گنجور

غزل شمارهٔ ۵۵

 
حافظ شیرازی
حافظ » غزلیات
 

خم زلف تو دام کفر و دین است

ز کارستان او یک شمه این است

جمالت معجز حسن است لیکن

حدیث غمزه‌ات سحر مبین است

ز چشم شوخ تو جان کی توان برد

که دایم با کمان اندر کمین است

بر آن چشم سیه صد آفرین باد

که در عاشق کشی سحرآفرین است

عجب علمیست علم هیئت عشق

که چرخ هشتمش هفتم زمین است

تو پنداری که بدگو رفت و جان برد

حسابش با کرام الکاتبین است

مشو حافظ ز کید زلفش ایمن

که دل برد و کنون دربند دین است

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

حسام الدین سراج » کنسرت راست پنجگاه » ساز و آواز ۲

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » طریق کام‌بخشی – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و محمد موسوی

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » سیب زنخدان – اجرای خصوصی شجریان، موسوی و یاحقی

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » چشم سیه – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و حبیب‌الله بدیعی – سه‌گاه و افشاری - مونیخ، منزل دکتر خادمی

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان حافظ به خط عبدالصمد شیرین‌قلم ۹۹۰ هجری » تصویر 70 دیوان حافظ دانشگاه پرینستون نوشته شده به تاریخ جمادی الثانی ۹۲۶ هجری قمری » تصویر 24 کتاب خواجه حافظ شیرازی به خط محمد ساوجی مورخ ۱۲۸۰ هجری قمری » تصویر 72 دیوان لسان الغیب سنهٔ ۹۲۰ هجری قمری دارای مقدمهٔ منثور » تصویر 93 دیوان حافظ به اهتمام محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی، به خط حسن زرین خط، مرداد ۱۳۲۰ شمسی ، زوار، چاپ سینا، تهران » تصویر 169

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکوه در ‫۸ سال قبل، سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۱۴ نوشته:

ز کارستان او یک شمه این است خیلی زیباست کارستان به معنی کار بزرگ و شگرف آمده و هنر نمایی شاید و یک شمه یک نمونه یا یک چشمه به قول امروزی ها و در کل یعنی شکار همه با دام گیسوی تو کمترین کار توست

 

شکوه در ‫۸ سال قبل، سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۲۰ نوشته:

تیر نگاه گستاخانه و و کمان ابرو و کمین و ناتوانی در بدر بردن جان سالم به به حقا که این بیت دیگر غزل نیست و بسا شعریست حماسی

 

دکتر ترابی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۱۳ نوشته:

علم غریبی است علم هیات عشق
آدمی را بی یاد استاد سخن می اندازد و بیت زیبای:
گفتی زخاک بیشترند اهل عشق من
از خاک بیشتر نه، که از خاک کمتریم.

 

پیام در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۰۲ نوشته:

این شعر در آلبوم شوریده از گروه دستان آمده و بسیار زیبا اجرا شده توصیه می کنم حتما گوش کنید .

 

نامدار در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۴۷ نوشته:

این غزل زیبا را با صدای زیبای خانم پریسا با گوش جان بشنوید.

 

وحید در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۲۵ نوشته:

خانم پریسا بی نظیر این غزل زیبا را اجرا کردند...
گروه دستان ، استاد پریسا آلبوم شوریده

 

فرخ در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۰۴ نوشته:

دربیت پنجم منظور از "هفتم زمین" ماه هست؟
)از دهخدا ذیل" هفت اقلیم"):
... اقلیم ششم را ایرانیان متعلق به برجهای سنبله و جوزا دانند. اقلیم هفتم را ایرانیان ازآن ِ ماه و رومیان متعلق به مریخ دانند و از برجها به سرطان وابسته است . فرهنگها هفت اقلیم را به نامهای دیگر نامیده اند از جمله : هفت اصل ، هفت خط، هفت دکان ، هفت رصد، هفت رقعه ٔ ادکن ، هفت زمین ، هفت علفخانه ، هفت علفخانه ....

 

فاطمه در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۰۳ نوشته:

بیت 5 برای من مبهم بود و من این توضیح زیبارو از سایت تبیان پیداکردمو دوستدارم اینجا برای سایر علاقه مندان هم بگذارم: شرح بیت
**- عجب علمی است علمی که از اشکال و قواعد عشق سخن می گوید; که چرخ هشتم در برابر او مانند زمین هفتم است ،بیت مجموعاً به اصطلاحات نجومی توجه دارد:هیأت : در اصطلاح نجومی علمی است که از احوال ستارگان و وضع آنها نسبت به یکدیگر و شکل و قوانین ثابت حرکت آنها بحث می نماید،چرخ هشتم : کنایه از فلک ثوابت است یعنی فلکی که کواکب ثابت در آن قرار دارند و مراد چرخ بلند و کنایه از مقام و مرتبه عالی است ، و هفتم زمین مقصود پائین ترین طبقه زمین ، اسفل السافلین ، و کنایه از پستی مقام است ،چرخ هشتم به عنوان مقامی عالی با زمین هفتم به مثابه مقامی پست مقایسه شده ، می گوید چرخ هشتم در علم هیأت عشق آنقدر ناچیز است که با پائین ترین طبقه زمین برابر است ،حاصل معنی اینکه تصورات وقراردادهای نجومی در باب افلاک نزد عارفان که از طریق عشق به عوالم بالا سیر می کنند ارزشی ندارد چنانکه در نظر عارف چرخ هشتم که در نجوم آخرین مرحله علم منجمان است با زمین هفتم که مقام پستی است برابر است ـ آخرین حد درک عقل و علم آغاز مرحله عشق است ، **

 

رضا در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۰۸ نوشته:

خَم زلفِ تو دام ِکُفر و دین است
زکارستان او یک شِمّه این است
کارستان: کاربزرگ وبرجسته، کاری که تماشایی وخارق العاده باشد،شگفت آور، همچنین به معنی قصّه وداستان نیزهست.
شمّه: اندک وجزئی ازهرچیزی
معنی بیت: خطاب به معشوق است. ای محبوب من ،پیچ وخم ِ گیسوی تو برسرراه همه دامی فریبنده هست. مومن وکافرنمی شناسد وهمه را به دام انداخته ودل هاراشکارمی کند. هیچ پرهیزگار و دینداری نمی تواند ازاین دام بگریزد! گیسوی توبرای همه وسوسه انگیزاست وهنرهای زیادی دارد، اینها تنها اندکی از هنرهای گیسویِ جادوییِ توست.
زلفِ توازیک سوپریشانی ها ببارمی آورد وازسویی دیگرجمعیّتِ خاطر می بخشد! به دام می کشد وآزادی عطا می کند! زلف تو گره گیر است وگره ازکارمی گشاید! سیاه است وبه نور و روشنایی رهنمون می گردد! گمراه می سازد وهدایت بخش است! بی قرارمی سازد وقرارمی بخشد و.....
شرح شکن زلفِ خم اَندرخم جانان
کوته نتوان کردکه این قصّه درازاست
جمالت مُعجز حُسن است لیکن
حدیثِ غَمزه‌ات سِحر مُبین است
حدیث: روایت، قصّه وداستان
مبین : واضح و روشن
غمزه : حرکاتِ چشم وابروی دلسِتانه ودلرُباینده
معنی بیت: رخسارتودرعالم زیبایی وخوبی یک معجزه هست امّاداستان وقضیّه ی غمزه های توآشکارابه سِحر وجادو شباهت دارد.
معجزه: اتّفاقیست که به اراده ی خداوند رقم می خورد ومنطبق باحقیقت است ونمی توانددروغ باشد لیکن قضیّه ی سِحر وجادو متفاوت است وممکن است چیزی راکه مشاهده می کنیم حقیقت نداشته باشد وما به کمک جادو به اشتباه افتاده باشیم وآن را حقیقت بپنداریم. حافظ خوش ذوق ،رندانه به معشوق می فرماید:رخسارتوحقیقتاًدرعالم زیبایی معجزه هست وشکی درآن نیست، امّا عشوه وغمزه ی توهمانندِ جادو وسِحر گرچه اثربخش وکاریست لیکن حقیقت نیست،نمایش است،اینکه به ما عشوه می فروشی بی اعتنایی می کنی ظاهریست، حقیقت آن است که تودرنهانگاهِ خویش عاشقانت رادوست داری ونسبت به آنها بی اعتنانیستی.
گرچه می گفت که زارت بکشم می دیدم
که نهانش نظری با من دلسوخته بود.
زچشم شوخ توجان کی توان برد
که دایم با کمان اندر کمین است
شوخ: گیرا وپُرجذبه ،گستاخ وبی پروا
معنی بیت: ازگیرایی وجاذبه ی چشمان توهیچ کس نمی تواند بگریزد وجان سالم بدربرد زیرا که بی وقفه کمان دردست،مثل تیراندازی ماهردرکمین نشسته وبه شکارمشغول است.
"کمان" دراینجا کنایه ازابروان است که چشم دراختیارگرفته وتیرهای کاری ِغمزه راباآن به سوی عاشقان پرتاب کرده ودلهاراصید می کند.
زچین زلفِ کمندت کسی نیافت خلاص
ازآن کمانچه ی ابرو وتیرچشم نجاح
بر آن چشم سیه صد آفرین باد
که درعاشق کشی سِحرآفرین است
معنی بیت: چشمان سیاه تو صدها مرحبا وآفرین دارد که درکشتن عاشق، شگفت آور وخارق العاده عمل می کند همانندِ ساحرها،سحر وجادومی کند.
تاسِحرچشم یارچه بازی کند که باز
بنیادبرکرشمه ی جادونهاده ایم
عجب علمیست علم هیئت عشق
که چرخ هشتمش هفتم زمین است
هیئت: دانشی که درباره ی وضعیّت وحالتِ قرارگرفتن ستارگان بحث می کند. علم نجوم
چرخ هشتم: قدما براساس نظریه ی بطلمیوس جهان هستی راشامل نه فلک می پنداشتند:
1ـ فلک ماه
2ـ فلک عطارد
3ـ فلک زهره
4ـ فلک خورشید
5ـ فلک مریخ
6ـ فلک مشتری
7ـ فلک زحل
8ـ فلک ثوابت
9ـ فلک الافلاک (اطلس)
بطلمیوس معتقد بود که: «هر یک از افلاک نه گانه به غیر از فلک نهم دارای حرکت مخصوصی بوده و هر کدام طی سالیان متمادی، یک دور به دور کره زمین می گردند.بنا به عقیده بطلمیوس، تمام ستارگان ثوابت در فلک هشتم جای دارند. فلک هشتم کنایه ازوالاترین نقطه هست.
هفتم زمین : طبقات زمین برخلافِ افلاک نه گانه، که در آسمان قراردارند ، هفت طبقه به سمت پایین است. هفتم زمین طبعاً طبقه ی زیرین زمین وکنایه ازپَست ترین است.
معنی بیت: همه چیزدردنیای عشق متفاوت است حتّا علم نجوم ! بطوریکه دربحث نجوم ازمنظرعشق، منظورازهشتمین فلک طبقه ی هفتم زمین است! یعنی اینکه اگرکسی درعالم عشق وعاشقی به مقام والایی دست پیداکرد گمان مبری که درفلک هشتم (فلک ثوابت) سِیرمی کند نه... دراینجا معیارها وضوابط ،متفاوت،معکوس و فراتر از معیارهای عقل و دانش‌های عقلی ِماهستند کسی که به بالا صعود می کند درحقیقت به قعر زمین وپَست ترین نقطه سقوط کرده است. دراینجا مقام پادشاه ازگدای کمترین، پائین تراست چراکه گدای این عالم ازهشت بهشت بی نیازاست! ازعجایب اینجاست که کسی که می میرد زنده می شود،اسیرمی شود آزادی می یابد وبهشت نصیبِ گناهکاران می گردد! دراینجا تشنگان به دنبال آب نیستند وسعی می کنند تشنگی ِ بیشتری بدست آورند! دراین عالم، دردریاغرقه می شوند وبه آب آلوده نمی گردند! ودراینجاغم سبب شادمانی ونشاط است و.......
آسمان گومفروش این عظمت کاَندرعشق
خرمن مَه به جوی خوشه ی پروین به دوجو
تو پنداری که بدگو رفت و جان برد
حسابش با کرام الکاتبین است
کرام الکاتبین: فرشتگانی که مسئول ثبتِ اعمال آدمیان اند.
معنی بیت: تومپندار که کسی که اَعمال ناپسند دارد جان سالم بدر می برد نه .... هرکس دفترچه حسابی دارد واعمال نیک وبد او توسّطِ فرشتگانِ ناظر ومسئول، به حسابش واریزمی شود. هیچ کس نمی تواند ازبازخوردِ اعمال خودممانعت بعمل آورد.
دهقان سالخورده چه خوش گفت باپسر
کای نورچشم من بجز ازکِشته ندروی
مشو حافظ ز کیدِ زلفش ایمن
که دل بردوکنون دربنددین است
کید: حیله وفریب
 معنی بیت: ای حافظ ازفریبندگی ِ گیسوان یار دراَمان نیستی آسوده خاطرمباش که دلت رابُرد وکارتمام شد! نه....فریب گیسوان یارتمامی ندارد وپس ازبه باد رفتن دل،اینک نوبت دین است که بربادسپرده شود. حتّا دینداران نیز درمقابل جاذبه ی جادویی زلف درامان نیستند!(برگشت به مطلع غزل)ای حافظ ایمن مشو که پس ازبُردن ِ دین نیز بازهم درامان نخواهی بود، پس ازآن نوبت جان خواهدرسید،
دین ودل بردند و قصد جان کنند
الغیاث ازجور خوبان الغیاث

 

رضا ثانی در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۰۳ نوشته:

عجب علمیست علم هیئت عشق
که چرخ هشتمش روی زمین است

 

وود زاک در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۰۸ نوشته:

درباره ی بیت دوم در کتاب ارزشمند "درس حافظ" نوشته ی دکتر محمد استعلامی آمده: "کلمه‌ی 'لیکن' در میان دو جمله ی بیت، برای بیان این نکته است که مطلب دوم اهمیت بیش تری دارد. (نگ: توضیح 2:36 )
معنی بیت: آن‌چه با نگاه دل‌فریب خود می‌گویی بیش از زیبایی تو، ما را دیوانه می‌کند."
(به نقل از جلد اول، نشر سخن، ص 211 )

 

دکتر صحافیان در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۲۱ نوشته:

سرشار از شور به دام افتادن، به یار می گوید: زلف تو کفر و دین را به دام می اندازد و این یک چشمه از هنرنمایی اوست.
کفر و دین کنایه از همه چیز و اشاره به یکسانی آنها و برتری ملت عشق و دین باطنی. خیام و مولانا و ... نیز به کار برده اند.
جمالت معجز حسن است لیکن،
حدیث غمزه ات سحر مبین است
چهره ات معجزه زیبایی و ناز و کرشمه ات آشکار جادو می کند.(مبین اشاره به قرآن)
3- کی می توانم جان سالم بدر برم از چشم طلبکارت که پیوسته با کمان در کمین نشسته.
4- صد آفرین بر این چشم که جادو می کند عاشق را و می کشد.
5- عشق خود علم نجوم است که در آن فلک هشتم( فوق هفت آسمان) طبقه هفتم زمین است.
[آسمان عشق متصل به عرش الهی است]
6- گمان می کنی آنکه بدگویی تو را می کند جان سالم بدر می برد کرام الکاتبین( دو فرشته همراه آدمی که کارهایش را می نویسند در زبان فارسی ضرب المثل شده ازین بیت و مفرد تلقی می شود) به حسابش میرسد.
7- از حیله های شیرین زلفش ( با وجود این همه که در ابیات بالا گفتم)غافل نشو که پس از دل دینت را هم خواهد برد.
آرامش و پرواز روح

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.