گنجور

 
حافظ

نیست دَر شهر نگاری که دلِ ما بِبَرَد

بختم اَر یار شَوَد رَختَم از این جا بِبَرَد

کو حریفی کَشِ سَرمَست که پیشِ کَرَمَش

عاشقِ سوخته‌دل، نامِ تَمَنا بِبَرَد

باغبانا زِ خَزان، بی‌خَبَرَت می‌بینم

آه از آن روز که بادَت گُلِ رَعنا بِبَرَد

رَهزنِ دَهر نَخفته‌ست، مَشو ایمن از او

اگر امروز نَبُرده‌ست که فردا بِبَرَد

در خیال، این هَمه لُعبَت به هَوَس می‌بازَم

بو که صاحب‌نَظَری نامِ تماشا بِبَرَد

عِلم و فَضلی که به چِل سال دلَم جمع آورد

تَرسَم آن نَرگسِ مَستانه به یَغما بِبَرَد

بانگِ گاوی، چه صدا باز دَهَد؟ عِشوه مَخَر

سامری کیست که دَست از یَدِ بیضا بِبَرَد؟

جامِ میناییِ مِی، سَدِ رَهِ تَنگ‌دِلی‌ست

مَنِه از دَست که سیلِ غَمَت از جا بِبَرَد

راهِ عشق اَر چه کمینگاهِ کَمانداران اَست

هر که دانسته رَوَد صَرفه زِ اعدا بِبَرَد

حافظ! اَر جان طَلَبَد غَمزهٔ مَستانهٔ یار

خانه از غیر بِپَرداز و بِهِل تا بِبَرَد

 
 
 
مشکلات اینترنت
غزل شمارهٔ ۱۲۸ به خوانش فریدون فرح‌اندوز
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
غزل شمارهٔ ۱۲۸ به خوانش فاطمه زندی
همهٔ خوانش‌هاautorenew
غزل شمارهٔ ۱۲۸ به خوانش سارنگ صیرفیان
غزل شمارهٔ ۱۲۸ به خوانش افسر آریا
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
امیرعلیشیر نوایی

چه عجب گر خوی آن چهره دل ما ببرد

کوه را سیل چنین گر رسد از جا ببرد

به تماشای چمن رفتن آن سرو خوش است

نیست این خوش که رقیبش به تماشا ببرد

دل مجنون شده چون صید غزال لیلست

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از امیرعلیشیر نوایی
وحشی بافقی

باده کو تا خرد این دعوی بیجا ببرد

بی‌خودی آید و ننگ خودی از ما ببرد

خوش بهشتیست خرابات کسی کان بگذاشت

دوزخ حسرت جاوید ز دنیا ببرد

ما و میخانه که تمکین گدایی‌در او

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از وحشی بافقی
نظیری نیشابوری

رهزنی کو؟ که متاع عمل از ما ببرد

مایه طاعت سی ساله به یغما ببرد

کافرم سازد و از نو دهدم ایمانی

به در کعبه ام از خانه ترسا ببرد

عقل زنارکشانم به ره دین آرد

[...]

صائب تبریزی

سرو را شیوه رفتار تو از جا ببرد

کبک را با همه شوخی روش از پا ببرد

خانه چشم تو پرداخت مرا از دل و دین

رخت را خانه ندیدیم به یغما ببرد

راه باریک فنا راه گرانباران نیست

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
نشاط اصفهانی

آمد این سیل که بنیاد من از جا ببرد

خانه ویران کند و رخت بصحرا ببرد

روزی از دشت رسد بیخبر آن ترک دلیر

شهر بر هم زند و حجره بیغما ببرد

اثری نیست بسد نکته ی پیران طریق

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه