گنجور

 
بلند اقبال
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع «افسرده دلم ز دور ایام» مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «م» است.

حرف آخر قافیه

الف
ت
د
ر
س
ل
م
ن
و
ی

شمارهٔ ۱ - قطعه: انبار دار صاحب دیوان کشیده تیغ - خون ریزد از خلایق وباکش نه از خدا

شمارهٔ ۲ - قطعه: خدا به ظلم نه راضی و بنده ظلم کند - رضای بنده چرا برده از رضای خدا

شمارهٔ ۳ - قطعه: نصیر الملک چون از این جهان رفت - نصیر الملک دیگر گشت پیدا

شمارهٔ ۴ - قطعه: تو ببین کآسمان کج گردش - به که محتاج می کندما را

شمارهٔ ۵ - قطعه: صاحب دیوان وحکمرانی در فارس - شاه غضب کرده است کشورجم را

شمارهٔ ۶ - قطعه: دور کن از خویشتن حرص و طمع - گر بخواهی آبروی خویش را

شمارهٔ ۷ - درجواب جناح حاج «شوریده شیرازی» فصیح الملک: ای صبا رو ز من اندر برمجد الشعرا - گوکه ای ازهمه صاحب نظران بهترکا

شمارهٔ ۸ - قطعه: ز اقربا ومالها ای دل مشو شادان که هست - اقربایت عقربان ومالهایت مارها

شمارهٔ ۹ - قطعه: به خداوند آسمان وزمین - که دلم سیر گشته از دنیا

شمارهٔ ۱۰ - قطعه: مرده ای را به راه می بردند - یادم آمد که مردنی هم هست

شمارهٔ ۱۱ - قطعه: یکی مور برد از ملخ تحفه رانی - به پیش سلیمان به آن جاه و حشمت

شمارهٔ ۱۲ - قطعه: قوام هیچ ندارد به دلمروت ورحم - گمانش اینکه خداوندگار درخواب است

شمارهٔ ۱۳ - قطعه: آن یکی گیرد زنی از بهر مال - و آن دگر کس زآنکه صاحب عزت است

شمارهٔ ۱۴ - قطعه: درحیرتم زحال قوام وز کار چرخ - روباه لنگ بین که چه سان شیر گشته است

شمارهٔ ۱۵ - قطعه: دید روباهی که روباهی دگر - می دود گفت ای برادر حال چیست

شمارهٔ ۱۶ - قطعه: حقایق نگار آمد از کربلا - به کوری چشم هر آنکس عدوست

شمارهٔ ۱۷ - قطعه: تا نبینم تا به من ثابت نگردد چیزها - با کسم ز اقرار و وزانکار صلح وجنگ نیست

شمارهٔ ۱۸ - قطعه: سینه باشد صد در لفظ عرب - صدر دیوانخانه ماهست پشت

شمارهٔ ۱۹ - قطعه: نه کسی رحم دیده در دل تو - نه زدست تو بخشش وبرکت

شمارهٔ ۲۰ - قطعه: تا بهدست دوست دادم اختیار خویش ار - دل مراغمگین نه از هجر است ونه از وصل شاد

شمارهٔ ۲۱ - قطعه: بگو به صاحب دیوان که صاحب ایمان شو - گمان مکن که برد گندم آنکه جوکارد

شمارهٔ ۲۲ - قطعه: خدای داده ولی بنده سد راه شده - که آنچه داده خداوند ما به ما نرسد

شمارهٔ ۲۳ - قطعه: آنکه منکر گشت در حق علی منگر بدو - منکر ومنگر چو در تجنیس تام افتاده اند

شمارهٔ ۲۴ - قطعه: کومشیر الملک تا بیندچه سان - مردمان از ارث او عشرت کنند

شمارهٔ ۲۵ - معما: چار حرف است نام دلبر من - کاول و سیمش چهار بود

شمارهٔ ۲۶ - قطعه: آخر کار چون بود مردن - این چنینت چرا غرور بود

شمارهٔ ۲۷ - قطعه: ببین که معتمدالدوله میرود از فارس - به فارس صاحب دیوان به جای او آید

شمارهٔ ۲۸ - قطعه: مشورت کردم از خرد که نهم - با دل خسته گام در گلزار

شمارهٔ ۲۹ - قطعه: ای امیری که چون تو در بخشش - نیست در زیر گنبد دوار

شمارهٔ ۳۰ - قطعه: آنچنان تنگ گشته دل به برم - که اگر یابد آگهی دلدار

شمارهٔ ۳۱ - قطعه: سه رسدکرده پریشانی عالم را چرخ - دو به من داده یکی را به خم طره یار

شمارهٔ ۳۲ - قطعه: رفیق خوب به است از برادر وفرزند - اگر به دست تو آید چوجان عزیزش دار

شمارهٔ ۳۳ - قطعه: ای برادر مجوی از دونان - غیر بخل و طمع صفات دگر

شمارهٔ ۳۴ - معما: نام دلبر چهار حرف بود - که سه حرفش یکی بود به نظر

شمارهٔ ۳۵ - قطعه: اسم اعظم که خلق می گویند - کس نمیداند و بودمستور

شمارهٔ ۳۶ - قطعه: رحم وانصاف درمیانه خلق - گشته چون پای مار و دیده مور

شمارهٔ ۳۷ - قطعه: صاحب دیوان به فارس آمده حاکم - نام نباید برد ز فارس دگر کس

شمارهٔ ۳۸ - قطعه: هر که را روزی فراخ آید به دهر - هیچ باکش نیست اندر تنگ سال

شمارهٔ ۳۹ - قطعه: سیم خالص عیار هم گاهی - می نهندش به امتحان در قال

شمارهٔ ۴۰ - قطعه: خونین جگرم ز گردش چرخ - افسرده دلم ز دور ایام

شمارهٔ ۴۱ - قطعه: دلکی دارم وزهر طرفش - می برد دلبری و دلشادم

شمارهٔ ۴۲ - قطعه: آوخ آوخ که قدردانی نیست - تا هنرهای خویش بشمارم

شمارهٔ ۴۳ - قطعه: گرچه به ملک سخنوری شهم اما - غیر طلبکارها سپاه ندارم

شمارهٔ ۴۴ - قطعه: نبود درهمه رویزمین چو کشورفارس - به ملک فارس نبودند گر مشیر وقوام

شمارهٔ ۴۵ - قطعه: کاش با تو آسمان میکرد یک کار از دو صورت - چار روزی بلکه من آسوده در کنجی نشینم

شمارهٔ ۴۶ - قطعه: هر صفاتی که هست ایزد را - همه اندر علی بود پنهان

شمارهٔ ۴۷ - قطعه: نیست ازجان ودل عزیزتری - خواستم پیشکش کنم دل وجان

شمارهٔ ۴۸ - قطعه: ای رخت چون گل از لطافت ولون - آرزوی دلم توئی به دوکون

شمارهٔ ۴۹ - قطعه: پی سواری خود مردمان خرندخری - برای صرفه که جونیم من دهند به او

شمارهٔ ۵۰ - قطعه: خری با خری گفت منت ز کس - نباید کشیدن پی کاه وجو

شمارهٔ ۵۱ - قطعه: مباش از این سپس در بندتحصیل کمال ای دل - که کافش کاف تشبیه است یعنی مثل مال استی