گنجور

حاشیه‌ها

اسفندیار بدخشانی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۱۴ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۹۴:

به منجمی بگفتم که ببین و طالعم گفت 

به سرت ز چرخ دوران غم یار خواهی آمد

 

 

Khishtan Kh در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۵ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۴۴ - امتحان کردن شیرین فرهاد را در عشق:

فراقت چون کشیدم کوه نسفتم

چو مجنون صد بنالم گو نگفتم 

بهایت داده ام،ای عشق سر و سامان

به آرامی شبی در قو نخفتم

nabavar در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۱۸ در پاسخ به مسکین دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱:

مسکین جان همان خِرَد درست است.

اگر به خوانش ها گوش کنید متوجه ی حرکات خواهید شد.

مانا باشی

فاطمه یاوری در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸:

سعدی!

اگر عاشقی، میل وصالت چراست؟

هر که دل دوست جست،

مصلحت خود نخواست....((:

به یادگار از یه شب بهاری شدیدا بارانی 

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۶ در پاسخ به مسکین دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱:

سلام 

  آدمی تا زمانی که در مقام صبر قرار داره هیچگونه گلایه وزاری وناله نداره حافظ به دلدار میگه صبر من طاق شده وآن را به دریا انداختم وبجای آن دیگر گریه وشیون واشک را خریدم وجایگزین کردم چه کنم که غم عشق را نمی‌توان پنهان کرد

نیارستن = نتوانستن

  البته این برداشت خودمه وممکنه خالی از اشتباه نباشه چون دیدم بعضی برداشت خرد ورزی و موارد دیگه از بیت داشتند.

 

   شاد باشی عزیز

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۲۳ در پاسخ به فاطمه رضائیان دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۰:

سلام 

تن زدن = خاموش شدن

تن زن ای ناصح پرگو که دل بازیگوش 

جز به هنگامه طفلانه نگیرد آرام

شمار داشتن= با کسی محاسبه وپرسش و پاسخ وحساب وکتاب داشتن

درسته که دل من را بردی والان دم نمی زنی ولب بستی ولی باشه من بعدا از تو باز خواست خواهم کرد.

 

شاد باشی

احمد نیکو در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۱۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۲:

هر کو به جهان راه قلندر گیرد

باید که دل از کون و مکان برگیرد 

در راه قلندری مهیا باید

آلودگی جهان نه در بر گیرد

(رباعی از سنایی شماره ۱۳۹)

فاطمه رضائیان در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۰:

میشه لطفاً مفهموم این بیت رو اگر کسی می‌دونه برام توضیح بده ممنون میشم 

«دل بردی و تن زدی همین بود

من با تو بسی شمار دارم »

هادی علی زاده در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۸:

ببینید چقدر زیباست!!!

خیره آن دیده که آبش نبرد گریه عشق

تیره آن دل که درآن شمع محبت نبود

 

واقعا همه انسان‌ها تازمانی که به عشق حقیقی دست نیافته باشند چشمشان خیره در انتظار و به دنبال عشق خواهد بود. درواقع عشق خواسته همه انسان‌هاست ولی به قول حافظ بزرگ به دلیل نبود همت کسی در جستجوی راه عشق نیست

 

و ببینید چقدر زیبا نوشته که دلی که محبت نداشته باشد درواقع تاریک است و انسان بدون روشنایی و شمع حتی جلوی خود را نمیتواند ببیند و بدون وجود نور نمیتوان راه درست (عشق) را تشخیص داد

 

واقعا به به.

زندگی با حافظ خیلی زیباست

ابوتراب. عبودی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۷:

با سلام و عرض ادب و احترام محضر شما فرهیختگان ارجمند و استادان عزیز و گرانقدر

 

گفتم : دل من؟ گفت : ویران من است

گفتم : خِردم ؟ گفت: پریشان من است

 

گفتم:سر و جان و چشم و گوش و هوشم

گفتا : همه غرق ِ لطف و احسان ِ من است

 

با احترام، دیوان ابوتراب عبودی، چاپ دوم

مسکین در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱:

اشک حافظ خُرد یا خِرَد ؟
لطفا با این اشاره ها خواننده های تازه کار رو راهنمایی کنین

فاطمه یاوری در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۱:

بس توبه و پرهیزم کز عشق تو باطل شد.....

من بعد بر آن شرطم

کز توبه بپرهیزم.....

 

محمد شعبان در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۵:

دو سه طرارند

 منظورروح ذهن و جسم، 

 

 

حسین شریفی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۴۲ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۴:

برو ای خواجه مرا چند ملامت ...

سلطان سعدی این مضمونو به یه شکل زیبای دیگه‌ای سروده:

سعدی از سرزنش خلق نترسد هیهات

غرقه در نیل چه اندیشه کند باران را

شایان در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۲۷ دربارهٔ کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۴۲۳:

کمال‌الدین اسماعیل دوره وحشتناک حمله مغول را به تمامی درک کرده و به چشم خویش قتل‌عام مغول را به سال ۶۳۳ هجری قمری در اصفهان دیده بود. این شعر احتمالا در باب ان دوران سروده شده

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۰۳ در پاسخ به الف رسته دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۱:

جهان و کار جهان سر به سر اگر ...

درود بی پایان بر شما وسپاس از سرکار خانم عندلیب ، طبق خوانش ایشان آخر بیت  ششم عزیز میباشد که عزیر تایپ شده اصلاح بفرمایید.

متشکرم

Mojtaba Razaq zadeh در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۴۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲ - حکایت در تدبیر و تأخیر در سیاست:

من حتی اگر معنی این ابیاترا ندانم بسیار از خواندش ذوق زده میشوم. الحق که سعدی فرمان روای ملک سخن است.

افشار سعدی‌خوانی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۳۶ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱:

رَبّ لاتَذَرنی فَردا: بار الها، مرا یک تن و تنها وامگذار

علی اکبر فولادین در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۳۲ دربارهٔ ایرج میرزا » قصیده‌ها » شمارهٔ ۶ - حسب الامر جناب جلالت مآبِ اجلِّ اکرم آقایِ قائم مقام مَدّظِلُّه العالی محضِ فرح خاطرِ مبارک حضرت اجلّ روحی فِداه عرض شد:

شاعر در ابیات بسیاری از این قصیده به مستمری ماهانه بیست تومانی که علیقلی خان برای وی برقرار کرده است اشاره می نماید. 

الف رسته در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۲۲ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۱:

جهان و کار جهان سر به سر اگر ...

 

کَهی بود که به جز باد در جهان نشناخت /// کَهی کُهی نکند ز آنک کُه نه فرهادست

اعراب گذاری مطابق نسخهٔ فروزانفر ( همان نسخهٔ کاغذی که در پای غزل آمده است) این چنین است.

۱) کَهی = کاهی

۲) کُهی = کوهی

۳) کُه = کوه

خوانش خانم عندلیب هم که پای غزل آمده است مطابق همان اعراب گذاری فروزانفر است.

نسخهٔ فروزانفر بر اساس نسخهٔ قونیه تهیه شده است، ولی ما نمی‌دانیم که آیا این اعرابی فروزانفر در نسخهٔ خطی قونیه هم وجود دارد یا خیر.

نکته‌های ۱ و ۲ بالا روشن است و ابهامی در معنی بیت نمی‌اندازد، ولی نکتهٔ ۳ جای ابهام دارد. آیا فرهاد را با کاه مقایسه کرده است یا با کوه؟

۴) کُه نه فرهاد است

۵) کَه نه فرهاد است

در ادامهٔ غزل بیت ۹ را بخوانیم: « تو باخبر نشوی گر کنم بسی فریاد /// که از درون دلم موج‌های فریادست»

این فریاد از خود مولاناست که خود را شبیه فرهاد کرده است.

ببینیم مولانا چه تصویرهائی از فرهاد و کوه کندن و باد در جاهای دیگر به دست داده است، چه نمونه را در زیر می‌آوریم:

«ساقی تو ما را یاد کن، صد خیک را پرباد کن /// ارواح را فرهاد کن، در عشق آن شیرین لقا»

«فرهاد هم از بهر او، بر کوه می‌کوبد کُلند»

«همچو فرهاد از هوایت کوه هجران می‌کَنم»

«گه ز هجرش کوه کَن فرهاد باش»

به همان چند نمونه بالا بسنده می‌کنیم و یاد آور می‌شویم بیت معروف او را:

«این جهان کوهست و فعل ما ندا /// سوی ما آید نداها را صدا»

مصرع اول بر روی محور حقیرت کاه می‌چرخد که جز باد چیزی نمی‌شناسد و به هر بادی از جا کنده و سردرگردان می‌شود. مصرع دوم میگوید که این کاه نمی‌تواند کوه باشد. می‌پرسیم که چه کوهی در نظر بوده است؟ کوهی که از فرهاد عظیم تر است؟! یعنی از نیمهٔ مصرع دوم ناگاه مقایسه‌ای که در مصرع اول آعاز شده بود و تا میانهٔ مصرع دوم ادامه داشته ناگاه تغیر جهت داده و کوه را با فرهاد مقایسه کرد!! در تمام آثار مولانا چنین مقایسهٔ خنکی نشده است. در بین شاعران معروف دیگر هم چنین مقایسه‌ و تشبهی پیدا نمی‌شود.. حافظ می‌گوید:

«دل به امّیدِ صدایی که مگر در تو رسد /// ناله‌ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد»

در سراسر غزل هم مقایسه‌‌ها وجود دارد:

۱) باد پوچی ≠ باد مکافات

۲ و ۳) سخن و بود محمد ≠ بولهب و افسانهٔ او

۴) بی ثباتی باد ≠ بقای کوه قاف

۵)‌ دم عیسی ≠ باد هوا

۶)‌ باد سخن ≠ بقای سخن

۷) باد هوا ≠ تیغ پولاد در باد جهان

۸۱) کاه ≠ کوه

۸۲) کوه ≠ فرهاد ؟؟!

۹) موج فریاد مولانا ≠ خبردار شدن تو

۱۰)‌ موج بحر، مُلک آباد ≠ باد هوا

داده‌های بالا کافی است که باور کنیم که کوه با فرهاد مقایسه نشده است بلکه کاه با فرهاد مقایسه شده است.

۱
۶۸۳
۶۸۴
۶۸۵
۶۸۶
۶۸۷
۵۶۹۰