ای رخت چون گل از لطافت و لون
آرزوی دلم توئی به دو کون
نه چو زلف تو سنبل است از بو
نه چو رخسار تو گل است از لون
رویت از روشنی کف موسی
مویت از تیرگی دل فرعون
به وصالت رسد بلند اقبال
شودش گر خدای عالم عون
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ای رخت چون گل از لطافت و لون
آرزوی دلم توئی به دو کون
نه چو زلف تو سنبل است از بو
نه چو رخسار تو گل است از لون
رویت از روشنی کف موسی
مویت از تیرگی دل فرعون
به وصالت رسد بلند اقبال
شودش گر خدای عالم عون



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و لطافت محبوب خود اشاره میکند و او را به گل تشبیه میکند. او آرزوی خود را در کنار محبوبش میداند و این را از ویژگیهای او، مانند مو و چهره، بیان میکند. همچنین، شاعر از نورانی بودن چهره محبوب و تیرهگی موی او یاد میکند و امید دارد که با وصال محبوب، سعادت و سرنوشت خوبی برایش رقم بخورد.
هوش مصنوعی: ای زیبای من، تو همچون گل هستی که از لطافت و رنگ دلکشش، همیشه در آرزوی تو هستم.
هوش مصنوعی: موهای تو مانند زلف سنبل نیست که بوی خوشی داشته باشد، و صورت تو نیز مانند گل نیست که رنگ و زیبایی خاصی داشته باشد.
هوش مصنوعی: چهرهات مانند روشنی است که موسی با خود آورد و موهایت از تیرگی دل فرعون حکایت میکند.
هوش مصنوعی: اگر توفیق یابی به وصالت، اقبال بلند تو خواهد بود و یاری خداوند عالم همراه تو خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بودنی بود، می بیار اکنون
رطل پرکن ، مگوی بیش سخون
ای خرد را به راستی قانون
وی دل تو ز هر هنر قارون
دون طبع تو مایه دریا
زیر قدر تو پایه گردون
فضل را فکرت تو یاری گر
[...]
ماه ملک آمد از خسوف برون
تخت ازو یافت رتبت گردون
برد نورش ز ثابتات شکوه
داد سیرش به حادثات سکون
باز بر برگرفت باطل دست
[...]
صنع یزدان بیچگونه و چون
داد ما را چهار چیز کنون
که بدان هر چهار بخت بلند
روز ما کرد فرخ و میمون
موسم عید و روزگار بهار
[...]
صبر کم گشت و عشق روز افزون
کیسه بی سیم گشت و دل پرخون
میدهد درد مینهد منت
یار ما را عجب گرفت زبون
صنعتش سال و ماه عشوه و زرق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.