گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
حکیم نزاری

چه محنت است که در عاشقی به ما نرسد

کجا رویم که صد فتنه در قفا نرسد

به رویِ ما همه رنجی رسید درغمِ دوست

مگر که راحتِ رویش به رویِ ما نرسد

فراغِ دل من از آن داشتم که یک چندی

[...]

صائب تبریزی

شراب لعل به آن لعل جانفزا نرسد

که آب تلخ به سرچشمه بقا نرسد

اثر ز گرمروان بر زمین نمی ماند

به گرد آتش این کاروان صبا نرسد

کجا رسد دل بی دست و پای ما ز تلاش

[...]

عارف قزوینی

شهید عشق تو کارش بدست و پا نرسد

بداد آنکه تو راندی ز خود خدا نرسد

رسید عمر بپایان گذشت جان ز لبم

رسید بر لب جانان ولی بجا نرسد

هوای سایه بالای آن کسم بسر است

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه