گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۶

 
فروغی بسطامی
فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مردان خدا پردهٔ پندار دریدند

یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند

هر دست که دادند از آن دست گرفتند

هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند

یک طایفه را بهر مکافات سرشتند

یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند

یک فرقه به عشرت در کاشانه گشادند

یک زمره به حسرت سر انگشت گزیدند

جمعی به در پیر خرابات خرابند

قومی به بر شیخ مناجات مریدند

یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد

یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند

فریاد که در رهگذر آدم خاکی

بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند

همت طلب از باطن پیران سحرخیز

زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند

زنهار مزن دست به دامان گروهی

کز حق ببریدند و به باطل گرویدند

چون خلق درآیند به بازار حقیقت

ترسم نفروشند متاعی که خریدند

کوتاه نظر غافل از آن سرو بلند است

کاین جامه به اندازهٔ هر کس نبریدند

مرغان نظرباز سبک‌سیر فروغی

از دام گه خاک بر افلاک پریدند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

سید جلال الدین محمدیان » مردان خدا » مردا خدا

شهرام ناظری » صدای سخن عشق » مردان خدا

غلامحسین بنان » ترانه های بنان: پیام دل » ساز و آواز ۱ (دستگاه ماهور)

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سید علی نوشته:

شهرام ناظری، اجرای زیبایی از این شعر در آلبوم صدای سخن عشق دارد.

👆☹

سید میلاد حسینی نوشته:

من دیوان کامل فروغی بسطامی را به تازگی تهیه کرده ام و واقعا تحت تاثیر شعر های ایشان قرار گرفته ام-در مورد آلبوم صدای سخن عشق هم قابل ذکر است نوازندگی بی نظیر استاد سید خلیل عالی نژاد نباید نادیده گرفته شود-پیشنهاد میدهم حتما آلبوم را تهیه کنید و لذت ببرید

👆☹

بهرام مشهور نوشته:

در کتاب های قدیمی مثلاً در کتابی که مرحوم درویش با ویراستاری مرحوم سعید نفیسی در سال ۱۳۴۲ منتشر کرده ، یعنی همه جا غیرخداهیچ ندیدند آمده که منطقاً بیان محتوی را غنی تر و قوی تر می گرداند

👆☹

علی ماندگار نوشته:

دیشب توی خواب دبدم که این شعرو میخونم.نکاتی درش هست که بی نظیره___بچه بودم کامل حفظ بودمش امان از روزگار فراموشی امروز___اصالت خودمونو فروختیم به هیچ وپوچ

👆☹

کورش ایرانی اصل نوشته:

————————————————————-
با اجازه ی اساتید

معنی شعر ( بنظر حقیر) :
———

مردان خدا پردهٔ پندار دریدند
یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند

یعنی اینکه :

کسایی که حقیقت خداوند و خداوند حقیقی رو درک کردن، روی تمام توهمات خداشناسی که هر کس و ناکس از ظن خودش تعریف کرده بود، ولی هیچ وقت با خود خالق ملاقات نداشته، خط بطلان کشیدن و گوشزد میکردن که برای رسیدن به خدا به یاری هیچ کس دیگری نیازی نیست. (مانند بایزید بسطامی و منصور حلاج)….

👆☹

کورش ایرانی اصل نوشته:

———————————————–

هر دست که دادند از آن دست گرفتند

هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند

یعنی :

بیت فوق اشاره به قانون بی بدیل کارما، یا تسویه بدهی کارمیک، توی همین دنیا رو داره… شاعر میخواد بگه که منتظر بهشت و جهنم اون دنیا نشید.. که بهشت و جهنم، هر دو، توی همین دنیا مستقر هستن… و ما خودمون انتخاب کننده هستیم..

از مکافات اعمال خودمون نباید غافل بشیم چونکه از بذر اعمالمون نتیجه ای مساوی و در جهت مخالف ( خوشایند یا ناخوشایند) درو میکنیم…

👆☹

کورش ایرانی اصل نوشته:

—————————————————–
یک طایفه را بهر مکافات سرشتند

یعنی :
یه عده از آدما، در مقابل مقوله خداشناسی، انگار که مادر زاد، کور و کر هستن یا خودشونو زدن به خواب… و به هر روشی که بیدار شدگان از خواب، میخوان نجاتشون بدن، زیر بار نمیرن و انگار که آفریده شدن که سختی بی دلیلی رو تجربه کنن..

——–
یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند

یعنی :

اما در عوض، یه عده دیگه هم، چنان شیفته درک حقیقت ( از نوع عرفان ایرانی نه عربی) و غرق در معمای حقیقت هستن که آدمو شگفت زده میکنن… انگار که معما واسشون حل شده و برای این آفریده شده اند، که معنی درک حقیقی رو بما بگن و بعدش به منبع حقیقت وصل بشن..

👆☹

هست نوشته:

یکیست ترکی و تازی در این معامله کورش

جمعی به در پیر خرابات خرابند قومی به بر شیخ مناجات مریدند

…کای بی خبران راه نه آنست و نه این

در ادامه نکات دوست عزیزمون، به نظر میاد شاعر هم به عرفانهای شرق نظری داشته و هم تا حدی با جبریون یک نظر بوده

👆☹

امین نوشته:

راه عرفان پیچ و خم زیاد دارد یا به قول معروف زندگی بالا و پایین داره. مثلا حقیر بعد از پانزده سال درس خواندن و هشت سال کار ۹ ماه حقوق نگرفتم مجبور شدم کارم را عوض کنم و در یک کارخانه بعنوان کارگر ساده کار کنم . چند وقت در افکارم غوته ور بودم تا یاد مطلع این غزل افتادم .

👆☹

امین کیخا نوشته:

درود امین جان درود به شما .چه فرهنگور و ادیب به نظر می رسید هر کسی پروا نمی کند که غوته را مانند شما بنویسد .درود به شما

👆☹

بهروز نوشته:

تا جایی که می دونم این مصرع به این صورت هست:

زیرا که یکی «راز» دو عالم طلبیدند.

یکی یعنی به تنهایی. یعنی به تنهایی راز دو عالم را طلبیدند.

👆☹

یاسمن نوشته:

شعر زیبای استاد بسطامی و تصنیف زیبا و دل انگیز استاد شهرام ناظری زیبایی شعر را دو چندان میکند.
موقعی گوش میدی اصلا روحت رو ار تنت جدا میکنه.که معنای واقعی عرفان نشون میده.
ممنون استاد.

👆☹

شمس الحق نوشته:

امین جان درود بر شرف و عزت تو که با خواجگی غلامی میکنی ، خصوص که دکتر کیخا مدح تو می گوید و این خیلی است ، هر کاری که بخواهی برایت میکنم ، تلفن یا ادرس ایمیلت را مرحمت کن .

👆☹

مجتبی آموزگار نوشته:

همان گونه که جناب آقای بهرام مشهور فرموده‌اند در نسخه‌ی قدیمی جناب آقای درویش و به تصحیح حضرت استاد، سعید نفیسی آورده شده “یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند”. به نظر این حقیر در نحوه‌ی خواندن این غزل نکات ریزی وجود دارد که به آن توجه کافی نشده. در آنجا که ایشان می‌فرمانید، “همت طلب از باطن پیران سحرخیز / زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند” در اینجا منظور از یکی آن نیست که پیر سحرخیز از بین دو عالم ماده و معنی یکی را طلب کرده، چه عارف نه طالب عالم ماده است و نه عالم معنی، چرا که غیر از خدا هیچ نمی‌بیند. در روایتی آمده است که حضرت علی در پاسخ به کمیل که از او پرسیده بود “حقیقت چیست؟” در یکی از پاسخ‌ها به وی فرمودند: “جذب احدیت است با صفت توحید”. به نظر این حقیر مراد از “یکی” به همین امر باز می‌گردد و کلمه‌ی “یکی” که در اینجا زیرکانه به جای “خدا” قرار گرفته است باید با تأکید ادا شود.

👆☹

مرتضی نوشته:

به نام خدا
با درود و سپاس فراوان از همه استادان و دوستان.
بنده فایل اسکن شده دیوان فروغی به تصحیح حسین نخعی در سال ۱۳۳۶ را دیدم و به نسخه دیگری از دیوان فروغی دسترسی ندارم.
این غزل، یافت نشد. میشه راهنمایی بفرمایید یا لیک دانلود یه نسخه دیگه رو بذاارید؟
یه دنیا ممنون.

👆☹

امیرعلی یا حق نوشته:

با سلام
این غزل زیبا از حضرت فروغی بسطامی چند مطلع و چند پیام عالی برای اهل معرفت دارد که ایشان را به مقام پیامبری اهل معرفت میرساند اول در این بیت که میفرماید ترسم نفروشند متاعی که خریدند به این معناست که از جانب غیب متاعی مانند نبوت و پادشاهی به اهل عرفان داده میشود که این در قامت این مردم ممکن است اندازه نباشد، مثلا به کسی بفرمایند ما ارسلناک الا رحمه للعالمین و این رسول رحمه للعالمین نباشد یا وعده پادشاهی یهود بدهند و صلیبش سازند، اما مقام عبد بدهند و پادشاه جاهلانش سازند. لذا مردان خدا از هر دست که بدهند از همان دست ممکن است نگیرند و این فایده از نوع دیگری باشد ، پس

اهرمن وعده دهد بی فایده
ایزدت رحمت کند بی زایده
هرکسی باشد بلند اینجا کج است
نزد ما دلدادگان این مخرج است
کی کند مهدی ظهورش فاش فاش
عجِّله گفتی چو مانده در معاش
نزد ما یکصد هزاران بُد رسول
نزد تو یک بد پیمبر ای کسول
ما همه یک گوهریم از نزد رب
تو روی نزد نشسته آن عرب
حاصلش خاک است و آتش در جهان
چون گرفت او مایه بد از نهان

امیرعلی(یاحق)

👆☹

علی نوشته:

سلام
جمعی که “نکوشیده رسیدند به مقصد” همان جمعیند که “به در پیر خرابات خرابند”.

👆☹

علی نوشته:

بر خلاف دوستمون من اعتقاد دارم که مردان خدا همون شاه منصور حلاج و حضرت سلطان العاشقین جناب بایزید بسطانی هستند که فقط خدا بودند ، خدا دیدند، و خدا شنیدند و تماما” خدا بودند و هستند.

👆☹

سلام نوشته:

با سلام و تشکر از نوشنه هایتان
حاشیه های نوشته شده برای اشعار موجود در گنجور بسیار با ارزشن. مخصوصا برای افرادی که در زمینه شعر و ادب پارسی دانش چندانی ندارند.
لطفا در صورت امکان ، کل ابیات اشعار را بررسی کنید. نه فقط بعضی از آنها را.
این کار به افراذی مانند من کمک میکند تا بهتر کل شعر را درک کنند.

👆☹

محمد امین نوشته:

مردان خدا پردهٔ پندار دریدند
یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدمصرع دوم به این معنی است مرد خدا برای رسیدن به معنویات و مادیات کسی غیر از خدا را یاری دهنده نمی داند و بقیه افراد هم می توانند وسیله خدا برای رسیدنش به اهداف می باشند

👆☹

مهدی نوشته:

سایت شما اشعار عرفای بزرگ رو که تفسیر قرآن میکنن رو تحریف میکنه. غیر خدا هیچ ندیدند. لا اله الا الله
من که مشتاقم اگر میدونید و به عمد اینکار رو میکنید وارد در دوزخ بشید ان شاء الله

👆☹

امیر نوشته:

با سلام
برای تفسیر شعر اول باید صحیح شعر را خواند.
مثلا در بیت دوم شاعر میگوید .
از هر دست .که دادند-از ان دست گرفتند.
یعنی هر چه رو که در هر راه حق از دست دادند از ان دست یعنی خدا گرفتند.
بعضیها متاسفانه این ظرب المثل از هر دست بدی از همون دست میگیری اشتباه میگیرن.
اگر منظور شاعر این بود میگفت : از هر دست که دادند .از همان دست گرفتند که اینطور نیست.
یک اشتباه چاپی هم در شعر در بیت سوم هست .
در اصل شاعر میگوید:یک طایفه راه بر مکافات سرشتند .
که به اشتباه نوشته شده را بهر .و همین طور در مصرع بعد یک سلسله راه بر ….درست است.
منظور از مصرع اول مرتاضهای هندی است که راه ریاضت رو پیش گرفتن.
منظور از مصراع دوم کسانی هستند که میگوید اینها توهم است و ما چیزی رو قبول میکنیم که مبینیم.
بیت دیگه ای که درش ابهام بپد برای دوستان :میگوید : یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد است.که منظور افراد متوهم هست مانند کسانی که ادعای پیامبری کرده و میکنن.
بیت بعدی مورد ابهام : همت طلب از پیران سحر خیز - زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند است.
که معنی صحیح انتخاب دنیای باقی است که منظور اصلی دل نبستن به این دنیاست .
شاه بیت این شعر بیت :زنهار مزن دست به دامان گروهی

کز حق ببریدند و به باطل گرویدند.است .
اینجا منظور شاعر میگوید اگاه باش که در این راه با توجه به دامها و دانه ها .دنباله رو کسانیکه از غیر از خدا کمک خواستن نشیوید.
در بیت بعد شاعر میگوید : اینها کسانی هستند که زمانیکه حقیقت برشون اشکار میشه دچار ترس میشوند
در بیت: کوتاه نظر غافل از آن سرو بلند است

کاین جامه به اندازهٔ هر کس نبریدند.
شاعر میگوید ادم کوته نظر که منظور انسان بخیل و متکبر است مانند درخت سرو است .چون درخت سرو به کسی سایه نمیدهد و مظهر بخل و کبر بخاطر بلندیش است.فکر میکند که از همه سر تر هست مانند بلندی سرو.اما نمیداند که درخت سرو همواره در باد در عذاب است به ایطرف و انطرف میرود و همواره در عذاب است.شاعر در مصرع بعد میگوید : کین جامه اندازه هر کس نبریدند .منظور اینست که ما در این راه یعنی پیوستن به مردان حق همواره ازمایش میشویم .تنها به صرف پیدا کردن راه به مقصد نخواهد رسید کسی .اصل پیمودن صحیح راه و رسیدن به مقصد است.به قول گفتنی هلو برو در گلو نیست .امیدورام مفید بوده براتون دوستان

👆☹

اکبر نوشته:

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز، توضیحات جناب مجتبی آموزگار در ذیل بیت “همت طلب از باطن پیران سحرخیز زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند” بسیار هوشمندانه و برای اهل نظر دقیق و ظریف است که لفظ “یکی” را معادل خدای یکتا و احد فرض کرده اند که آنها همواره در جهت کسب رضای الهی حرکت می کنند و “یکی” را می طلبند. ولی اگر این بیت را بصورت ساده و روان هم معنی کنیم چیزی عوض نمی شود، معلوم است که پیران سحرخیز از بین عالم مادی و زودگذر دنیا و عالم باقی و بینهایت آخرت کدام را انتخاب می کنند؟ از هر عاقلی این انتظار می رود که عالم آخرت را انتخاب کند، پیران روشن ضمیر سحرخیز که در صدر همه عاقلان قرار دارند. منظور بنده آنست که در مصرع “زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند” پر واضح است که مطلوب آنها چیست. با تشکر

👆☹

اکبر نوشته:

“کوتاه نظر غافل از آن سرو بلند است” “کاین جامه به اندازه هر کس نبریدند” کوتا نظران، آدم های مادی، دنیاطلب و نفس پرستی هستند که از سرو قامتان بلند همت وارسته غافل هستند در واقع درک و فهم این معانی را ندارند. به قول خودمانی مال این حرف ها نیستند. در بیت آخر شاعر این مسئله را به خوبی تشبیه می کند. سرو قامتان، مرغان نظرباز سبک سیر هستند و کوتاه نظران در دام گه خاک اسیر. سروقامتان همانند مرغان هوایی از مرحله پست مادی و دام گه خاک جدا شده و به افلاک پریدند. شهیدان مثال واقعی این سروقامتان هستند که ما اسیران دنیای پست مادی و خاکی از این معنا بی بهره ایم. “کاین جامه به اندازه هر کس نبریدند”
خداوند فروغی بسطامی را رحمت کند.روحش شاد

👆☹

کیا کلهر نوشته:

سلام به عزیزان
بیت ،بیت این شعر هر کدام یه قصیده است .
نمیشه شاه بیتی براش در آورد و هر کس به سلیقه خودش یکی از بیتها رو معرفی میکنه که زیباست و منم این بیت را معرفی میکنم:

فریاد که در رهگذر آدم خاکی

بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند
سپاس

👆☹

علی نیک نوشته:

این غزل با روح و روان انسان چه ها می کند. هر بیتش دنیایی از معنا دارد. یعنی یک دوره کامل خودشناسی را در این مختصر شاعر اهل دل جا داده، چون خودش اهل معرفت بوده است. تمامی اصولی که شاعر ذکر کرده، همه اصول ثابت دنیا هستند، اختصاص به دین و آیین خاصی هم نداره.
در حسرتم با این غنای فرهنگی، این هم سرگشتگی و روزمرگی و مذهب زدگی بی محتوا.
کوتاه سخن اینکه به نظر شاعر، انسان فقط باید در دامان الهی چنگ بزنه، مابقی همه هیچ است. اما این راه خیلی آسان نیست، که اگر آسان بود همه انسان ها در آن راه بودنذ. این راه دام دارد، بیراهه دارد. اما می شود با راهنمایی و استمداد از “باطن” پیران سحرخیز این راه را طی کرد.
به نظرم استفاده از واژه باطن پیران سحر خیز نشان می دهد که ضرورتا درک حضوری پیران سحر خیز هم لازم نیست.

ارادتمند دوستان عزیز

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام