گنجور

غزل شمارهٔ ۲۳۳

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

دست از طلب ندارم تا کام من برآید

یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر

کز آتش درونم دود از کفن برآید

بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران

بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید

جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش

نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید

از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم

خود کام تنگدستان کی زان دهن برآید

گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان

هر جا که نام حافظ در انجمن برآید

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

حسام الدین سراج » شرح فراق » تقدیر میخانه

محمد اصفهانی » برکت » طلب

محسن دایی نبی » گمان » طلب (حافظ) با یاد و خاطره شادروان سیدخلیل عالی نژاد

سیاوش ناظری » رقص و آتش » دست از طلب ندارم

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهرداد نوشته:

در بسیاری از نسخه های قدیمی به جای
یا تن رسد به جانان
گفته شده
یا جان رسد به جانان
که با مفاهیم عرفانی به نظر میرسد سازگاری بیشتری داشته باشد.

محمد رضا نوشته:

…..بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید
بر بوی آن که در باغ یابد گلی چو روید
آید نسیم و هر دم گرد چمن برآید

گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان
……..

پاسخ: با تشکر، در نسخهٔ قزوینی بیتی که آوردید نیست، باید مربوط به نسخ دیگر باشد، در حاشیه باقی می‌گذاریم.

فرهنگ شکوری نوشته:

دیوان حافظ جام جهان نمایی است که هر شخص به وسیله این جام خود را در ان می نمایاند به قول سایه ; زبانش چنان ساده و آشنا است که انگار ترانه اش را از عهد گهواره شنیده ای و انچنان با رمز ومعما می گوید که پنداری پیامی است که در کهکشان های دور می رسد.

لبیب نوشته:

با فرموده جناب مهرداد موافقم.

کسرا نوشته:

در حدی نیستم که از این شعر تعریفی کنم.. فقط خدارو شکر میکنم که به من شنوایی و بینایی داد تا این شعر و دیگر آثار بی نظیر حافظ رو بخونم و گوش کنم و لذت ببرم… بسیار دلنشین است این شعر…

کسرا نوشته:

حافظ جان… شاه بیت اول این شعرت از همین امروز همین لحظه شد الگوی زندگی من…
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا تن سد به جانان یا جان ز تن برآید
روحت شاد شاد ♥ ♥

واله نوشته:

سلام
در تصحیح دیوان حافظ توسط دکتر محمد بهشتی چاپ انتشارات حسینی تهران
بنمای رخ که خلقی حیران شوند و واله آورده شده است.

کسرا نوشته:

جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش
نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید
هزاران درود بر روح مطهر حافظ

محمد امیرمیران نوشته:

با سلام امکان دارد که دو بیت اول این غزل را برایم معنی بفرمایید ، متشکرم امیرمیران

بابک نوشته:

محمد امیرمیران گرامى،
-”دست از طلب ندارم تا کام من بر آید”
اگر “طَلَب” باشد به معناى خواستن
همواره خواهان باشم تا به آرزوى خود رسم
اگر”طِلب” باشد یا معشوق
همواره بدنبال معشوق باشم تا به او رسم
-”یا تن رسد به جانان یا جان زتن برآید”
جانان هم به معناى معشوق، و هم محبوب الهى ” جانِ جان” باشد
اگر معشوق زمینى
یا تنم ( هم تواند جسمم باشد، و هم وجودم) به معشوق رسد یا جان دهم در راه او (بمیرم)
اگر “جانِ جان”
یا از جسم (وجود مادى) گذرده به جانان رسم، یا جان دهم در راه او(بمیرم)
“بگشاى تربتم را بعد از وفات و بنگر”
بعد از مرگم درون قبرم را بنگر
“کز آتش درونم دود از کفن بر آید”
آتش درونم اشاره به آتش “عشق” دارد، عشق ازلى و ابدى است و شروع و پایان و مرگى ندارد.
که از آتش این عشق که درون من بوده و هنوز نیز پس از مرگ جسمم باقیست،
١-کفنم نیز آتش گرفته و مشغول به سوختن است.
٢-از درون کفنم دود ناشى ازین آتش بى پایان بیرون مى آید.
اگر نقصانى در بیان باشد، ببخشایید.

شی فو نوشته:

با نظر مهرداد کاملا مخالفم
چون اگر واژه(تن)در بیت آورده شود باعث زیبایی بیشتر شعر به وسیله آرایه پارادوکس میشود
یا تن رسد به جانان یا جان ز تن براید
بدین ترتیب(جان)و(تن)در هر دو مصرع تکرار میشوند

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم دود از ……….. برآید

کفن : ۲۱ نسخه (۸۱۹، ۸۲۱، ۸۲۳، ۸۲۵، ۸۲۷، ۸۴۳ و ۱۵ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ) ۶ مصحّح
دهن : ۵ نسخه (۸۰۱، ۸۰۳، ۸۱۳، ۸۱۸، ۸۳۶)

۲۶ نسخه غزل ۲۲۹ و بیت فوق را دارند. از نسخ کاملِ کهنِ مورّخ، نسخه‌های مورخ ۸۲۲ و ۸۲۴ خود غزل را ندارند. در برابر اکثریت نسخه‌ها که مصراغ دوم غزل ۲۲۹ را به صورت فوق دارند: “دود از کفن بر آید”، از ۲۵ نسخۀ مکتوب در قرن نهم در ۵ نسخه، این نسخه بدل آمده است: “دود از دهن برآید”. هر پنج نسخه‌ای که این ضبط را دارند کهن‌ترین نسخه نیز هستند (۸۰۱، ۸۰۳، ۸۱۳، ۸۱۸ و ۸۳۶ هجری) ولی ممکن است صورت اولیه بوده و شاید کاتبان تعبیر “دود از دهن برآید” را برای مردۀ حافظ غریب و نازیبا دیده‌ و تغییر داده باشند. دکتر نیساری این چهار مورد را نه جزو نسخه‌بدلها بلکه اشتباهات آورده است. تمام مصححان در تصحیح این غزل ضبط “دود از کفن برآید” را در متن آورده‌اند.
با آنکه “تربت” و “وفات” در مصراع اول با “کفن” تناسب دارند ولی از تفحصی در دواوین و منظومه‌ها “دود از کفن برآمدن” پیش از حافظ دیده نشد و پس از او نیز یک بار قاآنی در غزل شماره ۴۰ خود به احتمال بسیار در اقتفای نسخه‌ای از دیوان حافظ آورده است: (پس از هلاک تنم گر به دجله غرق کنند/ ز سوز آتش دل دود خیزد از کفنم) که معلوم نیست چرا با کفن غرق کنند!
ولی “دود از دهن درآمدن” هم در وصف اژدها و تفنگ دیده شد: اسدی طوسی در گشتاسب‌نامه در وصف دیو و اژدها گوید: (سرش بیشه از موی وچون کوه تن/ چو دودش دَم و همچو دوزخ دهن) بیدل دهلوی در عزلی گوید: (دماغ اهل صفا نچیند بساط ‌انداز خودستایی/ تفنگ قالب تهی نماید دمی‌که دود از دهن برآرد) و از قاآنی است که توپ و اهریمن را در این مورد قیاس کرده است: (دمیده از دم هر توپ دود قیراندود/ چنان‌که باد سیاه ازگلوی اهریمن).
و هم در وصف عاشق: امیر خسرو دهلوی در غزل ۸۱۳ خود این بیت تخلص را دارد: (در دل خسرو نگر آن آتش است/ کز دهنش دود برون می شود). صائب در غزل شمارۀ ۵۲۶۰ عشق خود را چنین وصف کرده است: (از ما حذر که در دهن آتشین ماست/ چون لاله داغ‌دیده زبانی ز دود دل).
نظرات استادان و دوستان را در کامنت حتماً بخوانید که ضبط “دود از کفن بر آید” را تأیید می‌کنند.

*************************************
*************************************

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

………. که خلقی واله شوند و حیران
بگشای لب که فریاد از مرد و زن بر آید

بنمای رو : ۲۰ نسخه (۸۰۱، ۸۰۳، ۸۱۳، ۸۱۸، ۸۱۹، ۸۲۱، ۸۲۲، ۸۲۳، ۸۳۶، ۸۴۳ و ۱۰ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ) خانلری، عیوضی، نیساری

بنمای رخ : ۲ نسخه (۸۲۷ و ۱ نسخۀ متأخّر: ۸۶۷) قزوینی، سایه، خرمشاهی

بنمای روی: ۱ نسخۀ متأخّر (۸۶۲) اشتباه کتابت

۲۶ نسخه غزل ۲۲۹ را دارند. بیت فوق در دو نسخۀ کم اهمیت نیامده و از نسخ کاملِ کهن، نسخه‌های مورخ ۸۲۲ و ۸۲۴ خود غزل را ندارند.

*********************************
*********************************

سیاوش نوشته:

با تشکر از جناب جاوید مدرس (رافض) از بابت ضبط نسخه ها. از آنجا که واژه ی دهن یکبار به عنوان قافیه در بیت پنجم آمده است، لذا مصححین و نسخه های متاخر و شاید حتی خود حافظ در ویرایش های بعدی به این نکته پی برده اند و (با فرض اینکه از ابتدا دهن بوده است) واژه ی کفن را جایگزین کرده اند. ناگفته پیداست که با این جایگزینی از زیبایی شعر کاسته نشده است.

بشیر نوا نوشته:

ابوالمعانی بیدل صد هاسال بعد مقابله زیبایی دارد (غزل ۱۵۸۶):

از حقهٔ دهانش هر گه سخن برآید

آب از عقیق ریزد در از عدن برآید

از شوق صبح تیغش مانند موج شبنم

گلهای زخم دل را آب از دهن‌برآید

از روی داغ حسرت‌ گر پنیه باز گیرم

با صد زبانه چون شمع از پیرهن برآید

بیند ز بار ‌خجلت چون تیشه سرنگونی

بر بیستون دردم‌ گر کوهکن برآید

وصف بهار حسنش‌گر در چمن بگویم

چون بلبل ازگلستان‌ گل نعره‌زن برآید

تار نگه رساند نظاره را به رویش

هرکس به بام خورشید با این رسن برآید

بیدل ‌کلام حافظ شد هادی خیالم

دارم امید آخر مقصود من برآید

کانال رسمی گنجور در تلگرام