همیرضا در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳:
نقل از کانال تلگرام استاد میرافضلی، این نوشته:
نسیم زنده رود و باغ کاران
به فریادم رسید ای غمگساران
مرا یادآورید ای شادخواران
خبرتان نیست ای مستان خوشخواب
ز چشم خیرۀ اخترشماران
بهیکباره مرا مهجور کردید
بنامیزد زهی زنهارخواران
سرِ ادبار بر زانو نهادم
نشسته بر پلاس سوگواران
که آرَد رحمتی بر مستمندان
که ریزد جرعهای بر خاکساران
فلانی را بپرسید و بگویید
که ای پشت و پناه دوستداران
حرامت باد و نوشت باد بی ما
نسیم زندهرود و باغِ کاران
شرفالدین شفروۀ اصفهانی
(سدۀ ششم هجری)
منبع: جُنگ اشعار شمارۀ ۵۳۱۹ کتابخانۀ ملک، سدۀ دهم ق، صفحۀ ۸۳۰
..
اشارۀ لازم: در متن دو اصلاح صورت گرفته است: در بیت سوم، کردی به کردید بدل شده و در بیت پنجم، خاکیاران به خاکساران. این غزل در دیوان شرف شفروه موجود نیست. باغِ کاران، یکی از باغهای قدیمی اصفهان در مجاورت زندهرود بوده است. بیت آخر غزل شفروه، یادآور این بیت حافظ است:
گرچه صد رود است در چشمم مدام
زنده رود باغ کاران یاد باد!
..
همیرضا در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۴۲:
استاد سعید سلیمانی در کانال تلگرامشان کاریز در این باره نوشتهاند:
افیغومی، آغاپوسی...
غزلیست از مولانا که ردیف آن کلمهای یونانیست:
بتاب ای ماه بر یارم بگو یارا اغا پوسی / بزن ای باد بر زلفش که ای زیبا اغا پوسی
گر این جایی گر آن جایی وگر آیی وگر نایی / همه قندی و حلوایی زهی حلوا اغا پوسی
تا بیت آخر:
منم نادان تویی دانا تو باقی را بگو جانا / به گویایی افیغومی به ناگویا اغا پوسی
در متنهای چاپی، شاید متاثر از وزن یا تداعی «اغا» ترکی یا مغولی، کلمه را به صورت «اغا پوسی» مینویسند منتهی صورت درستترش «اغاپو سی» است: Αγαπώ σε
اگاپو (دوست دارم) سی (تو را)
در بیت آخر امّا مولانا کلمه دیگری هم افزوده است: افیغومی... که به احتمال زیاد، و نوع تبدیل گاما به غ در اغاپوسی، صورتیست از αφηγούμαι افِگومِ، به معنیِ قاموسی: بیان میکنم، روایت میکنم.
جالب این که در نسخه چستربیتی، کاتب علامت زده و کلمه را در حاشیه، احتمالا در معنی رایج آن نزد یونانیزبانان قونیه، ترجمه کرده است: «میلافم» و خیلی هم خوب!
به گویایی افیغومی به ناگویا اغاپوسی: به گفتن، لاف عشق تو میزنم، به خاموشی، دوستت دارم... یا نظیر آن.
این که «اغاپوسی» را معنی نکرده احتمالا از آن روست که این ترکیب مشهور «دوستت دارم» به زبانهای رایج منطقه، چنان که امروزه هم در مناطق مختلف، آشنا بوده است. مولانا جای دیگر هم دارد:
پویسی چَلَبی پویسی، ای پوسه اغا پوسی / بی نخوت و ناموسی این دم دلِ ما را جو...
تفاوت معنای عشق و دوستی در دو صورت آگاپه و فیلیا، صحنه جالبی در انجیل یونانی خلق کرده، در سخنی بین مسیح و پطرس، که جا دارد از آن جدا بنویسیم.
اگر در خاک بنهندم تویی دلدار و دلبندم / وگر بر چرخ آرندم از آن بالا اغا پوسی
اگر بالای کُه باشم چو رهبان عشق تو جویم / وگر در قعر دریاام در آن دریا اغا پوسی
بیا پهلوی من بنشین به رسم و عادت پیشین / بجنبان آن لب شیرین که مولانا اغا پوسی..
