مرا با چشم گریان آفریدند
تو را با لعل خندان آفریدند
جهان را تیرهرو ایجاد کردند
تو را خورشید تابان آفریدند
خطت را عین ظلمت خلق کردند
لبت را آب حیوان آفریدند
خم موی تو را دیدند بر روی
قرین کفر و ایمان آفریدند
پریشان زلف تو تا جمع گردید
دل جمعی پریشان آفریدند
سرم گوی خم چوگان او شد
چو گوی از بهر چوگان آفریدند
من از روز جزا واقف نبودم
شب یلدای هجران آفریدند
به مصر آن دم زلیخا جامه زد چاک
که یوسف را به کنعان آفریدند
به چه افتاد وقتی یوسف دل
که آن چاه زنخدان آفریدند
زمانی سرو را از پا فکندند
که آن قد خرامان آفریدند
صف عشاق را روزی شکستند
که آن صف های مژگان آفریدند
فروغی را شبی پروانه کردند
که آن شمع شبستان آفریدند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به تفاوتهای احساسی و زیبایی بین خود و محبوبش اشاره میکند. او خود را با چشمی گریان و در جهانی تاریک تصور میکند، در حالی که محبوبش با لبخندی دلپذیر و نوری تابناک آفریده شده است. شاعر میگوید که زیباییهای محبوبش مثل خط و لب و زلفاش به او الهام میبخشند و او را مثل گوی چوگان، برای عشق و احساساتش میچرخاند. او همچنین از جدایی و ناپایداریهای عشقش صحبت میکند و به داستانهای باستانی مانند زلیخا و یوسف اشاره میکند، تا نشانهای از درد و زیبایی عشق را نشان دهد. در نهایت، او تأکید میکند که وجود این زیباییها باعث فراوانی احساسات و عشق در دلها میشود.
در زمانی که به دنیا آمدم بسیار گریه میکردم همان لحظه تو از خلق من خوشحال و خندان بودی
هوش مصنوعی: جهان را با ظلمت و سختی ساختهاند، اما تو را بهعنوان منبع نور و روشنایی به وجود آوردهاند.
هوش مصنوعی: خط تو همچون تاریکی است که به وجود آمده و لب تو به مانند آبی است که از حیات سرچشمه گرفته.
هوش مصنوعی: موهای خمیدهات را که دیدند، دو حالتی از کفر و ایمان ایجاد کردند.
هوش مصنوعی: زمانی که زلفهای آشفته و پریشان تو مرتب و منظم شدند، دلهایی که خودشان در آشفتگی بودند، یکدیگر را به هم ریختند و دوباره به هم آشفتگی بخشیدند.
هوش مصنوعی: سرم به دست او افتاده و به حالت بازی در آمده، مثل گوی چوگان که برای بازی ساخته شده است.
هوش مصنوعی: من درباره روز قیامت اطلاعی نداشتم و آنها شب طولانی جدایی را ایجاد کردند.
هوش مصنوعی: در آن زمان که زلیخا در مصر، لباسی پاره به تن کرد، یوسف را به کنعان خلق کردند.
هوش مصنوعی: یوسف دل، به ناچار در قید چاهی افتاد که زلف و زیبایی چهرهاش آن را به وجود آوردند.
هوش مصنوعی: سرو را زمانی به زمین انداختند که به زیبایی و شکوهمندی ایستاده و خرامان بود.
هوش مصنوعی: روزی صفی از عاشقان را شکستند که به خاطر مژگان زیبا و جذابشان تشکیل شده بود.
هوش مصنوعی: شبی پروانهای را در حضور فروغی آوردند که آن نور را در شبستان ایجاد کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نگارا، جسمت از جان آفریدند
ز کفر زلفت ایمان آفریدند
جمال یوسف مصری شنیدی؟
تو را خوبی دو چندان آفریدند
ز باغ عارضت یک گل بچیدند
[...]
در آن روزی که خوبان آفریدند
تو را بر جمله سلطان آفریدند
تو را دادند توقیع سعادت
پس آنگه روح انسان آفریدند
ملاحت در تو یکسر جمع کردند
[...]
ز قدت سرو بستان آفریدند
ز رویت ماه تابان آفریدند
ز حسن روی تو تابی عیان شد
از آن خورشید رخشان آفریدند
ترا سلطانی کَونین دادن
[...]
در آن روزی که خوبان آفریدند
ترا بر جمله سلطان آفریدند
چو دیبای زر افشان آفریدند
درش گوی گریبان آفریدند
بسان غنچه دروی دگمه بنمود
[...]
ز رویت ماه تابان آفریدند
دلمرا چرخ گردان آفریدند
چو لعلت از تبسم نکته ای گفت
از آن لب جوهرجان آفریدند
ز خاک کوی او گردی چو برخاست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.