گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۴

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد

باد غیرت به صدش خار پریشان دل کرد

طوطی ای را به خیال شکری دل خوش بود

ناگهش سیل فنا نقش امل باطل کرد

قرة العین من آن میوه دل یادش باد

که چه آسان بشد و کار مرا مشکل کرد

ساروان بار من افتاد خدا را مددی

که امید کرمم همره این محمل کرد

روی خاکی و نم چشم مرا خوار مدار

چرخ فیروزه طربخانه از این کهگل کرد

آه و فریاد که از چشم حسود مه چرخ

در لحد ماه کمان ابروی من منزل کرد

نزدی شاه رخ و فوت شد امکان حافظ

چه کنم بازی ایام مرا غافل کرد

 


🖰 در مرورگرهای رومیزی با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

ملک محمد مسعودی » پیر مغان » آواز محلی و نی

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان حافظ به خط سلطانعلی مشهدی با تصاویر حاشیهٔ افزوده در دورهٔ گورکانی هند » تصویر ۶۰ دیوان حافظ دانشگاه پرینستون نوشته شده به تاریخ جمادی الاول ۹۲۶ یا ۹۲۶ هجری قمری » تصویر ۵۳ دیوان حافظ نسخه‌برداری شده در رمضان ۸۵۵ ه.ق توسط سلیمان الفوشنجی » تصویر ۵۷ کتاب خواجه حافظ شیرازی مورخ ۱۲۸۰ هجری قمری » تصویر ۱۱۶ دیوان لسان الغیب سنهٔ ۹۲۰ هجری قمری دارای مقدمهٔ منثور » تصویر ۱۱۵ دیوان حافظ نسخه‌برداری شده در مورخ ۱۹ رجب ۱۲۰۲ هجری قمری در هند » تصویر ۱۴۰

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

بزرگمهر وزیری نوشته:

در بیت آخر منظور از “شاه رخ ” یک اصطلاح شطرنج است که امروز به آن “قلعه رفتن” می گویند. که حرکت همزمان شاه و رخ است که این دو حرکت، یک حرکت به شمار می آید.

👆☹

عرفی نوشته:

فرصت شیرازی درباره ی این غزل یک تفسیری دارد در نوع خود جالب. البته تفسیرها از اشعار حافظ متنوع و بعضا متناقض است.

👆☹

امین کیخا نوشته:

دقیقی شعری دارد که در ان بجای قره العین نوده بکار برده است
ای سر ازادگان و تاج بزرگان. شمع جهان و چراغ دوده و نوده

👆☹

سید ابراهیم نوشته:

این غزل را حافظ برای پسر نوجوان مرحومش سروده است که از سوزناکترین غزل های پارسی است.

👆☹

مجتبی ارجون نوشته:

منظور ازقره العین فرزنداز دست رفته حافظ می باشد که نورچشمان اش بود

👆☹

ارسک نوشته:

«آه و فریاد که از -»
به نظرم یعنی از حسودی ماه بیت بعدی اتفاق افتاد، ماه حسود یا چشم نحس چیز مشهوریه یا صرفن همین معنی رو داره؟ کسی نظری داره؟

👆☹

شمس الحق نوشته:

ارسک جان مقصود شما اگر مصرع بعد است آری چشم نحس و چشم زدن و چشم بد مشهور است و واقعیت دارد و خرافات نیست ، اما مراد حافظ از ماه چرخ که همان ماه آسمانست نه آنست که ماه چشم دارد و حسودست . فرزند حافظ حداقل بزعم خودش زیبا رو بوده و او را با ماه همسان میداند و ماه کمان ابرو می خواند و با این مصرع می خواهد بگوید که ماه آسمان هم به فرزند من حسادت کرد بسکه او زیبا بود و زیبارویان را چشم میزنند .

👆☹

edi نوشته:

این غزل رو واقعا دوست دارم چراکه حضرت به طرز بسیار استادانه ای ماهیت دنیابی وفا رو به تصویر میکشه

👆☹

edi نوشته:

حافظ این غزل رو واقعا دوست دارم چراکه حضرت به طرز بسیار استادانه ای ماهیت دنیابی وفا رو به تصویر میکشه

👆☹

رامین نوشته:

مصراع ششم را به صورت زیر هم دیدم:
(که خود آسان بشد و کار مرا مشکل کرد)

👆☹

سارا نوشته:

منظور از بیت آخر چیست؟ کدام مورد اشاره به مرگ فرزندش دارد: از بین رفتن فرصت در شطرنج یا بازی ایام؟

👆☹

پرنیان نوشته:

شاه رخ زدن در بازی شطرنج حرکتی ست که شاه و رخ( یعنی قلعه) برای نجات شاه جای خودشان را تغییر می کنند. به نظر من فکر می کنم حافظ اینجا می خواسته است به جای فرزندش بمیرد. ولی بازی ایام فرصت نگذاشته است.

👆☹

زهرا نوشته:

با سلام
آقای صادق چه تفسیر قشنگی کردید از این غزل

👆☹

غلام نوشته:

سلام، حرکت شاه قلعه تاریخ اختراعش به کمتر ازچهار قرن می رسد…پس منظور حافظ نمی توانسته این بوده باشد،در میان اجزای صورت لب از مخاطب و چشم از فاعل (حافظ در اینجا) می توانند شاه محسوب شوند،پس چشمک زدن، ارتباط برقرار نمودن و لب گرفتن،فرصتی ست که از دست رفته در بازی ایام و غفلت حافظ…تمپ وصال را از دست داده.

👆☹

افشین حسینی سیانکی نوشته:

بیت اول شعر خلاصه ای از داستان بلبل نامه عطار می باشد که شاعر به زیبایی در یک بیت کل کتاب را بیان کرده است . البته از نظر من تفصیر کردن شعر شعرایی همانند حافظ اشتباه می باشدچون
هرکسی از ظن خود شد یار من…
به همین دلیل می توان معانی و تفصیرهای فراوانی برای هر بیت وحتی یک کلمه از شعر تعبیر کرد

👆☹

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

******************************
*****************************
قُرﺓ العین من آن میوۀ دل یادش باد!
……………….. و کار مرا مشکل کرد

که خود آسان بشد: ۲۳ نسخه (۸۱۱، ۸۲۵، ۸۴۳ و ۲۰ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ) خانلری، عیوضی، نیساری، جلالی نائینی- نورانی وصال

که چه آسان بشد: ۴ نسخه (۸۲۷ و ۳ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ) قزوینی- غنی، سایه، خرمشاهی- جاوید

گرچه آسان نشد: ۱ نسخه (۸۰۳)
گرچه آسان بشد: ۱ نسخه (۸۲۲)
**************************************
**************************************

👆☹

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

ه عبارتی (که خود آسان بشد )و کار مرا مشکل کرد
از این دید گاه که او رفت(مرد) . راحت شد و من در عذاب فرقت او ماندم
به عبارتی (که خود آسان نشد ) یعنی با رنج فراوان و بسختی جان داد و در عین حال با فرقتش کا من هم مشگل و سخت شد
*************************************
************************************

👆☹

نادر.. نوشته:

بازی ایام مرا غافل کرد..

👆☹

رضا نوشته:

بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد
بادِ غیرت به صدش خار پریشان دل کرد
“بلبل” درادبیات ما نماد عاشق وگل نمادِ دلبر ومعشوق است. باتوجّه به ابیات پیش رو “گل” دراینجا کنایه ازفرزند شاعراست که دارفانی راوداع گفته است.
گلی حاصل کرد: کنایه از فرزندیست که بازحمت زیاد پرورش داده شده بود.
غیرت: حسد،رشگ
به صدش خارپریشان دل کرد: صدها بار موردرشگ وحسرت قرارگرفت و سرانجام به تاراج رفت
معنی بیت: همانگونه که یک بلبلِ عاشق جهت پروراندن یک گل متحمّل درد ورنج فراوان می گردد من نیز برای فرزند خویش خون دلها خوردم ورنجهاکشیدم لیکن افسوس که صدها بارموردرشگ وحسرتِ بدنظرها واقع شد وسرانجام بادخزانِ رشگ وحسرت به تاراج برد وپرپرش کرد.
چوسرواگربخرامی دمی به گلزاری
خورَد زغیرت روی توهرگلی خاری
طوطی ای را به خیال شکری دل خوش بود
ناگهش سیلِ فنا نقش اَمل باطل کرد
دراین بیت “طوطی” استعاره ازخودِ شاعر و”شکر” نیزاستعاره ازلذّت شیرینِ همراه بودن با فرزنداست.
فنا: نابودی
اَمل: آرزو
معنی بیت: یک طوطی که دراین دنیای بی وفا دلش به یک شکرخوش بود به آرزویش نرسید ناگاه سیل نابودی طغیان کرد وآرزوهای طوطی رانقش برآب نمود.
بیاکه قصراَمل سخت سست بنیاداست
بیارباده که بنیاد عمر برباد است
قُرّةالعِین من آن میوه ی دل یادش باد
که چه آسان بشد و کار مرا مشکل کرد
قُرّه العین : آنچه که مایه ی روشنی چشم گردد، نور چشم ، فرزند
میوه ی دل : فرزند
آسان بشد: به راحتی رفت
معنی بیت: نورچشم من آن فرزندِ دلبند یادش به خیرباد اگرچه خیلی راحت مراتنهاگذاشت و رفت ومن دچار مشکلات زیادی شدم.
من ازدست غمت مشکل برم جان
ولی دل راتوآسان بُردی ازمن
ساروان بار من افتاد خدا را مَددی
که امید کرم اَم همره این مَحمل کرد
ساروان یاساربان: قافله سالار،اشتربان در اینجا کنایه ازروزگار یاهمان قافله سالارعمراست.
بارمن افتاد: دراینجا کنایه ازفوت شدن فرزنداست.
مَحمل: کجاوه
معنی بیت: ای قافله سالار،دستم به دامانت کمکم کن بارمن افتاده (فرزندم ازدست رفته) تنها امیدم عنایت ولطف توست وبه همین امیداست که همراه این قافله ودراین کجاوه نشسته ام بزرگواریت راازمن دریغ مکن.
ساروان رخت به دروازه مبرکان سرکو
شاهراهیست که منزلگه دلدارمن است.
رویِ خاکیّ و نَم چشم مرا خوار مَدار
چرخ فیروزه طربخانه از این کَهگِل کرد
طربخانه: خانه ی شادمانی
چرخ فیروزه : از آسمان فیروزه ا یی رنگ
کهگل: کاه گل.
معنی بیت: روی خاک آلود واشک چشم مرا تحقیرمکن که چرخ فلک ازهمین کاه گل (خاک روی و اشک چشم ِ سوگوارانی همچون من) خانه ی جشن وشادی بنا کرده است. به عبارتی دیگر راه ورسم چرخ فلک، گیج کننده وحیرت آوراست. آهویی توسط گرگی شکارمی گردد برّه های آهوگریان وگرسنه درانتظارمادر شیون می کنند امّادر آنسودرلانه ای بچه های گرگ باگوشت همین آهوی بخت برگشته بساط جشن وشادمانی برپاکرده اند! بنابراین جشن وسرور این لانه از اشک وآه آن لانه ی دیگرمایه گرفته است.
آه و فریاد که از چشم حسود مهِ چرخ
در لَحد ماهِ کمان ابروی من منزل کرد
لَحد: گور، قبر
معنی بیت: افسوس و صد دریغ که ماهِ چرخ فلک، به روی ماهِ فرزندمن آنقدرحسادت کرد که سرانجام فرزند کمان ابروی زیبایم راازمن گرفت وماه رخسارش رادرگورفرو برد.
چه ناله ها که رسیدازدلم به خرمن ماه
چویادعارض آن ماه خرگهی آورد
نزدی شاه رُخ و فوت شد امکان حافظ
چه کنم بازی ایّام مرا غافل کرد
شاه رخ: حرکتی دربازی شطرنج که هربازیکن، یکبار فرصت دارد ازآن بهره ببرد، دراین حرکت به منظور دورکردن مُهره ی شاه ازتهدیدات حریف صورت می پذیرد جایگاه شاه وقلعه با یکدیگرعوض می گردد تاموقّتاً شاه در امنیّت بوده باشد. مهره ی شاه دراینجا کنایه ازفرزند ازدست رفته هست. حافظ ظاهراً فرصتی برای حفظ جان فرزند وتغییرمحل زندگی او داشته وغفلت کرده است اینک دریغ می خورد که چرا آن فرصت طلایی راازکف داده است.
معنی بیت: حافظ فرصتی طلایی دراختیارداشتی چنانکه هربازیکن شطرنجی دراختیاردارد ومی تواند درمواقع احساس خطر ازآن فرصت استفاده کند دریغ که غفلت کردی وفرصت ازبین رفت… درمصرع دوّم حافظ خودش رادلداری می دهد ومی فرماید: چه می شود کرد بازی روزگار آنقدرگیج کننده بود که نتوانستم ازفرصتهایی که داشتم بهره ببرم!
توعمرخواه وصبوری که چرخ شعبده باز
هزاربازی ازاین طُرفه تربرانگیزد

👆☹

فرشید س نوشته:

شاهرخ نام پسر حافظ بوده و شاعر هم به پسر اشاره دارد که نزد او بود ولی فوت کرد و از پیشش رفت. و هم معنی دریغ و افسوس از عدم شاه رخ کردن و یا نزدن رخ با شاه شطرنج و مات شدن و درنهایت اشاره به بازی شطرنج را می دهد.

👆☹

مصیب مهرآشیان نوشته:

با سلام آقای وزیری فرموده که شاه رخ یک اصطلاح در بازی شطرنج است. دوست عزیز اشاره ببازی شطرنج است و حافظ فرموده ای کاش بجای رخ من خود شاه را میزدی و بازی تمام بود .
اگر شما قلعه گرفتن شاه را که در قلعه بزرگ رخ به خانه چهارم جنب شاه میاد و در قلعه کوچک به خانه سو سوم این حرکت در قرن شانزدهم به بازی شطرنج اضافه گردید و حضرت حافظ در قرن چهاردهم می زیسته است پس ان حرکت نمی تواند باشد

👆☹

علی آب روشن نوشته:

عزیزی می فرمود این شعر در وصف حضرت زهرا سلام الله علیها می باشد و اشاره به ماجرای سقط فرزند پشت در (ساربان بار من افتاد)و حدیث لولاک که حافظ با رخ خاکی و نم چشم آن را تصویر کرده چون خمیر مایه جهان زهراست و قرة العین پیغمبر است.بله معجزه شعر حافظ همین است که هرکس از ظن خود شد یارمن

👆☹

آثار خوشنویسی و نگارگری مرتبط با اشعار را معرفی کنید