گنجور

حاشیه‌ها

امیر اسمعیل نیا در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۴۷ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مستزادها » کار ایران با خداست:

سلام وقت همگی بخیر

چرا ملک الشعرا گفته :

خاک ایران بوم و برزن از تمدن خورد آب-جز خراسان خراب

چرا خراسان؟مگر خراسان چه مشکلی داشته؟

عباس جنت در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲:

در این غزل مولانا از زبان مظاهر الهی (پیامبران) صحبت میکند :

  آمده ام که تا به خود گوش کشان کشانمت / بیدل و بی خودت کنم در دل و جان نشانمت

آمده ام بهار خوش پیش تو ای درخت گل / تا که کنار گیرمت خوش خوش و می‌‌فشانمت

 آمده ام تو را با عشق براه راست هدایت کنم اگر دوست نداشته باشی تو را بخود می کشانمت  

 

آمده ام که تا تو را جلوه دهم در این سرا / همچو دعای عاشقان فوق فلک رسانمت

آمده ام که بوسه‌ای از صنمی ربوده ای / باز بده به خوشدلی خواجه که واستانمت

 

آمده ام که مقام بلند تو را که از ملک و فلک بالا تر است نشانت دهم

خود ز فلک برتریم وز ملک افزونتریم / زین دو چرا نگذریم منزل ما کبریاست

 

کل چه بود که کل توی ناطق امر قل توی / گر دگری نداندت چون تو منی بدانمت

 

در بیشتر نسخه ها نوشته شده "گل" ولی بنظر بنده کل بیشتر معنی میدهد.  "کل" و "ناطق امر قل کسی که آیات قران را نازل کرده" منظور خداوند است. اگر هیچ کس نداند چون تو من هستی میدانم.

 

جان و روان من توی فاتحه خوان من توی / فاتحه شو تو یک سری تا که به دل بخوانمت

 

سوره فاتحه را مسلمانان  در مواقع مختلف برای آرامش روح میخوانند حالا فاتحه را من (پیامبر) برای تو میخوانم.

 

صید منی شکار من گرچه ز دام جَسته‌ای / جانب دام بازرو ور نروی برانمت

شیر بگفت مر مرا نادره آهوی برو / در پی من چه میدوی تیز که بردرانمت

 

آمده ام که تو را شکار کنم هر چند تو از دام من فرار میکنی ولی با امتحانات و مشکلاتی که در زندگی تو ایجاد میشود تو را به طرف خود خواهم کشید.

 

زخم پذیر و پیش رو چون سپر شجاعتی / گوش به غیر زه مده تا چو کمان خَمانمت

 

وقتی تیر از کمان پرتاب میشود صدایی که از زه کمان بلند میشود خبر از پرتاب تیر میدهد یعنی کار انجام گرفته. چون شجاع هستی با هوا هوس بجنگ در این جنگ از زخمی شدن نترس و به هدف خودت تمرکز کن.

 

از حد خاک تا بشر چند هزار منزلست / شهر به شهر بردمت بر سر ره نمانمت

 

 از وقتی که تو خاک بودی به بشر کامل تبدیل شدی هزاران پیامبر برای راهنمای تو فرستادم و  از یک دین به دین دیگر فرستادم هیچ وقت تو را بی راه نما نخواهم گذاشت.

 در تورات خداوند به حضرت ابراهیم قول داده که هیچ وقت بشر را تنها نگذارد و همیشه برای راهنمای بشر پیامبرانی مبعوث نماید.

 

هیچ مگو و کف مکن سر مگشای دیگ را / نیک بجوش و صبر کن زانک همی‌ پزانمت

 

 شکوه و شکایت نکن صبر داشته باش تا پخته شوی

 

نی که تو شیرزاده‌ای در تن آهوی نهان / من ز حجاب آهوی یک رهه بگذرانمت

 

 روح تو عظیم است ولی در جسم تو پنهان شده و من این حجاب را از روح تو بر خواهم داشت

 

 

گوی منی و میدوی در چوگان حکم من / در پی تو همی ‌دوم گرچه که می‌دوانمت

 

 توی گوی چوگان منی و به فرمان من میدوی ولی من هم به دنبال تو میدوم و مواظب تو هستم

فرهود در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:

ز شمشیرِ سرافشانش، ظفر آن روز ...

اگر در تاریخ جنگ‌های جلال‌الدین شاه شجاع‌، جنگی با قوم هزاره موجود باشد پس منظور از هَزاران‌ در بیت ۱۲، جنگ بخصوصی است.

فرهود در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۰۳ در پاسخ به بابک چندم دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۶ - اندرز و سوگند دادن مهین‌بانو شیرین را:

درود

انجم به نظر نمی‌رسد که مخفف انجمن باشد. حکیم نظامی‌، انجم را در اشعار دیگرش به معنای ستارگان و کواکب استفاده کرده است. می‌فرماید‌:

ای بر آرنده سپهر بلند

انجم افروز و انجمن پیوند

انجم‌گری نیز در اینجا یعنی رصد کردن ستارگان برجیس و ناهید که مجازا برای داوری بازی چوگان استفاده شده است.

پیروز باشید

 

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۴۹ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۸۱۱:

لاجرم از گناهِ من آشفته بگذرد ، مگر،

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۴۵ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۰:

مران تو بندهء مدحتگر ، ای ولیِّ ولایت،

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۴۰ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۰:

ز نوکِ ناوکِ فولاد ، بازوانِ  تو  ناید،

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۰:

کجا چو رویِ تو ، روید گلی به گلشنِ کابل،

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۳۵ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۶:

فرشته ای تو  بدین نازِ جان گداز و گر نه،

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۳۳ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۶:

گر از نظر فکنَد تیرِ غمزه ام ، چه ملامت،

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۱۰ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۶:

اگر سرشک سر آید ، بهل که دیده برآید

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۰۸ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۶:

ز تارِ او گسلد رشته ایّ و جان بدر آید

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۰۶ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۵:

بیت مقطع و شامل تخلص شاعر ، درج نشده است

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۰۵ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۵:

ساقی ، آبِ طرب انگیز به بیدردان دِه،

مجید دهکردی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱۲:

استاد شجریان بر روی چهار مضراب مخالف از جمشید عندلیبی بسیار اجرای زیبایی دارند

شیوا منصور در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵:

آتش به جان شمع فتد کاین بنا نهاد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۳۳ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۶۹۴:

دین من عشق بوَد ، عشقِ علی مظهرِ حق،

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۶۹۴:

با دُو ناسور ، به جز ناله چه تسکین دارم

Mojtaba Razaq zadeh در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۳۹ دربارهٔ عارف قزوینی » دیوان اشعار » غزل‌ها » شمارهٔ ۷۸ - غزل جمهوری: غزل دوم بیات ترک:

تا که آخوند و قَجَر زنده در ایرانند این

ننگ را کشورِ دارا به کجا خواهد برد

آذین مرزوبوم در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۳:

مصرع دوم بیت آخر معنی اش اینست که "ای سعدی، حتی اگر در بیابان راه اشتباه را بروی، در واقع بسوی خدا خواهی رفت. پس مسئله ای نیست." یعنی حتی مرگ هم مسئله ای نیست چون شما را به سوی خدا خواهد برد.

۱
۶۱۷
۶۱۸
۶۱۹
۶۲۰
۶۲۱
۵۶۸۸