همایون در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۸:
این غزل بسیار قابل تامل است و یافته های جلالدین از دل و عشق است و صورتی که بسیار نزدیک به انسان است ولی انسان نیست و چنین صورتی و هستی میتواند عشق عرفانی جلالدین را شکل ببخشد، شاید تصور شود که او مثل غزل های دیگر از شمس میگوید ولی اینطور نیست هرچند واژه شمس هم در غزل هست ولی از غزل های پیش از ملاقات شمس است و نشان میدهد که چگونه ذهن او آماده شکار شدن بدست ویرانگری چون شمس تبریز است
همایون در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹۶:
شمس و جلالدین کوششی نمودند تا فرهنگ از بیراهه خود بازایستد و براه درست درآید هرچند کوشش از سوی شمس بود در ویرانگری کژراهه ها و تلاش جلالدین در ادامه راه بی حضور شمس پیش رفت
او همواره غیبت شمس را حس میکند چون ویرانگری بسیار ضروری است ازاینرو که کژراهه بسیار طولانی است و بسادگی نمیتوان از آن بیرون آمد
جلالدین تلاش خود را با حسامدین دنبال میکند اما حضور شمس همواره نیازی است پایه ای که نمیتوان آنرا پر کرد کار شمس را نمیشود تقلید کرد یا آموخت
توان تخریب را هرکسی ندارد مغز انسان بیشتر آموزش و تقلید را پذیراست
همایون در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۹:
از غزل های اولیه که تمرین شعرگفتن و قافیه بستن و بازی با معنا های خشک عرفانی در آن هویداست
مهر و ماه در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۵۹ در پاسخ به نیما نجاری دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲۵:
ممنون از شما
میلاد کمالی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۵۲ در پاسخ به احمد دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۳:
بله جناب احمد عزیز. درست میفرمایید. منظور همان پیچ زلف یار است که خال صورت یار مانند نقطهی حرف «ج» که در قوس آن محصور شده، درون قوس زلف یار قرار گرفته. چنانکه حافظ علیهالرحمة میفرماید:
در خَمِ زلف تو آن خالِ سیه دانی چیست؟
نقطهٔ دوده که در حلقه جیم افتادست
رسول لطف الهی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۰:
جناب جواد یساری قبل از انقلاب این اشعاررا به زیبایی اجرا کردند.حتما گوش کنید.
سیّد مبین محدثی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۲۵ دربارهٔ امیر معزی » غزلیات » شمارهٔ ۸:
خوانش بیت پنج به نظر به این شکل میباشد:
صورتگر چین در حصد صُوِّرَت(صورتگری کردن) خویش
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۰۱ دربارهٔ محیط قمی » هفت شهر عشق » شمارهٔ ۷۱ - مختوم و موشّح به مدح آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم:
بخشیده بی نیازی ، از خلق ، کردگارم
سایه ماه در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۳۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱:
در باور من نمیگنجه که انسان با ان همه کمالاتی که به عنوان برترین مخلوق خداوند داراست والاترین مقصودش چند صباحی خوشگذرانی در این دیار خاکی باشه من نمیتوانم به چنین کم قانع باشم
حسین یوسفی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۵۵ در پاسخ به علیرضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴:
سردرگمی در شما است که میکوشید حافظ را با خوانش عرفانی بخوانید. بیت جنگ هفتاد و دو ملت، شباهت تامی با بیت معروف خیام دارد که هست از پس پرده گفتگوی من و تو. چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من. کاش سمند شعر حافظ را به گاری عرفان نمیبستید. شاعر برای این کار زیاد است.
حسین یوسفی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۳۰ در پاسخ به کوچمضان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴:
کجای این آیه دلالت به عشق دارد؟ در قران مگر نیامده اگر این قران را بر کوهی نازل میکردیم، آن را خاشع و لرزان مییافتی از بیم خداوند؟
برگ بی برگی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۳۷ در پاسخ به ارکیده سالم دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۱:
سلام و ممنون از اظهارِ لطفِ شما عزیزِ گرانقدر، بنظر می رسد حافظ خود بهترین آموزگار و راهنماست برای دریافتِ معانی چنانچه در بیتی می فرماید؛ "آنروز بر دلم درِ معنی گشوده شد کز ساکنانِ درگهِ پیرِ مُغان شدم" پس اگر یک چند خدمتِ مِی و معشوق کنیم و با تکرارِ و حتی الامکان حفظِ ابیات ساکن و مقیمِ درگاهِ پیری همچو حافظ شویم امید است که پرده ها از معانی گشوده شده و شرابِ حافظ بر ما جاری شود. دیگر اینکه قابلیتی برای آموزش ندارم اما اگر قصدِ یادگیریِ نکاتِ ادبی و ریشهٔ الفاظِ عرفانی یا مطالبِ علمی و تحقیقی در بارهٔ شعرِ حافظ را داشته باشید می توانید از کتابِ شرحِ شوقِ استاد سعیدِ حمیدیان بهره ببرید که بنظر می رسد جامع ترین است. موفق باشید
شاهرخ آسمانی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۴۳ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷:
سلام و درود بر جناب برگ بی برگی
بسیار سپاسگزارم لذت بردم از تفسیر شما
سام اخضری در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۲۶ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۲۵:
دوستان لطفا معنی
وز پای فتاده سرنگون باید رفت
را توضیح بفرمایید، بار معنایی کلمه سرنگون چیست؟
مجید محمدپور در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او:
برخی از شارحان این حکایت را تاویلات مفصلی کرده اند که خلاصه آن به زبان ساده اینست .
پادشاه رمز روح است . طبیبان مغرور رمز عقل جزئی یا مشایخ ظاهری است . کنیزک رمز نفس حیوانی یا غریزی یا سالک مبتدی است . زرگر رمز دنیاست . و آن طبیب روحانی رمز عقل کلی یا مرشد حقیقی است . روح ( شاه ) به نفس ( کنیزک ) عشق می ورزد تا او را صافی کند و به مرتبه نفس مطمئنه برساند زیرا با صفای نفس ، معرفت روحانی و مدارج کمالی حاصل آید . اما نفس ( کنیزک ) طبعا عاشق دنیا ( زرگر ) است و میل ندارد که جهان ظاهر و محسوس را با جهان باطن و نامحسوس معاوضه کند . ابتدا عقل جزئی ( طبیبان مغرور ) می خواهد تعلقات شهوانی نفس ( کنیزک ) را معالجه کند ولی حال او وخیم تر می شود و تعلقش به دنیا ( زرگر ) افزون تر می گردد. وقتی روح ( شاه ) خاضعانه به درگاه الهی روی می آورد، خداوند عقل کلی ( طبیب روحانی ) را ماموریت می دهد که با نشان دادن حقیقت فنا و زوال دنیا ، میل آن از نفس (کنیزک) برکنده گردد و در نهایت نفس حیوانی به سوی شاه ( روح ) بازگردد و به مقام نفس مطمئنه برسد
Arash در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۳۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۶:
با درود به سروران گرامی
به گمانم بیت دوم را نباید سوالی خواند
مبین آن بی حمیت را که هرگز
نخواهد دید روی نیکبختی
که آسانی گزیند خویشتن را
زن و فرزند بگذارد به سختی
"که" در اینجا پرسشی و به به معنای چه کسی نیست، "که" موصولی هست و ادامه ی بیت پیشین،
میگوید آن بی حمیتی که برای خودش آسانی را انتخاب کرده و زن و فرزند را در سختی رها می کند.
پویا حسنی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۵۹ در پاسخ به دکتر ترابی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:
هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را قُل لِصاحٍ تَرَکَ النّاسَ مِن الوَجْدِ سُکاریٰ
هیچ انسان عاقلی مستی ما را ملامت نمی کند (ولی اگر کرد) به ملامتگر بگوئید که مردم از مستی به وجد آمده را ترک کند
مهر و ماه در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۱۶ در پاسخ به شقایق عسگری دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱: