گنجور

حاشیه‌های بزرگمهر وزیری

بزرگمهر وزیری


بزرگمهر وزیری در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۱۲ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۹۲:

در مصرع دوم بیت نخست، فاصله میان او و رنگ باید برداشته شود. درست آن «اورنگ» است که معشوق گلچهر بوده است.

 

بزرگمهر وزیری در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۷:

ای کاش که جای آرمیدن بودی
یا این ره دور را رسیدن بودی
کاش از پس صد هزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بر دمیدن بودی

 

بزرگمهر وزیری در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۴۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵ - سبب رجوع کردن آن مهمان به خانهٔ مصطفی علیه‌السلام در آن ساعت که مصطفی نهالین ملوث او را به دست خود می‌شست و خجل شدن او و جامه چاک کردن و نوحهٔ او بر خود و بر سعادت خود:

در بیت 17، " تا نگرید طفل کی جوشد لبن"
درست آن " چوشد" است . چوشیدن به معنای مکیدن است و به همین معنا، امروز هم در افغانستان به کار می رود. با توجه که مولوی از بلخ اوده که امروز در افغانستان است، این واژه برای وی بسیار آشنا بوده است. در فرهنگ دهخدا نیز به شکل "چوشیدن" و به همین معنای مکیدن آمده است. خواهشمند است " جوشد" را به " چوشد" درست کنید.
با سپاس.

 

بزرگمهر وزیری در ‫۱۳ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۷، ساعت ۰۰:۰۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۴:

به نظر می رسد که یک بخش، یعنی" آزمودن فریدون پسران خود را" بین بخش چهارم و پنج جا افتاده است.
---
پاسخ: با تشکر از دقت نظرتان، از دوستان هر کس به نسخه‌ی تایپی ابیات جاافتاده دسترسی دارد (یا به شاهنامه چاپی دسترسی دارد و می‌تواند نسخه‌ی اسکن شده صفحات جاافتاده را با دقت 300 نقطه بر اینچ برای ما ارسال کند) لطفاً آنها را ذکر یا ارسال کند تا گنجانده شود.

 

بزرگمهر وزیری در ‫۱۳ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۰۹:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹۸:

در بیت 18، مصرع دوم به جای «چو گوهر بتابی» باید باشد «چو گوهر بباری»
---
پاسخ: با تشکر، مطابق نظر شما جایگزینی انجام شد.

 

بزرگمهر وزیری در ‫۱۳ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۷ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۱۸:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴:

در بیت آخر منظور از "شاه رخ " یک اصطلاح شطرنج است که امروز به آن "قلعه رفتن" می گویند. که حرکت همزمان شاه و رخ است که این دو حرکت، یک حرکت به شمار می آید.

 

بزرگمهر وزیری در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۷، ساعت ۰۸:۲۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱:

یادداشت خودم تصحیح می شود
بیت 37 و نه بیت 39 : به جای "ایران" ، "ایوان"
---
پاسخ: با تشکر از توضیحات جالبتان، تصحیحات پیشنهادی اعمال شد.

 

بزرگمهر وزیری در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۷، ساعت ۰۸:۲۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱:

بیت 29: "اهتو خوشی" در اوستا به شکل "هوتُخشان" آمده که به معنای صنعتگر است.
هو=خوب ، تخش= فعال. امروز در زبان پارسی ما تنها واژۀ "تُخس" را از همین ریشه به کار می بریم که دربارۀ بچه ها و افراد پر جنب و جوش سرسخت به کار می رود. در زمان رضاشاه پهلوی یکی از ادارات ارتش " ادارۀ تُخشایی" نام داشت.
بیت 36: به جا "گج" ، "گچ" درست است.
بیت 39 : به جای "ایران" ، "ایوان" درست است.

 

بزرگمهر وزیری در ‫۱۴ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۷، ساعت ۰۷:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

در بیت دوم منظور از "کمشدگان لب دریا" گوش ماهی است . یعنی اگر مروارید گرانبها را در گوش ماهی یافتی آن گاه می توانی آن راز ازلی را در کسانی که شایستۀ آن دانستن آن راز نیستند بیابی

 

بزرگمهر وزیری در ‫۱۴ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۷، ساعت ۲۰:۳۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۲:

در پایان بیت سیزدهم " کیهان دیو" نادرست است. درست آن " کیهان خدیو" یا "گیهان خدیو" است به معنای پادشاه جهان.
---
پاسخ: با تشکر، در جایگزینی پیشنهادی (خدیو به جای دیو در مصرع دوم) انجام شد.

 

بزرگمهر وزیری در ‫۱۴ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۶ خرداد ۱۳۸۷، ساعت ۱۰:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵:

سوسن و ده زبان آن در بیت ششم، در غزل 160 نیز آمده است :
«به سان سوسن اگر ده زبان شود حافظ
چو غنچه پیش تواش مهر بر دهن باشد»

 

بزرگمهر وزیری در ‫۱۴ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۶ خرداد ۱۳۸۷، ساعت ۱۰:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰:

تشبیه سوسن و ده زبان در بیت آخر در غزل 175 نیز آمده است:
«ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد
چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد»

 

بزرگمهر وزیری در ‫۱۴ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۶ خرداد ۱۳۸۷، ساعت ۰۹:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۰:

بیت چهارم اشاره دارد به داستان بیژن و منیژه در شاهنامۀ فردوسی که افراسیاب، بیژن را به چاه می اندازد و رستم او را رهائی می بخشد. حافظ همان معنا را در غزل 345 دارد
«شاه ترکان چو پسندید و به چاهم انداخت
دستگیر ار نشود لطف تهمتن چه کنم»

 

بزرگمهر وزیری در ‫۱۴ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۶ خرداد ۱۳۸۷، ساعت ۰۹:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۵:

بیت پنجم در پیوند با داستان بیژن و منیژه در شاهنامۀ فردوسی است که افراسیاب بیژن را به چاه می اندازد و رستم که همان تهمتن است اور رها می سازد. شبیه به این بیت در غزل 470 است
«سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل
شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی»

 

بزرگمهر وزیری در ‫۱۴ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۶ خرداد ۱۳۸۷، ساعت ۰۹:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:

دو بیت نخست این غزل در پاسخ به شعر شاه نعمت الله ولی سروده شده که می گوید:
«ما خاک را به نظر کیمیا کنیم
صد درد را به گوشه ی چشمی دوا کنیم»
حافظ شاه نعمت الله ولی را طبیب مدعی می داند
و می گوید که درمان او (هدایت روحانی) از خزانۀ غیب خواهد آمد.

 

بزرگمهر وزیری در ‫۱۴ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۶ خرداد ۱۳۸۷، ساعت ۰۹:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹:

در ایران پس از حملۀ عرب ها در داستان ها شخصیت «جم» یا «جمشید» با «سلیمان» به هم آمیخت. این آمیختگی را در چند غزل حافظ می بینیم. در بیت نخست منظور از خاتم گم شده , اشاره به داستانی است که دیو یا اهریمن انگشتر سلیمان را می رباید.
همانند این معنا را حافظ در بیت زیر دارد:
«گر انگشت سلیمانی نباشد
چه خاصیت دهد نقش نگینی»

 

بزرگمهر وزیری در ‫۱۴ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۶ خرداد ۱۳۸۷، ساعت ۰۹:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸:

پارۀ دوم از بیت سوم از آخر بسیار زیباست. «زال» لقب پدر رستم است. چون موهای وی همه سپیدرنگ بود و کنایۀ از روزگار دیرپاست. از سوی دیگر «دستان» نام اصلی پدر رستم است ولی در زبان پارسی «دستان» به معنای نیرنگ و فریب هم هست. معنای کلی این است که روزگار دیر پا، نیرنگ را ترک نکرده است.

 

بزرگمهر وزیری در ‫۱۴ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۶ خرداد ۱۳۸۷، ساعت ۰۸:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶:

بیت پنجم به احتمال قوی اشاره به انجیل متی فصل 11 آیۀ 28 است که عیسی مسیح می گوید:
«بیائید ای همۀ زحمت کشان و گرانباران و من شما را آرامش خواهم داد.»

 

بزرگمهر وزیری در ‫۱۴ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۶ خرداد ۱۳۸۷، ساعت ۰۸:۴۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۲:

در بیت سوم از آخر، در پارۀ نخست «مُردری» همان «مُرده ریگ» است که به معنای میراث است.

 

بزرگمهر وزیری در ‫۱۴ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷، ساعت ۱۱:۳۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:

در بیت پنجم منظور از «بینندگان» دو چشم است. یعنی خداوند را با دوچشم نمی توان دید و چشمان خود را مرنجان.

 

۱
۲