گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۱

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود

ور آشتی طلبم با سر عتاب رود

چو ماه نو ره بیچارگان نظاره

زند به گوشه ابرو و در نقاب رود

شب شراب خرابم کند به بیداری

وگر به روز شکایت کنم به خواب رود

طریق عشق پرآشوب و فتنه است ای دل

بیفتد آن که در این راه با شتاب رود

گدایی در جانان به سلطنت مفروش

کسی ز سایه این در به آفتاب رود

سواد نامه موی سیاه چون طی شد

بیاض کم نشود گر صد انتخاب رود

حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر

کلاه داریش اندر سر شراب رود

حجاب راه تویی حافظ از میان برخیز

خوشا کسی که در این راه بی‌حجاب رود

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمدرضا شجریان » طریق عشق » سنتور و آواز

محمدرضا شجریان » طریق عشق » تار و آواز

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » ماه نو – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و بهزاد رواقی در ابوعطا – زنجان ۱۳۷۹

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علی نوری نوشته:

نظاره: تماشاچی

👆☹

پویا نوشته:

“کلاه داریش اندر سر شراب رود” غلط است
“سر سراب .”.. درست تر است

👆☹

محصل نوشته:

پویا جان به همین شکل درست هست
این قدر این تشبیه زیبا ساخته شده که پرداختن به آن چندین جمله را میطلبد. در واقع به حباب هایی که به هنگام جوشش و جا افتادن شراب بر روی آن ظاهر میشود اشاره دارد و میگوید بادنخوتی که در سر حباب افتاده و روی خم جلوه گری میکنه در راه شراب فدا میشود و در لفافه میگوید که همنشینی با شراب باد نخوت و غرور را از سر دور میکند

👆☹

سپهر نوشته:

با سلام. می اندیشم که بیت زیر از قلم افتاده است:
دلا چو پیر شدی حسن و نازکی مفروش
که این معامله در عالم شباب رود

👆☹

مریم سپید نوشته:

در بسیاریا ز منابع؛ بیت دوم به این صورت نقل شده است:
چو ماه نو ره نظارگان بیچاره زند به گوشه ابرو و در نقاب رود
نظّارگان: بینندگان؛ گروه بیننده
استاد شجریان هم بسیار زیبا این شعر را به همین صورت خوانده اند.

👆☹

دلیر نوشته:

با سلام.
مصرع اول بیت دوم اشتباه هست.
درستش به این شکل هست:
چو ماه نو ره نظارگان بیچاره

👆☹

محدث نوشته:

انتخابات!
سواد نامه موی سیاه چون طی شد
بیاض کم نشود گر صد انتخاب رود

👆☹

رضا نوشته:

شجریان در آلبوم طریق عشق به این شکل میخونه: کلاه داریش اندر سر «سراب» رود. که در هیچ نسخه ای هم به این شکل نیومده. حالا اینکه چرا به این شکل خونده شده معلوم نیست چون تا حالا نشنیده م شجریان بیتی رو اشتباه بخونه. البته به این صورت هم معنی داره ولی کلاهداریش اندر سر شراب رود از نظر تصویرسازی و پیچیدگی از اون کارهاست که فقط از حافظ برمیاد

👆☹

فرخ نوشته:

“سواد نامه موی سیاه چون طی شد…بیاض کم نشود گر صد انتخاب رود”
کسی میتونه معنی کنه این بیت رو؟

👆☹

حسین ۱ نوشته:

آقا فرخ عزیز
سواد نامه موی سیاه چون طی شد
بیاض کم نشود گر صد انتخاب رود
گویا میگوید : وقتی موی سیاه رفت { پیر شدی} هرچه هم سعی کنی سفیدی مو از بین نمی رود
یعنی دوره جوانی باز نمی گردد
زنده باشید

👆☹

رضا سامی نوشته:

میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

👆☹

مرصاد نوشته:

محدث عزیز
در نسخه دیوان حافظ به گردآوری و تصحیح احمد شاملو به شکل “کلاه داریش اندر سر سراب” آمده. و قطعا استاد شجریان از این مرجع استفاده کرده.

👆☹

گمنام نوشته:

هردو جنابان نادرست نوشته و خوانده اند( یاد او گرامی و زندگی آن دیگری دراز)
داستان حباب بر سر خم است که چون جوشیدن وانهاد شراب میشود.

👆☹

محسن سعیدزاده نوشته:

حجابِ راه
خود خواهی وخودپرستی حجاب ضمیر منیر ما است.این حجاب راباید ارمیان برداشت.

👆☹

محمدسعید نوشته:

درود
البته استاد شجریان عزیز

👆☹

علیرضا نوشته:

البته همون سر شراب باید معنی درست تری داشته باشه و دیده شده که جناب شجریان جای دیگه ای «هزار»با فتح «ه» به معنی بلبل را هزار «عدد۱۰۰۰» خوندند که خیلی بعید بود از ایشان

👆☹

پدرام نوشته:

با سلام خدمت شما دوستان عزیز
در بیت سوم شکایت صحیح است یا حکایت ؟

👆☹

پدرام نوشته:

دلا چو پیر شدی حسن و نازکی مفروش
که این معامله در عالم شباب رود

بیت مذکور را لطفاً اضافه نمایید

👆☹

یغما نوشته:

معانی لغات غزل (۲۲۱)
به تاب رود : خشمگین شود، به تُندی و خشونت گراید .

با سرِ عتاب رود : بر سر عتاب می رود ، به ملامت و سرزنش و پرخاش روی می آورد .

نَظّارگان : بینندگان ، گروه بیننده .

حُباب : سر پوش شیشه یی که روی مواد خوراکی نهند ، لوله و سر پوش شیشه یی که روی فتیله چراغ نهند ، قُبّه محدّب که از اثرش باران روی سطح اب راکد پیدا و بلافاصله می تَرَکَد .

بادِ نخوت :باد غرور ، باد ناز و تکبّر

کُلاه داری : بزرگی و سروری ، تاجداری ، حفظ وضعیّت موجود .

نازکی:نازک دلی ، ظرافت طبع .

سواد :سیاهی ، مُرکب .

طیّ شد :به سرآمد ، تمام شد .

بیاض :سفیدی ، دفتر سفید نانوشته .

انتخاب :برگزیدن ، دست چین کردن .

شرح ابیات غزل (۲۲۱)

(۱) همین که به گیسویتش دست می زنم، خشمگین می شود و چون پوزش خواسته و از او سازگاری طلب می کنم به سرزنش و ملامت گویی می پردازد. (۲) همانند ماه نو ، گوشه ابروی خود، راهزن دیده بینندگان بی نوا شده وخود را از دیدگان پنهان می کند. (۳)در شب باده نوشی ، بیدار نگاهم داشته و مرا از پای در می آورد و اگر روز بعد ,از او گله کنم خودرا به خواب و نادانی می زند. (۴) ای دل، راه عشق پر از فتنه و آشوب است. هر کس که این راه با شتاب بپیماید از پادر آمده بر زمین خواهد خورد. (۵) آنگاه که باد غرور در سَرِ حباب ، روی سطح شراب می افتد . برجستگی و سر افرازی او در سر شراب ، از دستش به در می رود. (۶) در یوزگیِ آستانه معشوق را با پادشاهی عوض مکن که هیچ کس از سایه این درگاه ( که از آفتاب برتری دارد) به سوی آفتاب نمی رود. (۷) ای دل، به هنگام پیری در بَندِ فخر ومباهات حسن و ظرافت مباش ، زیرا این گونه رفتارها برازنده دوره جوانی است . (۸) الف: وقتی مرکب نامه موی سیاه از بین رفت اگرصدبارهم موهای سفید را بر گزیده ودر آوری از سفید ی ها کاسته نخواهد شد.

ب: وقتی که دوره سیاهی موها سپری شد اگرصد گونه کوشش در برگزیدن موهای سیاه به کار رود از سفید ی موها کاسته نخواهد شد.

( ۹) حافظ ، فنا شو که وجود تو پرده و مانع بر سر راه ( الی الله) است . خوش به حال کسی که بدون مانع و حجاب این را بپیماید.

شرح ابیات (۲۲۱)

وزن غزل : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن

بحر غزل : مجتث مثمن مخبون محذوف

*

چنین به نظر می رسد که درسالهایی آخر عمر حافظ ، تا حدی به سبب گوشه گیری این شاعر دریا دل جهان بین ، از شدت ستیزه جویی و کارشکنی های معاندین و رقیبان او کاسته شده باشد.

از مفاد ابیات این غزل بر می آیدکه شاعر به هنگام پیری و درحالت طمأنینه و فراغت از کشمکشهای روزگار، غزلی را ساخته و پرداخته و مسئله یی که سبب شود غزلی ایهام دار بسراید و از آن بهره برداری نماید برای او وجود نداشته است.

حال و هوای این غزل ، باز گو کننده اندیشه های شاعری است که در پیری با خواهشهای کم و رنگ دل و نگرانی از کهولت ، درقالب نظم ریخته شده باشد. شاعر در سه بیت اول به تشبیب پرداخته و در پنج بیت بعدی از خطرات عشق و مضرات تندروی در این راه و زیانهای ناشی از غرور و سرسختی و فواید گوشه گیری سخن گفته و به خود اندرز می دهد که چون پیر شدی ، دست از رفتارهای ایام جوانی بردار و در پایان غزل نیز خود را مهیای سفر دور و دراز آخرت قلمداد می کند.
***
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

👆☹

یغما نوشته:

شرح سودی را اینجا بخوانید:

http://www.darhozoorekhajehafez.com/fa/Poems/Detail/%D8%BA%D8%B2%D9%84236%D8%B3%D9%88%D8%AF%DB%8C

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام