاد بیتی از حضرت حافظ خواند بدین شیوه:
به می عمارت دل کن که این جهان خراب
بر سر آن است که از خاک ما بسازد خشت

دو تا شک وجود داره : اول اینکه عمارت دل یا عمارت جان؟ چون در دیوان حافظ کتابی من تصحیح کاظم لاهیجی عمارت جان نوشته شده.
دوم اینکه بر سر آن است یا بر آن سر است؟!

شمس الحق نوشته:

و حکایت “آرایش غلیظ” چه باشد ؟!!
شاید نام آهنگ است ؟!

ایران نژاد نوشته:

شگفتا ! در جشنواره حافظ به استاد !!! همایون که شعر وی را نادرست خوانده است، تندیس سپاس میدهند !
امید که تندیس خواجه نبوده باشد.

جمشیدیِ‌راد نوشته:

بعضی از عزیزان ایراد گرفتن که ٱستاد همایون شجریان شعر رو غلط خوندن در جشن حافظ؛ عرض کنم که ایشون بخاطره اینکه ریتم خوندن جور در بیاد و صحیح و روان باشه این کلمات رو جابه جا کردن؛ که کاره بسیار بجایی هم کردن و اتفاقاً شعر زیباتر هم شد علاوه بر روان خوانیش…

گمنام نوشته:

جناب جمشیدی،
بزرگی می فرماید:
گر تو قرآن بدین نمط خوانی
ببری رونّق مسلمانی
اّاین استاد ازراه رسیده سرکار نیز بدین نمط حافظ خوانی تنها رونق کسب و کار خویش میبرد

جمشیدیِ‌راد نوشته:

آقا یا خانمِ ناشناس که که ٱستاد شجریان رو ٱستادِ از راه رسیده خطاب میکنید! خوشبختانه خوده خواجه جواب شمارو داده:
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت. که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت. من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش. هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت…

موفّق باشید.

مهدی حیدری بنی نوشته:

پیشنهاد میکنم فایل صوتی حافظ شناسی را از حکیم الهی قمشه ای گوش بدهید که در آن چهره ی واقعی حافظ را ترسیم کرده است . در ضمن می و مستی رمز هست بیاید همه چیز را با عقل معاش و دنیوی نسنجیم .

محمد نوشته:

من هم این فیلم رو دیدم ، احتمال میدم همایون شجریان به اشتباه متن شعر را خوندن ، چون متن صحیح بیت هم ، به آواز لطمه نمی زد. یک اشتباه سهوی بوده که در اجراهای زنده پیش میاد. به هرحال ، بسیار زیبا خوندن.

مجید نوشته:

چرا تعصب بیجا؟ خوب اشتباه خوانده بگویید اشتباه کرده ولی اینکه میگویید برای ریتم اینکار را کرده درست نیست چرا که بسیاری از اشتباهات ابیات شاعران ما به خاطر همین اشتباهات به عنوان اصل بعد ها به دست مردم رسید و کارشناسان برای اثبات آن اشتباه کلی وقت صرف کردند. بیخود نیست که علما برای اینکه چنین بلایی بر سر ادعیه نیاید هر کلمه اضافی اگر هم برای عرض ارادت بیشتر برای خدا و ایمه را غیر قابل قبول میدانند و هر گونه دخل وتصرفی را باعث خدشه دار شدن آن دعا اعلام می کنند.

بهار فرزی نوشته:

با درود فراوان
بنده سوالی درباره درستی یا نادرستی بیت پرسیدم. که نیز پاسخ خود را هم گرفتم ولی اشتباه خواندن بیتی نه از شان حافظ و نه همایون شجریان بزرگ کم میکند. بیهوده به بیراهه نکشیم.
و اما جناب شمس الحق گرامی که تا آنجا که من حاشیه هایتان را خوانده ام در ادب فارسی تبحر به خصوصی دارید؛ در عجبم که چطور آلبوم و اهنگ قوی و زیبایی همچون ارایش غلیظ را نشنیده اید ‌و نمیشناسید! شعر از مولاناست و آهنگساز هم اقای سهراب پور ناظری است. و تندیس حافظ گرفته اند اما به گمانم نام حافظ صرفا ارتباط به خصوصی با این تندیس ها ندارد.

مهدی مرواریدزاده نوشته:

سلام به همه
دوستان این مطلب شعر خونده شده توسط استاد همایون شجریان فقط میتونه به دلیل هم ریتم شدن شعر با آهنگ باشه،وگرنه خودتون هم میدونید که آقای شجریان تو خانواده ای بزرگ شده که حافظ همیشه در اولویت بوده و اگر مصاحبه های این عزیز رو دیده باشید میتونید مشاهده کنید که میفرمایند:حافظ در زندگی من نقش یک ناجی رو به جا آورده

بی سواد نوشته:

چطور است بخوانیم :
” تصمیم گرفته است تا از خاک ما انشاالله چند خشت خوشگل بسازد!!”
کجای کارید ؟

یغما نوشته:

شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالیان:

تصور ذهنی من بر این است که حافظ این غزل را در ماه اردیبهشت یکی از سالهای دوره کمال زندگانی خود و در کنار سبزه و لب‌جویی سروده باشد. در این غزل این شاعر یکرنگ زمانه با کوله‌باری از تجربه‌های گذشته چنین به تشریح عقاید قلبی خود می‌پردازد:
۱- عیش و شادمانی و صرف شراب در کنار محبوب به ویژه درفصل بهار را می‌ستاید.
۲- با دیده معرفت خود را در این حال چون پادشاهی تصور کرده و با او برابر می‌داند.
۳- نقد موجود را به نسیه نمی‌فروشد.
۴- سرنوشت خود را با رأی‌العین می‌بیند که عنقریب پیکرش به خاک و خشت تبدیل خواهد شد.
۵- به حکم تجارب اندوخته خود به دیگران اندرز می‌دهد و می‌گوید از دشمنان و نامردمان توقع پایداری در دوستی و مساعدت نداشته باش که از سراب فیضی عاید نخوهد شد.
۶- و بالاخره از آنجا که افکار عمومی و قضاوت عوام‌الناس کالانعام درباره او چندان موافق و رضایت‌بخش نبود این شاعر عارف بینادل و غریب دور و زمان خویش درد دل خود را در دو بیت آخر این غزل بازگو و چنین می‌گوید: ای ملامتگرهیچ بنده‌یی درآفرینش و سرشت و سرنوشت خود، مختار نبوده و من هم تابع سرنوشت خویشم و به زودی خواهم مرد. در تشییع جنازه من چند قدمی همراهی کن که هرچند به زعم تو گناهکارم اما بدان و آگاه باش که یکراست به بهشت برین خواهم رفت.

***

دکتر علیرضا محجوبیان لنگرودی نوشته:

با سلام ، اینکه اردیبهشتیان سزاوار بهشت اند تنها معجزه ای است که برازنده حافظ است جادوی کلامش مصداق آن سحر حلالی است که درباره شعر اذعان کرده اند . گوارایش باد. از پس غبار قرن ها به روح بلندش درود میفرستیم و به معجزه شعر پارسی ایمان می آوریم

رضا نوشته:

کنون که می‌دَمد از بوستان نسیم بهشت
من و شرابِ فرح بخش و یار حورسرشت
می دَمد: می ‌وزد.
بوستان: جائی که سرشار ازعطروبوی دل انگیزاست،بستان، باغ
حور: زیباروی بهشتی
حور سرشت: کسی که فطرت پاک وذات زیبائی دارد.
احتمالاً موسم بهاراست وحافظ عزیز، با درکِ لطافت وصفای باغ وبوستان، به وَجد آمده وعواطف واحساساتِ درونی را درقالبِ این غزل زیبا وشورانگیز بیان نموده است.
معنی : اینک که(موسم بهاراست و) ازباغ وبوستان نسیم شورانگیزی یه لطافتِ نسیم بهشت می وَزد، من هم به اتّفاقّ یاری زیبارو که همانندِ حوریان بهشتیست باجامی شراب، ازاین نعمت استقبال می کنم وبه عیش ونوش می پردازم. بااین یارحورسرشت وجام شراب سعی می کنم فضا رابهشتی تربنمایم.
عاشق ورندم ومیخواره به آوازبلند
این همه مَنصب ازآن حورپریوَش دارم
گدا چرا نزند لافِ سلطنت امروز
که خیمه سایه ی ابراست و بزمگه لبِ کِشت
لافِ سلطنت: ادّعای پادشاهی کردن
خیمه: چادر، کنایه ازآسمان گنبدیست.
بزمگه: مجلس ِ عیش ونوش، بزمگاه
لبِ کشت: کنارکشتزار
معنی بیت: امروز که موسم بهاراست ونسیم بهشت مَشام فقیر وغنی را می نوازد، گدای تهیدست چرا نتواند ادّعای پادشاهی کند؟ زمین وزمان سرشار ازنعمتِ رایگان است هرکسی می تواند بادرکِ این زیبائیها خودرا خوشبخت وکامران ببیند، نیازی به دارایی وثروت ومکان نیست، چشمهارابایدشست جوردیگربایدنگاه کرد. ببین که سایه یِ ابر چگونه بسانِ خرگاهِ پادشاهان، خیمه ای خیال انگیز برافراشته نموده وکنارکشتزاران چه سان باشکوه وشورآفرین گسترده شده است.
ساقیا سایه ی ابراست وبهار ولبِ جوی
من نگویم چه کن اَراَهل دلی خود توبگوی
چمن حکایتِ اردیبهشت می‌گوید
نه عاقل است که نسیه خرید و نقد بِهِشت
اردیبهشت: در اوستا، اَشَه وَهیشتَه و در پهلوی اُرت وَهیشت مرکّب از دو جزء است : اول اَرتَه به معنی درستی و راستی و پاکی و تقدس . دوم وهیشته صفت عالی از وِه به معنی به و خوبست.معنی ترکیبی این لغت به معنی مانند بهشت باشد چه ارد به معنی شبیه و مانند آمده است و چون این ماه وسط فصل بهار است و نباتات در غایت نشو و نما و گلها و ریاحین تمام شکفته و هوا در نهایت اعتدال ، بنابراین اردیبهشت خوانند.
بِهِشت: ازدست دادن
معنی بیت: دراین ماه اردیبهشت،باغ وچمن وصحرا، به راستی که تصویری ازبهشت را منعکس کرده و این پیام را بازگومی کند که هرکسی که نقد را(عیش ونوش دراین فضارا) به امیدِ عیش ونوش فردا(روزقیامت) ازدست دهد عاقل نیست.
درعیش نقدکوش که چون آبخورنماند
آدم بِهِشت روضه ی دارالسّلام را
به می عمارتِ دل کن که این جهانِ خراب
بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت
عمارت : آبادانی ،بازسازی ونوسازی
برآن سراست: درسرقصد دارد
ازخاک ما بسازدخشت: یعنی سرانجام روزگار ماراخواهدکُشت وماتبدیل به خاک بی ارزش خواهیم شد که تنها به دردِ خشت درست کردن می خورد. روزگارقصد دارد ماراباشدّت تحقیر کند.۶
معنی بیت: با پرداختن به عیش ونوش، سعی کن دلت رابازسازی کنی وبا شادی آبادش کنی، چراکه روزگار قصد دارد ازخاکِ جسم ما خشتهای بی ارزش بسازد وماراتحقیرکند. پس هشیارباش پیش ازآنکه روزگار قصدش راعملی کند تو دست بکارشو وتامی توانی به عیش ونوش بپرداز.
خیز ودرکاسه ی سرآب طربناک انداز
پیشترزانکه شود کاسه ی سرخاک آنداز
وفا مجوی ز دشمن که پرتوی ندهد
چوشمع ِصومعه افروزی ازچراغ کُنِشت
پرتو: فروغ ،روشنایی، بازتاب
چو: زمانی که
شمع: چراغ
صومعه: خانقاه صوفیان
افروزی: روشن کنی
کُنشت: آتشگاه زرتشتیان
درخوانش این بیت باید درنظرگرفته شود که “وفا مجوی زدشمن” یک جمله است و”پرتوی ندهد مربوط به مصرع بعدیست. بعضی ازشارحان به این نکته توجّه نکرده ومعناهای عجیب وغریب برداشت نموده اند! معناهایی که شارحان دیگری رامی طلبد تا آم معناها رامعنی وبرای عموم قابل فهم سازند!
معنی بیت: ازدشمن انتظاروفاداری وحمایت نداشته باش به همان دلیل که: زمانی که بخواهی چراغ صومعه را ازآتش زرتشتیان وام گرفته وروشن کنی مطمئن باش که نتیجه ی دلخواه نخواهی گرفت، اینچنین چراغی روشنایی نخواهدبخشید.چرا؟
چون صومعه باید خودش،منبع نور داشته باشد. چراغ و روغن وفتیله وآتش باید ازخودش باشد تا روشنایی تولید کند، روشن نگاهداشتنِ چراغ باآتش دیگران موقّتی خواهدبود کاری که صومعه داران می کنند!
سئوال دیگر اینکه مگرمی شود ازدشمن انتظار وفاداری داشت؟
باید دانست که حافظ دراینجا به صوفیان وصومعه داران طعنه می زند که شمازرتشتیان را دشمن می پندارید امّا چراغ صومعه ی خودرا به آتش آنها روشن می کنید! پس شما که چیزی ازخودتان ندارید هرگزتوفیقی حاصل نخواهیدکرد.این کارشما پرتوی درپی نخواهدداشت !
باید به فکرتهیّه ی منبع روشنایی باشید. باید همانند چشمه ای باشید که ازخودش آب داشته باشد. شما چشمه ای درست کرده اید که پیوسته به درون آن آب می ریزید تاپابرجا بماند! این چشمه دیر یازودخواهدخشکید.
زکُنج صومعه حافظ مجوی گوهرعشق
قدم برون نه اگرمیل جستجو داری
مکن به نامه سیاهی ملامتِ من ِ مست
که آگه است که تقدیربرسرش چه نوشت؟
نامه سیاهی: سیاه بودن ِکارنامه ی اعمال، کنایه از گناهکاربودن.
معنی بیت: ای صوفی،ای زاهد وای مدّعی، حافظ ِمست رابه گناهکاری، شرابخواری ورندی متّهم نکنید، سرزنشم نکنید که چرا چنین کردم وچرا چنان گفتم برای اینکه هیچ کس نمی داند که سرنوشت اوچگونه رقم خورده است. به هرکس دراین دنیا نقشی سپرده شده تا نقش خودرا بازی کند. نباید کسی را به بهانه ی اینکه نقشش مثبت است یامنفی سرزنش کرد. دنیا صحنه ی بازیگریست، خالق هستی تهیه کننده وکارگردان، وماهمه بازیگرانی هستیم که وظیفه داریم نقشمان را به نحواحسن بازی کنیم. هیچکس گناهکارنیست و نباید کسی مورد سرزنش وملامت قرارگیرد.
مکن دراین چمنم سرزنش به خودرویی
چنانکه پرورشم می دهند می رویم
قدم دریغ مَدار از جنازه ی حافظ
که گرچه غرق گناه است می‌رود به بهشت
جنازه: تابوت حامل جسد
معنی بیت: درادامه ی بیتِ قبلی، خطاب به واعظ وزاهد وعابد:
حافظ اگرچه گناهکاراست، رند وشرابخوار است، لیکن ازآنجاکه مردم آزاری نکرده،فضولی درکاردیگران نکرده، ریا وتزویرننموده ومیل به ناحق نشان نداده است به مددِلطف وعنایتِ بی نهایتِ دوست راهی بهشت می شود،بنابراین بدبین مباشید، به رحمتِ بی پایان خداوند ایمان داشته باشید ودر تشییع جنازه‌ ی حافظ شرکت کنید تابرای شمانیزازاین بدرقه ثوابی نصیب گردد چون حافظ درتمام عمرخود عاشق بوده، گناهکارهم که بوده باشد بی شک اهل بهشت است‌.
بهشت نصیب ماست ای خداشناس برو
که مستحق کرامت گناهکارانند.

کانال رسمی گنجور در تلگرام